پست یازدهم

متعهد کردن کارمندان، یکی از عوامل مهم در موفقیت شرکت هاست. کارمندان متعهد، بیشتر کار کرده و حلال مشکلات هستند و احتمال وفادار ماندن طولانی مدت آنها بالا می رود. اما چطور می توان کارمندان را به شرکت متعهد کرد؟
تحقیق جدیدی که در ژورنال Journal of Positive Psychology منتشر شده، نشان می دهد «حس ارزشمند بودن» یا همن حس ایجاد تغییر مثبت، عاملی حیاتی در سلامت سازمان ها و موفقیت کارمندان است.
نویسندگان این تحقیق به رهبری «Andrew Reece» از شرکت BetterUp و «David Yaden» از دانشگاه پنسیلوانیا، می گویند: «تصور شرایطی که در آن کارمندان حس کنند کارشان هیچ ارزشی برای شرکت ندارد ولی همچنان با انگیزه کار کنند، حس رضایت داشته باشند و چیزی به ارزش های سازمان اضافه کنند، سخت است. هدف ما از انجام این تحقیق روشن کردن مفهوم ارزشمندی در محیط سازمانی و همچنین تعیین معیار جدید برای تفاوت های فردی در حس ارزشمندی درونی بود.»

پست دوازدهم

پست سیزدهم

پست چهاردهم

بدانید چه زمانی باید به سراغ سرمایه‌گذار بروید.
مشخص کنید حدوداً به چه سرمایه‌ای نیاز دارید.
در برنامه‌های خود تعیین کنید این مبلغ را در چه جاهایی می‌خواهید خرج کنید.
آگاه باشید که فرآیند جذب سرمایه یک شبِ انجام نمی‌شود، بلکه باید (احتمالاً) ماه‌ها وقت خود را برای برگزاری جلسات مختلف اختصاص دهید.
ارائه‌های حرفه‌ای و اصولی برای توضیح محصول خود تهیه کرده و از اعداد و ارقام مهم برای نشان دادن وضعیت استارتاپ‌شان به خوبی استفاده کنید.
به جزئیاتِ مفاد قراردادی که با سرمایه‌گذار به توافق می‌رسید، به خوبی و با دقت نظر توجه کنید.
پس از جذب سرمایه، به تغییرات ترکیب هیات مدیره و دخالت‌های سرمایه‌گذار در امور مدیریتی استارتاپ‌شان دقت داشته‌ باشید.
پول جذب شده را در زمان مناسب و برای اهداف مناسب خرج کنید.

پست پانزدهم

موضوع خودتان را با دقت و تمرین آماده کنید. ساده ترین شیوه این است که پیام خود را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید.
مطمئن باشید که موضوع شما بر روی توسعه و پیشرفت و یا حل و فصل مسائل متمرکز شده باشد. معمولا مدیران علاقه ی فراوانی به تقویت توانایی هایشان برای رقابت با رقیبان و حفظ مشتریان خود و کاهش هزینه ها دارند.
ریسک ها را در ارائه خود بیان نکنید. به جای آن، یک لیست کامل از ریسکهای احتمالی و استراتژی های لازم در مواجه با ریسک ها ارائه دهید.
سعی کنید تصاویر معنی دار و در عین حال ساده آماده کنید. آنها را برای بررسی کیفیت به افراد مختلف (از جمله رئیستان) بدهید. مطمئن شوید که تصاویر دارای نوشته های زیادی نباشند و اعداد موجود در آنها واضع و دقیق باشد. فرض کنید نصف واقعیت زمان دارید. بدانید چه مقدار زمان به ارائه شما اختصاص داده شده و برای استفاده از نصف آن برنامه ریزی کنید.
مدیران هنگام گوش دادن به ایده و یا طرح جدید ازکارمندان به دنبال اطمینان، وضوح و کامل بودن ایده هستند. پیغام شما و زبان بدن شما بیانگر اطمینان شما از گفته ها و ایده هایتان است.
هرچه سخت تر و بیشتر تلاش کنید، هنگام ارائه آرامش بیشتری خواهید داشت.
اگر شما در ارائه دادن مشکل دارید بهتر است سریع تر دنبال حل کردن آن باشید. چون الان برای تمرین و آموزش دیدن بسیار دیر است، بنابراین از یک دوست که به او اطمینان دارید که صادقانه و واضح اظهارنظر و انتقاد خواهد کرد بخواهید که ارائه را در مقابل او انجام دهید.
حرکت ماهرانه و قدرتمندی داشته باشید. اگر ممکن است ماژیک را بردارید و به سمت تخته وایت بورد بروید.
وقتی سوالی مطرح می شود نقشه طرح خود را به یاد بیاورید. اگر شما زمانی را برای این موضوع اختصاص داده بودید حال باید به منبع و نقشه خود مراجعه کنید و به سوالات پاسخ دهید. داده های پشتیبان را تصریح کنید و همیشه داده ها را به موضوع اصلی ارتباط دهید. اگر پاسخ سوال را نمی دانید از خودتان جواب درست نکنید. "جواب من نمی دانم " کاملا قابل قبول است به خصوص وقتی که در ادامه شما می گویید که " اما من با تیمم روی آن کار می کنم و فورا جواب شما را خواهم داد." اشتیاق و علاقه شما به موضوع، یک امتیاز مثبت به شمار می رود. معمولا مدیران علاقه مندند که اشتیاق را در ارائه و سخنرانی شما احساس کنند. اگر شما به چیزی اعتقاد دارید، مطمئن شوید که تمام نیرو و استعداد خود را برای برقراری ارتباط به کار گرفته اید. اگر درخواست شما نیازمند بودجه ها از چند گروه بود این ارائه زمان مناسبی نیست.

پست شانزدهم

- قابلیت طراحی و اعمال تغییرات احتمالی را در گانت چارت و فلوچارت (از جمله نمودار PERT و CPM) داشته باشد. - قابلیت ارائه تصویر نهایی و کلی برنامه را قبل از چاپ داشته باشد. - قابلیت بالایی در رسم نمودارها، جداول و محاسبات بودجه داشته باشد. - توانایی مطابقت دادن جدول زمانی بودجه با ایام هفته و تعطیلات سالیانه را داشته باشد.
- به شما این امکان را بدهد که برای وقایع و پیشامدهای احتمالی چند سناریو طراحی کنید و نیز به راحتی بتوانید اطلاعات را به روز کنید.
- در صورتی که کار تخصیص یافته به افراد یا گروه های کاری بیش از اندازه زیاد شود، اخطارهای لازم را اعلام کند. "وقتی که من بودجه ای را تنظیم می کنم، ابتدا مقدار پولی که باید درکل پروژه هزینه شود را مشخص می کنم. سپس آن را براساس فازهای مختلف پروژه، تقسیم بندی می کنم. اگر در هر فاز بیش از مقدار پیش بینی شده هزینه کردم، در طبقه دیگری از هزینه ها می کاهم. به این ترتیب هزینه نهایی بودجه همواره ثابت می ماند. و این بسیار عالی است."
جنیفر سارگنت

پست هفدهم

١- آنها شما را به شدت مدیریت می‌کنند، هر حرکت شما را زیر سوال می‌برند. به شما اعتماد نمی‌کنند و شما برای انجام هر کار کوچکی نیاز به دریافت تأییدشان دارید.
٢- همواره در مسیر رشد شما مانع تراشی می‌کنند. آنها نمی‌توانند قبول کنند که زیردستشان از خودشان موفق‌تر باشد، چه در موقعیت و چه در درآمد.
٣- فقط به خودشان اهمیت می‌دهند و هیچ ترسی از برکنار کردن نیروهای خود ندارند.
۴- آنها دیر می‌آیند و زود می‌روند اما از شما انتظار دارند که زودتر به سرکار بیایید و دیرتر بروید. آنها اعتقاد دارند که تجربه و موقعیت‌شان به آنها حق می‌دهد که هر آنچه می‌خواهند انجام دهند.
٥- آنها با پارتی‌بازی به سِمَت‌های بالا رسیده‌اند و همیشه می‌ترسند که موقعیت خود را از دست بدهند. تنها چیزی که می‌دانند این است که چطور با ترس، مدیریت کنند.
۶- اگر نگوییم هرگز اما آنها به ندرت از شما تعریف و تمجید می‌کنند. آنها معتقدند که تصدیق دستاوردها نشانه ضعف است و شما بعد از آنکه آن تایید را دریافت کردید، دیگر به آن خوبی کار نخواهید کرد.
٧- روحیه و ارزش شما را تضعیف می‌کنند. آنها مرتباً به شما یادآوری می‌کنند که یافتن کار دیگر بسیار سخت خواهد بود و شما خوش شانس بوده‌اید که توسط آنها به کار گرفته شده‌اید.
٨- آنها برای نباختن اقدام می‌کنند نه برای بردن! ریسک نمی‌کنند و چالش ها را نمی‌پذیرند.
٩- آنها شما را دربرابر دیگران تحقیر می‌کنند؛ مخصوصاً جلوی دیگر همکاران‌تان. این یک ابزار نهایی برای کنترل با ترس اینگونه مدیران است که از آن استفاده می‌کنند.
١۰- به شما حق انتخاب نمی‌دهند تا هیچ نوع تصمیمی بگیرید و اگر تصمیم بدی هم گرفته شد آن را ناشی از عدم انتقال صحیح اطلاعات توسط شما می‌دانند.

پست هجدهم

جمله ای از فیلیپ کاتلر:
اینترنت برنده های زیادی ایجاد می کند و کسانی که تاخیر کنند را دفن خواهد کرد.
یک تعریف آسان از بازاریابی دیجیتال:
بازاریابی با استفاده از ابزارهایی مانند (موبایل، کامپیوتر، تبلت، لپ تاپ و ...) برای معرفی محصول، جذب مخاطب و فروش خوب. نوعی از بازاریابی که با استفاده از ابزارها و رسانه‌های دیجیتال انجام می گیرد.
این روزها مشتریان را بیشتر در فضای دیجیتال می توانیم پیدا کنیم. قبل از ورود به بحث دیجیتال مارکتینگ شما می بایست علم بازاریابی را به خوبی درک کنید.
بازاریابی دیجیتال دارای پیچیدگی هایی ست که همه از آن بیم دارند، البته قابل درک است که در این راه پر پیچ و خم کارهای زیادی باید انجام شود تا یک کسب و کار به موفقیت برسد.
وجود دیجیتال مارکتینگ در یک کسب و کار بسیار ضروری است.
دیجیتال مارکتینگ یا همان بازاریابی دیجیتال زیر مجموعه ای از دسته های مدیریت بازاریابی و مدیریت تبلیغات می باشد.
دلیل برای ورود به دیجیتال مارکتینگ: -افزایش چشمگیر استفاده از اینترنت
-مشتریان می توانند بصورت تمام وقت به اطلاعات دسترسی داشته باشند.
-اعتماد مردم به این نوع کسب و کار

پست نوزدهم

اصول مدیریت سه بخش کلی و اساسی دارد:
برنامه ریزی
سازماندهی
هدایت و کنترل
تعریف برنامه ریزی:
برنامه ریزی برای اهداف سازمان
ابزاری موثر برای عملکرد بهتر در کار
مشاهده سرعت رشد در سازمان با استفاده از این روش
تعریف سازماندهی:
در چه زمانی تصمیمات گرفته شوند.
تعریف فعالیت های ضروری در سازمان
تعریف وظایف هر شخص در سازمان
تقسیم کار بین کارکنان برای نظم دهی وظایف
تعریف رهبری:
ایجاد انگیزه در کارکنان برای انجام بهتر وظایف ، مشاهده سود بیشتر در سازمان و افزایش بهره وری
هنر نفوذ مدیر یا سرپرست بر کارکنان بصورتی که آنها برای انجام کارها و به اتمام رساندنشان داوطلب شوند
کلمه ی رهبری با نفوذ بر دیگران معنا پیدا می کند و تکه ای از پازل مدیریت می باشد
رهبری مانند 3 اصل دیگر ک شامل: برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل می شوند جزو وظایف مهم مدیران سازمان است

پست بیستم

- تقسیم کار مناسب، به منظور یک مسئولیت ویژه برای هریک از کارمندان.
- اطلاع رسانی دقیق درمورد قوانین و مقررات موجود در سازمان به کارمندان.
- تیم پروژه فقط و فقط از یک نفر دستورالعمل گرفته و آن را اجرایی کند و هر گروه بصورت جداگانه یک رئیس داشته باشد.
- اطمینان کامل از پیشروی درست اعضای سازمان در یک راستا و برای یک هدف.
- اطمینان از وجود منافع مشترک برای سازمان در بین کارکنان هر گروه.
- اطمینان از وجود پاداش مناسب برای اعضای سازمان.
- آگاهی از تصمیم گیری های مدیران گروه های زیر مجموعه شرکت.
- ایجاد امنیت شغلی برای کارکنان.
- تشویق کارکنان به داشتن خلاقیت و انگیزه در کار.
- تقویت روحیه ی تیم پروژه و تلاش برای هماهنگی و انسجام گروه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *