پست بیست و یکم

مراحل طراحی نمودار گانت واژه طراحی، عبارت مناسبی برای آماده سازی نمودار گانت است، زیرا در حقیقت شما می خواهید چارچوبی قابل مشاهده از پروژه بسازید. - فازهای مختلف پروژه را از ابتدا تا انتها در سمت راست نمودار فهرست کنید.
- واحد زمانی مورد نظر را در تمام طول مدت اجرای پروژه در بالا یا پایین نمودار رسم کنید.
- تاریخ شروع و پایان فاز اول پروژه را در مربع های خالی مربوط به آن مشخص کنید.
- زمان اجرای تمام فازها را در مربع ها مشخص کنید، دقت کنید که هر فاز چه زمانی آغاز می شود (به موازات فاز قبلی یا پس از اتمام آن).
- در مورد فازهای مستقل، مربع های زمانی را بر اساس ترجیحات اجرا کنندگان پر کنید.
- زمان فازهای مختلف پروژه را طوری تنظیم نمائید که کل پروژه در زمان پیش بینی شده مورد نظر خاتمه یابد.
- یک شاخص برای نمودار تعریف کنید.
- نمودار را به شکلی رسم کنید که مشخص باشد هر گروه، مسئول اجرای کدام بخش از پروژه است.
- نمودار را به اعضای تیم و سهامداران ارائه دهید و بازخورد آن را دریافت کنید.
- در صورت نیاز با توجه به نتایج بند 9 نمودار را اصلاح کنید.

پست بیست و دوم

هوش مالی دو مفهوم ساده دارد که شما می توانید با بررسی آنها را مدیریت و کنترل کنید:
سرمایه چیست؟ اموالی که دارای ارزش پولی باشد دارایی یا سرمایه می نامند. مثال: شما یک کسب و کار جدید راه اندازی کرده اید و با استفاده از آن پولی هر ماه در حساب شما می آید. سرمایه می تواند با روش های مختلف مانند مبادله کالا با کالا یا وجهی که در حساب بانکی فردی وجود دارد بدست آید.
بدهی چیست؟ پول و هزینه ای که از شما بابت چیزی که خرید کرده اید کسر می شود. مثال: شما برای خانه تان یک فرش خریده اید ... شما هر ماه باید برای این وسیله بدهی مشخص شده ای را پرداخت کنید.

پست بیست و سوم

1 - نه گفتن به یک ایده بد
شاید گمان کنید این که کار بدیهی و بسیار آسان است. اما رهبرانی هستند که خودشان را به دردسر می‌اندازند، سعی می‌کنند به ایده یا حداقل خالق آن احترام بگذارند و به جای آنکه مستقیم و صریح بگویند که «این ایده، ایده خوبی نیست»، زمان را تلف می‌کنند.
2- نه گفتن به یک ایده خوب
مرتباً از خود بپرسید، اهداف استراتژیک ما برای این سه ماهه/ یک ساله یا چند سالِ آینده چیست و بر این اساس برنامه‌ریزی کنید. در این راه از خودتان بپرسید برنامه‌های ما چقدر پیش رفته است؟ اگر در این مسیر، ایده‌های جدیدی مطرح شدند، فعلاً به آن نه بگویید یا فکر کردن به آنها را به زمان دیگری موکول نمایید. به این خاطر که شما نمی‌توانید همه آنها را به یکباره دنبال کنید. انجام کارهای بسیاری در یک زمان، حتی اگر منابع خوبی برای انجام آنها داشته باشید می‌تواند سبب سردرگمی مشتریان‌تان شود.
3- نه گفتن به مشتری
مشتریان اغلب چیزهایی می‌خواهند که واقعاً باید به آنها نه بگوییم اما معمولاً این کار را نمی‌کنیم. زمانیکه آنها درخواستی از شما دارند که ممکن است به سازمان شما صدمه بزند، باید به آنها نه بگویید و امیدوار باشید که مشتریان به شما و کسب‌وکارتان احترام بگذارند.
4- نه گفتن به مصاحبه‌شونده
مدیر احتمالاً آخرین نفری است که با یک متقاضی جدید، مصاحبه استخدامی انجام می‌دهد. او با کسی مصاحبه می‌کند که پیش از این از فیلتر سایر مصاحبه‌کنندگان در شرکت گذشته است. مصاحبه او یک مصاحبه فنی نیست، بلکه یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا او در اینجا رشد می‌کند و باعث رشد شرکت می‌شود؟ گاهی اوقات پاسخ «نه» خواهد بود اما گفتن این «نه» به مدیران زیردستی که پیش از این فرد را از لحاظ دانش یا مهارت تأیید کرده‌اند، کار آسانی نیست.

پست بیست و چهارم

- مذاکره کنندگانی که از روش "توزیعی" استفاده می کنند، مذاکره را مانند ورزشی رقابتی، بده بستانی می بینند که برنده و بازنده دارد. چنین مذاکره کنندگانی برای تقسیم نتایج مذاکره (سهم کیک) سرسختانه رقابت می کنند و طلب ارزش در رفتار آنها دیده می شود. این مذاکره کنندگان از اقدامات رقابت طلبی استفاده می کنند تا نتیجه برد- باخت مذاکره را به نفع خود تمام کنند. آنها ساده لوحانه ارزش برقراری رابطه و اعتماد را نادیده می گیرند.
- بر خلاف مذاکره کنندگان طالب ارزش، مذاکره کنندگان "منسجم" معتقدند سهم کیک افراد ثابت نیست و ممکن است بیشتر شود و روند مذاکره می تواند نتیجه برد- برد داشته باشد. هدف سبک منسجم، تلفیق نیازهای همه مذاکره کنندگان است. مذاکره کنندگان در این سبک به ایجاد ارزش می پردازند. آنها برای برقراری رابطه و اعتماد زمان و انرژی صرف می کنند، به راحتی اطلاعات در اختیار دیگران می گذارند، با دیگران همکاری دارند و انعطاف پذیر و خلاق اند.
- مذاکره موفق معمولا سبک "تلفیقی" دارد، یعنی هردو شیوه همکاری و رقابتی برای آن لازم است. دلیلش این است که مذاکره کنندگان با همکاری، ارزش ایجاد می کنند و پول روی میز مذاکره می گذارند.
وقتی ارزش ایجاد شد و پول روی میز قرار گرفت، دوطرف باید آن را میان خود تقسیم کنند. برای اینکه مذاکره کننده سودمندترین سهم را به دست آورد، باید روحیه همکاری را به روحیه رقابت تبدیل کرد.

پست بیست و پنجم

- اشاره: همان چیزی است که به شما پیام می‌دهد تا انجام عادت را شروع کنید. - روتین: همان کاری است که آنرا به عنوان عادت انجام می‌دهید. - پاداش: چیزی که شما در نتیجه انجام روتین به دست می‌آورید و رفتار شما را تشویق می‌کند. - اشتیاق: که میل شما را به سمت پاداش سوق می‌دهد. همانطور که در روزآموز قبلی گفتیم این انگیزش‌ها ممکن است درونی یا بیرونی باشند.
برای مثال عادت شما ممکن است این باشد که هر دفعه از سرکار برمی‌گردید (اشاره)، سر راهتان یک بستنی می‌خرید (روتین)، و بعد آنرا ‌می‌خورید (پاداش) و در آخر از طعم شیرین آن لذت می‌برید (میل و اشتیاق شما برای مزه شیرین). تمرین : شناسایی حلقه عادت خودتان
در تمرین امروز باید یکی از 2 عادتی را که می خواهید همراه با این روزآموز تغییر دهید، انتخاب کنید. یکی از عادت‌های بد خود را که می‌خواهید ترک کنید و به هدفی که در تمرین اول مشخص کردید مرتبط است را انتخاب کنید. اشاره، روتین، پاداش و اشتیاق این عادت را شناسایی و یادداشت کنید.

پست بیست و ششم

1- فهرست کارهای خود را صبح می نویسید.
فهرست کارهای خود را شب قبل بنویسید. اینطوری مجبور نیستید انرژی صبح اول وقت خود را صرف برنامه ریزی کنید. نوشتن کارها قبل از خواب ، ذهنتان را آرام می کند (روانشناسان و روانپزشکان توصیه می کنند که برای جلوگیری از استرس و اضطراب این کار را انجام دهید). 2- بیش از اندازه می نویسید.
براساس نظرسنجی انجام شده از 6500 متخصص در لینکدین، تنها 11 درصد اعلام کردند که می توانند تمام کارهایی که لیست کرده اند را تا پایان ساعات کاری انجام دهند. کاملا واضح است که آنها هر چیزی که به ذهنشان می رسد را بر روی کاغذ می آورند. اما در عوض، ما پیشنهاد می کنیم فقط 3 تا از مهم ترین کارهای خود را یادداشت کنید.
3- دسته بندی نمی کنید.
وقتی که سه کار اصلی و مهم خود را مشخص کردید،‌ همه اهداف خود را در دو لیست دسته بندی کنید: اهداف بلند مدت و اهداف هفتگی و کوتاه مدت. در لیست اهداف بلند مدت خود کارهایی را بنویسید که می خواهید طی 3 الی 6 ماه انجام دهید.
4- کار خود را به طور واضح و روشن نمی نویسید.
5- اولویت بندی نمی کنید.
انجام بعضی از کارهای داخل لیست ممکن است بیشتر از آنچه که انتظار می رود به طول بیانجامد. اگر با کاری که اولویت پایین تری دارد شروع کنید به احتمال زیاد نمی توانید کارهای مهم تر را به اتمام برسانید. سه تا از مهم ترین کارهای خود را به ترتیب اولویت شماره بندی کنید و تمام هدفتان بر این باشد که اولین کار را صبح اول وقت قبل از اینکه ایمیل خود را چک نمایید انجام دهید.
6- انتظار حوادث غیرمنتظره را ندارید.
براساس نظر سنجی انجام شده در لینکدین، 89 درصد افراد به خاطر وقفه ها و حواس پرتی که پیش می آید نمی توانند کارهایی را که در لیست خود تعیین کرده اند به اتمام برسانند. از بعضی از این عوامل حواس پرتی می توان جلوگیری کرد (مثلاً وقتی که بر روی پروژه مهمی کار می کنید نوتیفیکیشن ایمیل خود را خاموش کنید.) اما گاهی بعضی از این عوامل غیر قابل اجتناب هستند.
7- اهداف بزرگ خود را فراموش کرده اید.
اگر در اولویت بندی کارهای خود مشکل دارید درباره ی بزرگ ترین هدف خود فکر کنید. (مثلاً آیا دوست دارید ارتقاء شغلی بگیرید؟ پول خود را برای تعطیلات پس انداز کنید؟) اگر کارهای داخل لیست، شما را به آنچه که می خواهید نمی رساند (مثلا یک ساعت زمان گذاشتن برای آرایش که به دردتان هم نمی خورد) مجدد آنها را ارزیابی کنید و ببنید چرا آن ها را داخل لیست آورده اید.

پست بیست و هفتم

به پیشرفت دادن محصولات و خدمات خود ادامه بدهید، تا همواره رو به سمت جلو حرکت کنید.

پست بیست و هشتم

با یک پروموشن قوی می توان راحت محصول را به فروش رساند، در واقع پروموشن باعث تقویت و دیده شدن بیشتر محصول می شود.
پروموشن چیست ؟ تعاریف زیادی از پروموشن وجود دارد! اگر بخواهیم خیلی ساده آن را تعریف نماییم باید بگوییم:
پروموشن به یک سلسله عملیات، جهت بهبود روند بازاریابی، برای معرفی ویژگی یک محصول می گویند. محصولی که سیکل هدفش مخاطبان بیشماری است.
هدف از پروموشن خبر رسانی تبلیغاتی است.

پست بیست و نهم

پست سی ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *