ده ترند و پیش‌ بینی بزرگ که آیندۀ بازاریابی دیجیتال را شکل می ‌دهند

ده ترند و پیش‌ بینی بزرگ که آیندۀ بازاریابی دیجیتال را شکل می ‌دهند

ده ترند و پیش‌ بینی بزرگ که آیندۀ بازاریابی دیجیتال را شکل می ‌دهند 150 150 دکتر علی ناصرحجتی

تاثیر اپیدمی بر کسب‌و‌کار‌ها

همه‌گیری ویروس کرونا تغییرات زیادی در دنیا به همراه داشت. شرایط حال حاضر برای کسب‌وکار‌ها  مانند گذشته نیست و دست‌خوش تغییرات زیادی شده است. تا حدی که دیگر استراتژی‌ها برای پساکرونا کارساز نیستند. برای اکثریت کسب‌وکارها زمان آنست برای جلوگیری از حذف بیرحمانه از صحنه رقابت حضوری جدیدتر در دنیای دیجیتال داشته باشند. اینجاست که راه حل‌های جدید به کمک کسب‌وکار‌ها می‌آیند. در این مقاله سعی می‌کنیم راه حل‌هایی را ارائه دهیم که بتوان در دوران پسا کرونا کسب‌وکار خود را حفظ کنید. 

ما با یک اپیدیمی، اختلالات در زنجیرۀ تامین محصولات و تورم مواجه هستیم و همچنان این ناآرامی‌های اجتماعی ادامه دارد.با توجه به رصد شرایط فعلی کسب‌کار‌ها در این مقاله ده مورد مهم که در چند سال آینده بر تیم های بازاریابی و رهبران تأثیر می گذارند را مطرح می‌کنیم. 

شماره ۱۰. بازاریابی لحظه‌ای (Micro-moment marketing) 

در نظر بگیرید که چه اتفاقی می‌افتد اگر دیگر شکلات، خوراکی‌ها و لوازم جانبی و نوشیدنی‌ها را در فروشگاه و صف خرید تهیه نکنیم؟ این سوال همیشه برای کسب‌وکار‌ها مطرح بوده است که چگونه می‌توانیم از طریق بستر‌های دنیای دیجیتالی خرید سریع را  ایجاد کنیم.

در دنیای بازاریابی دیجیتال مدت‌ها است که سیستم ریکامندر یا توصیه‌گر وجود دارد. اما مصرف کنندگان خود را با  الگوهای خرید محدودی  که برگرفته از چند از سایت بزرگ بوده است خود را وفق داده اند. در طول بزرگ آنلاین شدن کسب‌وکار‌ها مارکتر‌ها همواره در تلاش برای بازتعریف موتور بازاریابی درون فروشگاهی هستند که خریداران را به امتحان یک نام تجاری جدید سوق می‌دهد. 

به گفتۀ Accenture  “الگوهای جدید در رفتار خرید مشتریان باعث ایجاد هزینه برای خرده‌فروشان ایجاد می‌کند وهزینه‌هایی جدید را برای خدمات به همراه دارد.” این روند شامل کسب‌وکار‌های مدل B2B نیز می شود. در گذشته رویدادهای حضوری B2B باعث خرید آزمایشی جدید فوق ‌العاده‌‌ای از طریق غرفه‌‌ها یا اهدای جوایز شد. می‌توان گفت در واقع هر صنعتی باید در چند سال آینده کتاب بازاریابی تجاری جدید خود را دوباره تعریف کند. رویدادهای حضوری مدل‌های B2B باعث رقم خوردن خرید آزمایشی جدید فوق ‌العاده‌‌ای از طریق غرفه‌ ها یا جوایز در گذشته شد. هر صنعتی باید در چند سال آینده کتاب بازاریابی تجاری جدید خود را دوباره تعریف کند. در واقع برخی کسب‌و‌کار‌ها ممکن است انواع جدیدی از  لحظه‌های خرید (shoppable moments)  در دنیای دیجیتالی را پیدا کنند. دیگران ممکن است به خدمات صندوق اشتراک روی بیاورند تا آزمایش‌ های جدیدی را انجام دهند. پس باید منتظر باشیم و آماده شویم تا کسب‌وکار‌ها خود را به سمت بستر‌های دیجیتالی که برای سرمایه گذاری روی فرصت‌های خریدی که ممکن است تنها چند ثانیه طول بکشد، هدایت کنیم.

در بازریابی لحظه‌ای Micro-moment marketing نیاز است که قابلیت‌های اساسی موارد زیر را ایجاد و هماهنگ کنید: 

• هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشینی (ML)

• پلت فرم های داده مشتری (CDP)

• نرم افزار اتوماسیون بازاریابی

بازاریابی لحظه‌ای (Micro-moment marketing) 

شماره ۹: سواد داده Data literacy

هیچ وقت به این اندازه مصرف‌ کنندگان، کارفرمایان، رسانه‌ها و دولت‌ ها وارد حوزه آمار نشده بودند. اما پس از طوفان داده‌ها و تجزیه و تحلیلت نتایج برای مصرف کنندگان و کارمندان یکسان بوده است. سردرگمی، درگیری، و درخواست ‌های “خطا” به دلیل داده‌‌هایی که به هر سمتی متمایل شده و به عنوان دلیلی برای حمایت از یک دیدگاه خاص استفاده می‌شوند.  باید این را در نظر داشت که آمارها دستکاری می‌شوند پس داده‌ها همیشه ثابت و قابل اعتماد نیستند. احتمالاً مصرف ‌کنندگان به تحلیل ‌گران داده‌های پیچیده‌تری می‌دهند. بنابراین تجزیه و تحلیل داده‌ها که به عنوان هر مدرک به آن‌ها استاد می‌شود به بررسی دقیق‌تری نسب به قبل نیاز خواهند داشت. دیگر مهارت‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها به عنوان یک تخصص در هر کسب و کاری نیست. 

در بازاریابی دیجیتال مهارت های تجزیه و تحلیل داده ها دیگر یک تخصص برای هر کسب و کاری نیست. آن ها یک شایستگی اصلی برای اقتصاد دیجیتال هستند. کارشناسان روند IDC بر این باورند که کارفرمایان منابع قابل توجهی را صرف آموزش همه کارکنان برای درک داده ها برای شناسایی اطلاعات نادرست یا تأثیرگذاری بر تصمیم گیری از طریق داده های نادرست می کنند. بنابراین تجزیه و تحلیل داده ‌ها که به عنوان هر مدرکی استفاده می‌ شود، آستانه بررسی دقیق ‌تری نسبت به قبل خواهد داشت.

آمارها دستکاری می شوند و افراد بیشتری متوجه می شوند که داده ها همیشه ثابت و قابل اعتماد نیستند. احتمالاً مصرف ‌کنندگان به تحلیل ‌گران داده پیچیده ‌تری تبدیل می ‌شوند، بنابراین تجزیه و تحلیل داده ‌ها که به عنوان هر مدرکی استفاده می‌ شود، آستانه بررسی دقیق ‌تری نسبت به قبل خواهد داشت. مهارت های تجزیه و تحلیل داده ها دیگر یک تخصص برای هر کسب و کاری نیست. در واقع این یک توانمندی اصلی و شاخص در دنیای اقتصاد دیجیتالی است. 

آن ها یک شایستگی اصلی برای اقتصاد دیجیتال هستند. کارشناسان روند IDC بر این باورند که کارفرمایان منابع قابل توجهی را صرف آموزش همه کارکنان برای درک داده ها برای شناسایی اطلاعات نادرست یا تأثیرگذاری بر تصمیم گیری از طریق داده های نادرست می کنند. کارشناسان بر این باورند که کارفرمایان منابع قابل توجهی را صرف آموزش کارکنان می‌کنند اما در واقع هزینه برای درک داده‌هایی می‌شود که اطلاعات نادرست می‌دهند. این اطلاعات نادرست باعث تصمیات نادرست می‌شوند. پس رهبران و مدیران تجاری بایدبا آمادگی بیشتری داده‌های خود را اثبات کنند. و کسب‌وکار‌هایی کهدر آموزش سواد داده سرمایه‌ گذاری نمی ‌کنند در ارتقای فرهنگ داده‌‌های سازمانی شکست می‌‌خورند و در معرض خطر افزایش رقابت یا کاهش رضایت مشتری هستند.

آنها همچنین باید آمادگی بیشتری برای اثبات آمار خود به مصرف کنندگان داشته باشند. رهبران تجاری که در آموزش سواد داده سرمایه‌ گذاری نمی ‌کنند ، در ارتقای فرهنگ داده‌ های سازمانی شکست می‌ خورند و در معرض خطر افزایش رقابت یا کاهش رضایت مشتری هستند.

شماره ۸ : بدهی فنی

Customer experience ‌ها همیشه مورد حذف انبار‌ها و یکپارچه سازی داده‌ ها در تمام عملکردهای تجاری صحبت می کنند. اما اغلب نمی‌توانند این الزامات را به ارزش واقعی کسب و کار پیوند دهند. زیرا در این سطح سازگاری یک اصطلاح گسترده است که نمی توان آن را با جزئیات شفاف کرد. این سازگاری می‌تواند شامل ثبات در آنچه در هر بستر ارائه می‌دهید ، نحوه ارتباط شما با مشتری، نحوه استفاده از بستر‌های خود برای حفظ رکورد دوم ، و میزان خدمات و پشتیبانی شما از هر چیزی که کسب ‌و کارتان می ‌فروشد را شامل می ‌شود. در واقع این مورد چالش برانگیزترین تحول دنیای دیجیتالی ضروری است. با این حال ،  مهم ترین عنصر تجربه آن‌ها برای مصرف کنندگان است.

در بازاریابی دیجیتال بزرگترین مانع برای customer experiences ‌ها که ثبات مورد انتظار تنیجه کار آن‌هاست بدهی فنی است. Technical Debt اصطلاحی دنیای کسب‌وکار‌های دیجیتال مطرح است و بدین معنی است که که طی آن به جای صَرف زمان زیاد و یافتن درست‌ترین و بهترین راه‌حل در حین اجرا، یک راه‌حل آسان و فوری را برای حل موقت یک مسئله به کار می‌گیرد و در عوض متعهد می‌گردد که در آینده و پس از تکمیلعملیات ، زمانی را برای یافتن راه‌حلی اصولی‌تر و حتی تغییر بخشی از بخش‌ها جهت جایگزین نمودن راه‌حل درست با راه‌حل موقت صرف نماید. دگرگونی سریع دنیای دیجیتالی بدهی های فنی را افزایش داده است و کسب و کارها را مجبور می‌کند تا این بدهی را در سال های آینده کاهش دهند.

بنابراین کسب‌وکار‌ها به زیرساخت ‌های خود عمیق‌تر نگاه کنند. با نگاهی عمیق‌تر در واقع کسب‌وکار‌ها  قادر خواهند بود موانع و مسدود‌ کننند‌های رسیدن به سازگاری را حذف کنند. همچنین جایگزینی برای فناوری قدیمی‌‌تر، بیش از حد مقاوم یا کم‌‎توان‌تر که در سیستم خود دارند را ارائه دهند.

تکنولوژی اطلاعات با طبقه بندی فناوری بازاریابی دیجیتال در واقع یک مشکل بدهی فنی بسیار بزرگتر ایجاد کرده است. در نتیجه، تیم‌های بازاریابی راه‌حل‌هایی با قابلیت کمتر اما آسان‌تر پیاده‌سازی می‌کنند که نیازی به پشتیبانی از فناوری اطلاعات نداشتند. در واقع بابد با با بازاریابی برای توسعه برنامه‌های انتقالی جهت ارتقاء پلتفرم های بازاریابی که استانداردهای مورد نیاز یک زیرساخت فناوری مدرن و حیاتی تجاری را برآورده می کنند، همکاری کنند.

بدهی فنی

شماره ۷ : ظهور اینفلوئنسرهای واقعی

اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی از توانایی سلبریتی‌ها برای انتقال مشتریان از یک شرکت به شرکت دیگر سبقت گرفته‌اند. در حین حال در طول همه‌ گیری کرونا مصرف ‌کنندگان از اینفلوئنسرهای اجتماعی تظاهرکننده و غیرواقعی دور شدند و کسانی را که از طریق شبکه‌های اجتماعی درآمد کسب می‌کردند را رها نمودند. اینجا بود که نقص کار مشخص شد. اکنون، این اینفلوئنسرها به ناظران شرکت‌‌ها و «اینفلوئنسرهای واقعی» تبدیل شده‌اند که به جایی معرفی محصولات به توسعه ایده‌ها می‌پردازند.

یکی از زمینه ‌هایی که کسب ‌وکارها به سمت ترندها گرایش پیدا می‌ کنند، همسویی با یک «علت» است. بازاریابی علت شامل همکاری بین یک تجارت انتفاعی و یک سازمان غیرانتفاعی برای برای منافع مشترکهمکاری می‌کنند. بازاریابی علتی همچنین می تواند به کمپین های اجتماعی یا خیریه ای که توسط برند ها و کسب‌‌وکارها انجام می شود اشاره کند. به طور معمول، ارتباط یک برند با یک سازمان غیرانتفاعی، مسئولیت اجتماعی شرکتی آنها را افزایش می‌دهد. اینجاست که بازاریابان به سرعت با ابتکارات «سبز» یا سایر چالش‌های اجتماعی  را  وارد کرد نفعالیت های آگاهی بخشی خود کرده و خود را متمایز می‌کنند.

متأسفانه، بسیاری از شرکت‌‌ها به بازاریابی دیجیتال مبتنی بر مسئولیت‌های اجتماعی توجه نمی‌کنند و اینفلوئنسرها در مسیر دوگانگی قدم برمی‌دارند. نهایتا با رویکرد  تصویر برند را برای سال‌‌های آینده مخدوش می‌کنند. میریان و رهبران کسب‌و‌کار باید از فکر کردن به اهداف و مسئولیت‌های اجتماعی به عنوان یک ویژگی  دست بردارند و آن را به عنوان یک علاقه نگاه کنند. با این رویکرد کسب ‌و کارها به تغییرات واقعی دست خواهند یافت و در نهایت بدون استفاده از یک موج اجتماعی مشتریان خود را جذب خواهند نمود.

شماره ۶ :  حرکت روبه عدم رشد  

یک راه منطقی برای افزایش اولویت‌های زیست بوم مصرف کننده پایدار در جامعه افزایش علاقه به تعمیر، بازیافت، و زندگی ساده خواهد بود. بسیاری از مصرف کنندگان در طول همه گیری مشغول خانه تکانی و مرتب کردن بوده ‌اند یا به سبک زندگی کدورکاری روی آورده ‌اند. کسب ‌و کارها همچنین فضای تجاری خود را کاهش داده ‌اند و برخی از شرکت ‌ها به طور کامل تعطیل شده ‌اند و انبوهی از وسایل، لوازم و تجهیزات اداری  باقی مانده‌اند. با توجه به محدودیت‌ های تورم و عرضه که پیش ‌بینی می ‌شود تا سال ۲۰۲۲ ادامه یابد، مصرف ‌کنندگان و کسب ‌و کارها کمتر بودجه ‌ای برای خرید کالاهای جدید خواهند داشت. 

«دولت بایدن نشان داده است که طرفدار سیاست‌ های «حق تعمیر» است. کمیسیون تجارت فدرال در حال حرکت به سمت نوشتن قوانین جدیدی است که برای آمریکایی‌ ها تعمیر تلفن‌ های همراه ، رایانه‌ ها ، کنسول‌ های بازی ویدیویی خراب را آسان می کند چه به صورت اینکه خودشان تعمیر کنند و چه در تعمیرگاه های مستقل این کار انجام شود. 
 
قانون جدید برندها را مجبور خواهد کرد تا با بهبود «امتیازات تعمیرپذیری» و راه ‌اندازی برنامه ‌های تعمیر و بازیابی ، نیازهای مشتریان و کسب ‌و کار جدید را برآورده کنند. به عنوان مثال ، سامسونگ هدفی را برای ایجاد برنامه هایی توسعه داده است که گوشی های قدیمی را به سایر وسایل خانه با ارزش تبدیل می‌کند.  این روند فرصت‌هایی را برای تبدیل بستر‌های خدماتی به یک بسترجریان درآمدزا و سودآور ایجاد می‌کند و مدیران ارشد رشد را به سمت همسویی سازمان های فروش ، بازاریابی دیجیتال و خدمات سوق می دهد.  کسب ‌و کارهایی که هنوز تیم‌ های فروش، خدمات و بازاریابی دارند، به سختی می‌ توانند به‌ قدر کافی سریع خود را تطبیق دهند تا از این تغییر رفتار و الگوی خرید مصرف ‌کننده بهره ببرند.
 
رهبران کسب‌ و کار باید تحولات در دنیای دیجیتالی را که در سطح دپارتمان اتفاق می‌افتد، بررسی کنند تا مطمئن شوند که می ‌تواند برای ایجاد درآمد در بستر‌های خدماتی کانال حضور داشته باشند. برخی از راه ‌حل‌ های‌ فناوری ، به ‌ویژه سیستم‌ های قدیمی ‌تر، خانگی و داخلی، برای برآورده کردن این خواسته ‌های جدید بسیار گران یا غیرقابل انعطاف هستند. 
 
شماره ۵ :  رکود توجه
مردم تشنه محتوای خلاقانه و تعاملات جدید هستندو بشیتر از گذشته به این موضوع امیت می‌دهند. مطالعات نشان می‌دهد که مردم به افرادی که که خود را “جسور”، “خلاق”، “ماجراجو” و “صریح” توصیف می کنند توجه بیشتری می‌کنند. یکی از بهترین مکان ها برای فرار سرگرمی بوده است. در تابستان ۲۰۲۰ سرگرمی با تلویزیون ،  با فیلم ها و موسیقی در فهرست علایق شخصی مردم بوده است. اما از آن به بعد  علاقه به گیمینگ به شدت بر تلویزیون غلبه کرده است و در صدر فهرست علاقه‌مندی ها قرار دارد.
 
مردم پس از ماندن قرنطینه و  تبعیت از قوانین، حالا به دنبال ماجراجویی هستند. برندها فرصت منحصر به فردی دارند تا با طراحی کمپین هایی که نبوغ خلاقانه مصرف کنندگان را بکار می‌گبرد  از این انگیزه نهایت استفاده را ببرند. شرکت ها همچنین می خواهند از این حس و حال در میان کارمندان نیز استفاده کنند.

برندهایی که از هنجارهای منسوخ و الگوهای طراحی محدودکننده خود را رها می‌کنن، همان‌هایی هستند که بمتمایز می‌شوند. با پرورش نبوغ خلاق کارمندان و مصرف ‌کنندگان، برندها راه ‌های جدیدی برای ایجاد نوآوری، ایجاد تمایز و ایجاد استراتژی ‌هایی با ارزش سرمایه ‌گذاری در سال آینده پیدا خواهند کرد.

سرگرمی‌های دیجیتال

شماره ۴ :  خریداران بتا BETA

اصطلاح بتا  BETA  برگرفته از عبارت Silicon Valley  است که برای توصیف نوعی انتشار نرم افزار ناتمام به کار می رود. این نوع جدید از کارگران کم کم نقش مهمی در تصمیم گیری های خرید کسب وکار پیدا می کنند و با این ویژگی‌ها تعریف می شوند:

  • مبهم و تیره و تار : گروهی به شدت دیجیتال محور که در یک زنجیره با ثبات بین حرفه‌ای بودن و داشتن زندگی شخص زندگی می‌کنند.
  • در حال تکامل : این افراد تمرکز زیادی روی ارتقا خود و منطبق شدنشان با نوآوری ، تولید محتوا و بهینه سازی محیط کار با ابزارهای جدید خود دارند. آن ها خود را سازگار و انعطاف پذیر می دانند.
  • Tech-Native ‌ها :  شغل آن ها از زمانی شروع شد که مشاغل دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی، کلان داده‌ها، مدل های کسب وکار مخرب و فرهنگ گوشی‌های هوشمند به عنوان یک هنجار شناخته می‌شدند. آن‌ها در اپلیکیشن‌ها بزرگ شده‌اند، بنابراین انتظار سطح یکسانی از UX و سهولت استفاده در راه حل های حرفه ای خود را دارند و در رسانه های کم تر سنتی مانند پیام رسان‌ها، ویدئو و شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار می کنند.
  • فعالان آن‌ها هدفمند هستند و نگرانی‌هایی از جمله محیط زیست و برابری جنسیتی دارند. آنها از برندها و کارفرمایان انتظار دارند که ارزش های آنها را منعکس کنند، و در جستجوی فروشندگان مدل B2B هستند

موفقیت ممکن است برای همه اهمیت داشته باشد، اما BETA ‌ها نحوه دستیابی به موفقیت را مجدداً  مرور می‌کنند . بتاها مجذوب سفارشی سازی در طراحی و ظاهر هستند (که سایر گروه ها آن را ضروری نمی دانند). اشتیاق BETA ها  برای آزمایش رویکردهای مختلف در خود فرآیند استخدام کاملا مشهود است.

مشتریان BETA پشتوانه فروش B2B هستند. بنابراین درک نحوه ایجاد انگیزه و جذابیت برای این نوع خریداران بسیار مهم است. هنگام تحقیق در مورد یک نام تجاری یا خدمات جدید، آنها به همان اندازه به گزارش های تحلیلگر، بررسی های همتایان، و منابع داخلی جامعه خود نگاه می‌کنند. آنها به رویکردهای سنتی فروش مانند جلسات حضوری یا تماس های فروش غیرحضوری واکنش نشان نمی‌دهند. این احتمال وجود دارد که برندهای B2B آنها را نبینند یا متوجه شوند که چه زمانی باعث شده مشتریان از برندها فاصله بگیرند.

شماره ۳  :  مجازی متا یا  NFT (توکن‌های غیرقابل تعویض)

مقدار زیادی از تبلیغات وجود دارد که تا چند سال دیگر واقعی نخواهد شد. این روند به سمت واقعیت مجازی گرایش دارد. در این شرایط برند‌ها تشویق می‌شوند تا حضور خود در محیط های مجازی و عرصه‌های جدی این حوزه را افزایش دهند. با این حال IDC معتقد است که برلی رسیدن به ارزشی بالا در زمانی کوتاه لازم است که انسان های واقعی در محیط های دیجیتالی و بالعکس با یکدیگر ترکیب شوند. اکثر ناظران روند این گرایش را به سمت واقعیت مجازی می نامند و برندها را تشویق می کنند تا حضور و ارتباطات خود را در محیط های مجازی جدید و عرصه های ورزش های الکترونیکی توسعه دهند. با این حال، IDC ارزش بالاتر و روند کوتاه مدت را که مستلزم ادغام انسان های واقعی در محیط های دیجیتالی است و بالعکس، فرا می خواند.

به عنوان مثال، بسیاری از برنده ای B۲B به سراغ یک کنفرانس مجازی  صدردصد مجازی رفته‌اند تا متوجه شوند که مردم می خواهند بدانند که کسی در محیط مجازی با آن‌ها است. با این حال، یک روند مجازی دیگر، توکن غیرقابل تعویض هستند  که برای کسب وکار حیاتی است. NFT یک ارز دیجیتال ایجاد می‌کند و به اشتراک گذاری داده پاداش می‌دهد و مجراهای درآمدزایی آینده را ایجاد می‌کند. برندهایی مانند بربری و NFL در حال حاضر از NFT ها برای eSports  و game ها استفاده می‌کنند، اما فرصت توسعه NFT خارج از محیط های مجازی نیز فراهم شده است. برای مثال برندها می توانند سیستم های امتیاز را در برنامه های وفاداری جایگزین کنند یا مدل های قیمت گذاری جایگزین B۲B را توسعه دهند. شرکت ها باید روی هم گرایی انسان و دنیای دیجیتال سرمایه گذاری کنند و از افتادن در دام این تفکر این که تجربه مشتری یا… زمانی برای کل “متاورس” وجود خواهد داشت اجنتاب کنند. مصرف کنندگان به احتمال زیاد در طول چند سال آینده خواهان تعامل ترکیبی انسان و دنیای دیجیتال هستند.

شماره ۲ :  مدل C2C و A2A

در بازاریابی دیجیتال و مدل مشتری به مشتری (C۲C)به پلتفرم های جدیدی اشاره دارد که به مشتریان کمک می‌کند تا با سایر  مشتریان دیگر برای برقراری ارتباط یا تجارت کالا یا خدمات (به عنوان مثال، اوبر و اتسی)ارتباط برقرار کنند. بنابراین برای کسب‌کار‌ها سهولت بخشیدن به این تعاملات ، تراکنش‌ها و بستر‌های تجارت الکترونیک ارزشمند خواهد بود. 

ترندفورس پیش بینی می کند که حوزه های C۲C شاهد رشد بسیار زیادی خواهند بود. اقتصاد C۲C همچنین گرایش مستقیم به مصرف کننده در B۲B را امکان پذیر می‌کند و واسطه های سنتی در زنجیره تامین  مانند خرده فروشان، عمده فروشان، توزیع کنندگان و تبلیغ کنندگان  را برای ارتباط مستقیم با مصرف کننده نهایی کنار می گذارد. در راستای همین دیدگاه غول خرده فروشی سوئدی گروه H&M  سرویس Treadler را راه اندازی کرد که به کسب وکارهای دیگر این فرصت را می‌دهد تا به زنجیره تامین جهانی، تخصص و مشارکت‌های تامین کنندگان دسترسی داشته باشند. C۲C و بازاریابی همه جانبه، مفهوم B۲C و B۲B را منسوخ خواهد کرد. بازاریابی همه جانبه به چه معنی است؟ به جای B۲B و B۲C، مخاطبان را با نقطه ضعف‌ها  و راه حل هایی که ارائه می دهید، از بین می‌برد. در سال های اخیر شاهد تقلید زیاد محتوای B۲B از B۲C بوده‌ایم. این روند نیز که به طور قابل توجهی با همه گیری جهانی کرونا سرعت گرفت. جهان در سال ۲۰۲۰ شاهد فراتر رفتن خرید آنلاین از ۹۰۰ میلیارد دلار بود. هم B۲B و هم B۲C آنلاین تر شده‌اند. بنابراین نیازمند تاکتیک های مشابه در واقعیت، انسانی و ارائه ارزش واقعی است.

واسطه ها  که در گذشته بسیار تاثیرگذار بوده اند  از این معادله خارج خواهند شد. بر این اساس این نهادها در کسب وکار خود تجدید نظر خواهند کرد. برخی ممکن است فرصتی برای روی آوردن به مدل پلتفرم C۲C یا A۲A پیدا کنند یا شرکت جدیدی را معرفی کنند که حول یک پلتفرم ارزش افزوده ساخته شده است. رهبران کسب وکار باید برای کسب وکارهایی که به طور سنتی خود را با B۲C یا B۲B هماهنگ می کنند، بیشتر فکر کنند. رقابت می‌تواند ازدر یک بخش یا صنعت کاملا متفاوت باشد. بهترین روش ‌ها نیز ممکن است خارج از چارچوب ذات خود باشند. وقت آن رسیده است که با همکاران خارج از شبکه کسب وکار معمولی ملاقات کنید و مفهوم صنعت را گسترش دهید تا همه را در بر بگیرد.
 
شماره ۱ :  تجربه کارمند بالاتر از تجربه مشتری 
 
در بازاریابی دیجیتال وقتی تاریخچه مشتریان را بررسی میکنیم مشخص می‌شود که میزان تقاضای مشتریان همیشه صعودی بوده است. شرکت‌ها سعی کرده‌اند بدون توجه به تأثیری که بر کارمندان داشته باشد، عقب‌نشینی کنند. اما سال ۲۰۲۲ این روند را اصلاح می‌شود. در طول همه‌گیری بسیاری از شرکت‌ها برای سرعت تحولات دیجیتالی مورد نیاز برای حضور در عرصه آماده نبودند. در نتیجه، هزینه‌های انسانی را برای برآورده کردن خواسته‌هایی که تجارب بهینه مشتری نیاز دارند، تسریع کرد. کار به جایی رسید که بسیاری از کارمندان به سادگی استعفا دادند. کسب‌وکارها در برابر هزینه‌های انسانی راحتی و تأثیرات ناشی از آن بر شرایط کاری کارکنان و پیمانکاران، واکنش منفی را حس کردند. 

نتیجه، هزینه‌های انسانی را برای برآورده کردن خواسته‌هایی که تجارب بهینه مشتری نیاز دارند، تسریع کرد. کار به جایی رسید که بسیاری از کارمندان به سادگی استعفا دادند. کسب‌وکارها در برابر هزینه‌های انسانی راحتی و تأثیرات ناشی از آن بر شرایط کاری کارکنان و پیمانکاران، واکنش منفی را احساس می‌کنند.

ما انتظار داریم که کسب و کارها ، ربات‌ ها و تکنولوژی های هوشمند را به طور همزمان با یکدیگر ترکیب شوند:

  • کمبود نیروی انسانی
  • نگرانی های تجربه کارمندان (EX)
  • افزایش غرامت
  • فشارهای نظارتی

بازارهای مالی به رشد فزاینده اشتغال انسانی و سرمایه گذاری مجدد به سمت اتوماسیون هوشمند در حرکت خواهند بود تا بسیاری از شکاف های استعداد در سطوح و نقش های مختلف را پر کنند و در عین حال به بهره وری و کیفیتدست پیدا کنند. ترس از اتوماسیون براب کارگران تاریخی خواهد بود. کسب و کارها با رها کردن به صورت بی‌پروایی به سمت اتوماسیون شدن پیش خواهند رفت. تحول دیجیتال به بحث های زیرساخت، بهداشت داده و قابلیت همکاری نیر خواهد پرداخت.