۱۵ معیار اصلی گوگل آنالیتیکس که باید به آن‌ها توجه کنید

15 معیار اصلی گوگل آنالیتیکس که باید به آن‌ها توجه کنید

۱۵ معیار اصلی گوگل آنالیتیکس که باید به آن‌ها توجه کنید

۱۵ معیار اصلی گوگل آنالیتیکس که باید به آن‌ها توجه کنید 1400 1000 دکتر علی ناصرحجتی

۱۵ معیار اصلی گوگل آنالیتیکس که باید به آن‌ها توجه کنید

Top 15 Essential Google Analytics Metrics You Need to Track

مهم‌ترین معیار‌های گوگل آنالیتیکس که هر کسب و کاری باید به آن‌ها توجه کند چه مواردی هستند؟

اگر روزی مجبور شویم که از میان تمامی ابزارهای تحلیلگر فقط یکی را انتخاب کنیم، قطعا آن ابزار، گوگل آنالیتیکس خواهد بود. این ابزار، به همین میزان اهمیت دارد.

اما مهم‌تر از داشتن این ابزار، استفاده کردن از آن می‌باشد. به همین دلیل نیز در این مقاله، به بررسی ۱۵ معیار اصلی گوگل آنالیتیکس که باید به آن‌ها توجه کنید، خواهیم پرداخت.

اگر این مقاله را با جستجوی عبارت “معیار‌های گوگل آنالیتیکس” در گوگل پیدا کرده‌اید، پس احتمالا هم‌اکنون نیز از این ابزار استفاده می‌کنید؛ بنابراین وقت شما را با توضیح این موضوع که گوگل آنالیتیکس چیست، تلف نخواهیم کرد.

البته اگر هنوز آشنایی کاملی با این مفهوم ندارید می‌توایند سایر مقالات ما را در این زمینه، مطالعه کنید.

حال که با مقدمات بحث آشنا شدید می‌توانیم وارد بخش اصلی، یعنی بررسی معیار‌های اصلی گوگل آنالیتیکس، شویم. در صورتی که استفاده‌ی مناسبی از این معیار‌ها نکنیم ابزاری با انبوهی از داده‌ها خواهیم داشت که هیچ سودی به ما نمی‌رساند.

۱. منبع ترافیک یا کانال‌ها (Traffic Source یا Channels)

اولین معیار این لیست، منبع ترافیک است. شما می‌توانید از طریق مسیر Acquisition – All Traffic، به این گزینه، دسترسی پیدا کنید. صرف از نظر اندازه‌ی کسب و کار خود، شما احتمالا بودجه‌ی بازاریابی خود را به شیوه‌های متنوعی مانند تبلیغات پولی گوگل، تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی مختلف و غیره اختصاص داده‌اید.

این احتمال نیز وجود دارد که شما دارای حداقل چند کانال در رسانه‌های اجتماعی باشید که از طریق انتشار محتوای ارگانیک، مدیریت می‌شوند. همچنین به احتمال زیادی برای آن که ترافیک ارگانیکی را وارد وبسایت خود کنید، تلاش‌هایی در زمینه‌ی سئو انجام داده‌اید.

حال که در تمامی این کانال‌ها حضور داشته و سرمایه‌گذاری‌هایی انجام داده‌اید نیاز است تا عملکرد هر کدام را بررسی کرده و درک نمایید. برای شروع می‌توانید سؤالات زیر را از خود بپرسید:

· کدام کانال‌ها باعث می‌شوند تا به ترافیک بیشتری دست‌یابید؟

زمانی که بدانید کدام کانال‌ها شما را به ترافیک بیشتری می‌رسانند می‌توانید تصمیمات بهتری را اخذ کنید. مثلا می‌توانید متوجه شوید که بر کدام کانال‌ها باید بیشتر/کمتر، سرمایه‌گذاری کنید.

·  آیا کانال‌هایی دارید که با وجود صرف کردن زمان و هزینه‌های زیاد بر آن‌ها، همچنان ترافیک کمی داشته باشند؟

منابع کم‌ترافیک، تنها زمانی ارزش دارند که نخواهید زمان زیادی را صرف آن‌ها کنید؛ مگر آن که باعث تبدیل گسترده‌ای شوند که در نکات بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت. اما اگر آن حجم از تبدیل را نداشته باشند باید درباره‌ی زمان و منابع صرف‌شده در این کانال‌ها، تجدید نظر کنید.

البته این موضوع به بازه‌ی زمانی که بر آن کانال‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اید نیز مربوط است. به عنوان مثال ممکن است کسب و کار کوچک یا متوسطی که به تازگی حساب اینستاگرام خود را فعال کرده‌است، به دنبال افزایش تعداد فالوورها از طریق وبلاگ خود باشد. رسیدن به این هدف در یک یا دو ماه، کار دشواری خواهد بود.

اما از آن جایی که نوشتن کپشن یک پست کار چندان دشوار یا زمان‌بری نمی‌باشد، آن شرکت باید همچنان به استفاده از اینستاگرام ادامه دهد و در طولانی‌مدت، نتایج زحمات خود را ارزیابی کند.

· کدام کانال‌ها باعث می‌شوند تا به مخاطبان متعامل بیشتری دست‌یابید؟

نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کنید آن است که داشتن ترافیک زیاد، تمام چیزی نیست که باید به دنبال آن باشید. گوگل آنالیتیکس، علاوه بر ارائه‌ی گزارش‌های ترافیک هر کانال، اطلاعاتی درباره‌ی میزان تعامل و مشکارکت کاربران در هر کانال را نیز ارائه می‌دهد.

به عنوان مثال این ابزار می‌تواند به شما بگوید که آن‌ها چند بار وارد وبسایت شما شده‌اند و چند بار در آن مانده‌اند و یا چند صفحه را مشاهده کرده‌اند. همچنین شما می‌توانید این داده‌ها را بر اساس منبع/بستر آن‌ها، مشاهده نمایید.

به این ترتیب شما می‌توانید اطلاعات دقیق‌تری درباره‌ی آن که کدام یک از آن‌ها می‌تواند عملکرد بهتری برای شما داشته باشد، به دست آورید.

۲. میانگین زمان دوره (Average Session Duration)

معیار بعدی گوگل آنالیتیکس که باید به آن توجه کنید، میانگین زمان دوره یا Average session duration است. این معیار، از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که به شما می‌گوید، بازدیدکنندگان، چقدر زمان صرف وبسایت شما می‌کنند.

معمولا می‌گویند که هر چه بازدیدکنندگان، زمان بیشتری را در وبسایت شما صرف کنند، بهتر است. اما بهتر است که به این اطلاعات نیز توجه کنید:

  • نکته‌ی اول آن است که همه چیز به هدفی که مخاطب در ذهن خود دارد، بستگی دارد. اگر آن‌ها به دنبال یافتن اطلاعاتی درباره‌ی محصولات شما هستند، صرف زمان زیاد در وبسایت به معنای آن خواهد بود که آن‌ها نمی‌توانند اطلاعات مد نظر خود را بیابند.
  • البته این قانون نانوشته، همچنان برای اکثر موارد صدق می‌کند؛ زمان بیشتر، به معنای آن است که شما چیزهایی برای گفتن دارید که مخاطب به آن‌ها علاقه دارد. مخصوصا اگر آن‌ها زمان زیادی را صرف وبلاگ شما کنند!

سؤتفاهم در معیار Average session duration!

یکی دیگر از مواردی که باید درباره‌ی این معیار به آن توجه کنید، شیوه‌ی محاسبه‌ی آن توسط آنالیتیکس است. طبق گفته‌ی وبسایت Analyticsedge.com، گوگل نمی‌تواند زمانی را که کاربر در آخرین صفحه‌ی بازدید خود می‌گذراند را اندازه‌گیری کند.

در واقع گوگل برای آن که بفهمد چه میزان زمانی را در یک صفحه گذرانده‌اید، زمان را از لحظه‌ای که وارد یک صفحه می‌شوید تا لحظه‌ای که وارد صفحه‌ی بعدی می‌شوید، اندازه‌گیری می‌کند. اما مشکل آن است که پس از صفحه‌ی آخری که از آن بازدید می‌شود، دیگر صفحه‌ای وجود ندارد چرا که کاربر، وبسایت را ترک کرده‌است به همین دلیل نیز زمان صرف شده در آن صفحه، مشخص نخواهد شد و یا به طور مستقیم، صفر در نظر گرفته خواهد شد.

 به عنوان مثال کاربری را تصور کنید که مقاله‌ای از وبسایت شما را در سرچ خود پیدا کرده و ۱۵ دقیقه را صرف مطالعه‌ی تک تک کلمات آن کرده باشد. اگر او پس از مطالعه‌ی مقاله، وبسایت را ترک کند، گوگل آنالیتیکس، این سشن را صفر در نظر می‌گیرد چرا که او از صفحه‌ی دیگری بازدید نکرده‌است.

البته ما نمی‌گوییم که این معیار، درست یا مرتبط نیست اما به هر حال، این‌ها نکاتی هستند که در حین بررسی این معیار، باید به آن‌ها توجه کرد.

یک Session Duration مناسب، چقدر باید باشد؟

بر اساس تحقیقات Data Box، یک مدت زمان دوره‌ی مناسب، چیزی بین ۲ تا ۳ دقیقه است.

۳. صفحات هر دوره (Page Per Session)

معیار بعدی که باید به آن توجه کنید، میانگین صفحات هر دوره یا Average Page Per Session است. این معیار، تعداد صفحاتی را که یک کاربر در طول یک دوره (سشن) مشاهده می‌کند را محاسبه می‌کند. یک دوره در آنالیتیکس، تا ۳۰ دقیقه عدم فعالیت ادامه دارد.

این معیار را می‌توانید در بخش Audience – Overview بیابید. اهمیت این معیار بدان جهت است که میزان تعامل کاربران با وبسایت را به ما نشان می‌دهد. به عنوان مثال به ما می‌گوید که زمانی که کاربران وارد صفحه‌ی اول شده‌اند، آیا ما توانسته‌ایم علاقه‌ی آن را به خود حفظ کنیم یا خیر.

در صورتی که میانگین صفحات هر دوره زیاد باشد، این موضوع به معنای آن خواهد بود که محتوای ما باعث می‌شود تا کاربران، در وبسایت ما بمانند چرا که آن‌ها بیشتر و بیشتر به آن محتوا علاقه‌مند می‌شوند. اما اگر میانگین صفحات هر دوره کم باشد، این موضوع به معنای آن است که آن‌ها دیگر علاقه‌ای به صفحات فرود ما ندارند.

می‌توانید این داده‌ها را با ابزار ضبط دوره (Session Recording) جفت نمایید تا بتوانید دید بهتری از صفحاتی که کاربران از آن‌ها بازدید می‌کنند و یا صفحاتی که ترک می‌کنند، به دست آورید.

ابزار Yandex Metrica، ابزار روسی رایگانی است که می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند. پس از نصب این ابزار، می‌توانید شروع به ضبط کردن دوره‌ها کرده و ببینید که کدام صفحات، بیشترین بازدید را توسط کاربران شما دارند و چه چیزی باعث شده تا آن‌ها، صفحه‌ای را ترک کنند.

۴. اهداف/تبدیل‌ها (Goals/Conversions)

بدون شک، یکی از مهم‌ترین معیار‌های گوگل آنالیتیکس، تبدیل‌ها یا Conversion است که میزان کامل شدن و رسیدن به یک هدف را نشان می‌دهد. شما می‌توانید از طریق کلیک کردن بر Conversions – Goals – Overview این معیار را بیابید.

البته اگر آن را پیکره‌بندی نکرده‌باشید، هیچ داده‌ای در آن نخواهید یافت.

به زبان ساده، تبدیل‌ها در واقع راهنمایی‌هایی هستند که شما به گوگل آنالیتیکس می‌دهید تا بتواند اقدامات ارزشمند وبسایت شما را ارزیابی کند. از آن جایی که اهداف و نوع شرکت‌ها با یکدیگر فرق دارند به همین دلیل اقدامات ارزشمند هر کدام نیز متفاوت است فلذا باید آن‌ها را برای گوگل آنالیتیکس تعریف کنید.

برای انجام این کار وارد بخش Admin Setting در گوشه‌ی سمت چپ در پایین صفحه شده و در قسمت View بر Goals کلیک کنید. سپس بر روی New Goal کلیک نمایید.

سپس به یک پنجره‌ی جدید هدایت خواهید شد. دستورالعمل‌های گوگل آنالیتیکس را دنبال کرده و برای تعریف اقدامات ارزشمند کسب و کار خود، اهداف خود را پیکره‌بندی کنید. این اقدامات می‌تواند شامل مواردی مانند خرید از وبسایت، دانلود یک فایل یا تکمیل فرم ثبت‌نام بشد. شایان ذکر است که شما می‌توانید چند تبدیل مختلف را پیکره‌بندی کنید.

زمانی که این کارها را انجام دادید، بخش Conversions شروع به تولید گزارش‌هایی خواهد کرد.

دلیل اهمیت اهداف آن است که آن‌ها تنها معیار کلیدی عملکردی هستند که می‌توانند در حین بررسی نرخ بازگشت سرمایه به شما کمک کنند تا اطلاعاتی دقیق و عملی، درباره‌ی عملکرد هر یک از کانال‌ها به دست آورید.

به عنوان مثال، یکی از اهداف/تبدیل‌های رایج، کاربری است که اطلاعات شخصی خود را از طریق فرم مرتبطی که در وبسایت قرار داده‌اید، تکمیل و ارسال نموده‌است. با توجه به این موضوع، هر باری که یک کاربر اقدام به تکمیل و ارسال فرم مشخصات شخصی خود می‌کند، گوگل آنالیتیکس آن را یک تبدیل به حساب خواهد آورد.

به این ترتیب می‌توانید نتایجی به دست آورید که قابل اندازه‌گیری هستند در نتیجه می‌توانید تصمیمات بهتری را برای کانال‌های خود اخذ کنید.

۵. نرخ تبدیل (Conversion Rate)

یکی دیگر از معیار‌های مهم گوگل آنالیتیکس که باید همواره به آن توجه داشته باشید، نرخ تبدیل یا Conversion Rate است. نرخ تبدیل از تقسیم آن درصد از کاربرانی که اقدام ارزشمند تعریف‌شده در وبسایت را انجام داده‌اند بر تعداد کل تبلیغات (چه ارگانیک و چه غیر ارگانیک) به دست می‌آید.

به عنوان مثال اگر تبلیغ فیسبوک شما ۱۰۰۰ بار نشان داده شود و ۵۰ نفر تبدیل شوند، نرخ تبدیل، ۵% خواهد بود.

البته این موضوع کاملا طبیعی است که نرخ تبدیل کانال‌های ارگانیک، نسبت به کانال‌های پولی کم‌تر باشد. به هر حال، هدف موارد ارگانیکی مانند وبلاگ و پست‌های موجود در رسانه‌های اجتماعی آن است که ارزشی را در قالب محتوا به مخاطبان خود ارائه دهید و هدف اصلی آن‌ها معمولا ایجاد تبدیل نیست.

در حالی که هدف اصلی تبلیغات، ایجاد تبدیل است.

این معیار به دلیل اهمیتی که دارد در بخش‌های مختلفی از گوگل آنالیتیکس قابل مشاهده است. به عنوان مثال می‌توانید آن را در بخش Audience – Mobile – Overview مشاهده کنید.

نرخ تبدیل بسیار حائز اهمیت است چرا که امکان مقیاس‌بندی را به شما می‌دهد. به عنوان مثال نرخ تبدیل در بخش Mobile را می‌توان با نرخ تبدیل سایر ابزارهای دیگر مانند تبلت یا دسکتاپ مقایسه کرد.

البته مقایسه‌ی اعداد به دست آمده برای هر دستگاهی در حین مقیاس‌بندی، نمی‌تواند همواره درست باشد. به هر حال این معیار، شیوه‌ی بسیار فوق‌العاده‌ای در اختیار شما قرار می‌دهد که بتوانید از طریق بررسی و مقایسه‌ی داده‌ها، متوجه شوید که مثلا در این مثال، کدام دستگاه، تبدیل‌های بیشتری را به شما ارائه می‌دهد.

۶. دستگاه‌ها (Devices)

معیار بعدی در این لیست، درصد تبدیل ترافیک بر اساس دستگاه الکترونیکی است. معیار Devices را می‌توانید در مسیر Audience – Mobile – Overview بیابید.

این معیار بر بخش‌های مختلفی تأثیرگذار می‌گذارد:

· واکنش‌گرایی یا Responsiveness

داشتن یک وبسایت ریسپانسیو باید در اولویت هر کسب و کاری باشد. با این وجود زمانی که درک بهتری از منبع ترافیک داشته باشید می‌توانید خود را با هر دستگاهی که از آن ترافیکی دریافت می‌کنید، سازگارتر شوید.

· تبلیغات

این معیار همچنین به شما نشان می‌دهد که آیا در حال از دست دادن دستگاهی با پتانسیل بالا هستید یا خیر. به عنوان مثال اگر متوجه شوید که منبع اکثر بار ترافیکی شما، تلفن همراه است ممکن است که بخواهید به جای تبلیغات مختص دسکتاپ، بر تبلیغاتی که مختص دستگاه تلفن همراه است، بیشتر سرمایه‌گذاری کنید.

· نرخ تبدیل

ما پیش‌تر درباره‌ی نرخ تبدیل و اهمیت آن در مقایس‌بندی سرمایه‌گذاری در زمان و منابع صحبت کردیم. استفاده‌ی توأمان از این معیار به همراه معیار Devices این امکان را به شما خواهد داد تا متوجه شوید که کدام دستگاه، تبدیل بیشتری را برای شما به ارمغان می‌آورد. به عنوان مثال تلفن همراه، غالبا ترافیک زیادی را وارد یک وبسایت می‌کند اما معمولا نرخ تبدیل این دستگاه، پایین است.

نیاز است تا این معیار‌ها را هم به صورت مجزا و هم نسبت به سایر معیار‌های دیگر گوگل آنالیتیکس بررسی کنید. انجام این کار باعث می‌شود تا دید وسیع‌تری نسبت به داده‌ها به دست آورید.

۷. بازدیدکنندگان جدید در برابر تکراری (New Vs Returning Visitors)

معیار دیگری که باید به آن توجه کرد درصد بازدیدکنندگان جدید در مقابل درصد بازدیدکنندگان تکراری است. می‌توانید از مسیر Audience – Behavior – New vs. Returning، این دو معیار را مشاهده کنید.

این معیار بسیار مفید است چرا که به شما می‌گوید که چه تعداد از بازدیدکنندگان، دوباره به وبسایت شما سر زده‌اند. طبق قانون ۲۰/۸۰، نزدیک به ۸۰ درصد از نتایج شما، حاصل ۲۰ درصد از تلاش‌های شما هستند و این موضوع درباره‌ی کسب و کار نیز صدق می‌کند. به عبارت دیگر، ۸۰ درصد از درآمد شما، تنها از ۲۰ درصد مشتریان شما حاصل می‌شود.

فهم این موضوع که چند درصد از ترافیک شما را مشتریان تکراری تشکیل داده‌اند بسیار مهم است زیرا:

  • این معیار، درک عمیق‌تری درباره‌ی این موضوع به شما می‌دهد که چند نفر از بازدیدکنندگان وبسایت به خاطر آن که پس از اولین بازدید به کسب و کار شما علاقه‌مند شده‌اند، دوباره به وبسایت شما مراجعه کرده‌اند.
  • به شما نشان می‌دهد که بسته به آن که بازدید، یک بازدید جدید یا تکراری باشد، نحوه‌ی تعاملات، متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال ممکن است که نرخ پرش بازدیدکنندگان تکراری، کم‌تر و مدت زمان دوره‌ی آن‌ها نیز طولانی‌تر باشد.
  • این معیار می‌تواند منجر به بهبود استراتژی‌های ریتارگتینگ شما شود. شما می‌توانید به منظور فهم آن که آیا درصد بازدیدکنندگان تکراری در حال افزایش است یا خیر، از این داده‌ها استفاده کنید و این که آیا هزینه‌ی تبدیل هر کدام از آن‌ها کم‌تر از بازدیدکنندگان جدید است یا خیر.

اگر تاکنون از استراتژی ریتارگتینگ استفاده نکرده‌اید، اکنون می‌تواند زمان خوبی برای شروع آن باشد. در صورتی که با این مفهوم آشنایی ندارید، ریتارگتینگ شامل ایجاد مخاطبان است به نحوی که آنالیتیکس بتواند کوکی‌ها را از آن‌ها جمع‌آوری کند.

زمانی که حجم وسیعی از این داده‌ها را داشته باشید، می‌توانید از آن‌ها به منظور راه‌اندازی کمپینی برای کاربرانی که قبلا از وبسایت شما بازدید کرده‌اند، استفاده نمایید.

۸. تعداد بازدید از صفحه در برابر تعداد بازدید از صفحه‌ی منحصر به فرد (Page Views Vs Unique Page views)

یکی دیگر از معیارهای مهم گوگل آنالیتیکس، تعداد بازدید از صفحه است. این معیار، تعداد کل صفحاتی را که کاربران، در یک بازه‌ی زمانی مشخص از آن‌ها بازدید کرده‌اند را اندازه‌گیری می‌کند.

نیاز است تا این معیار را به صورت هفتگی و ماهانه زیر نظر داشته باشید تا بتوانید متوجه شوید که ترافیک شما در طول زمان، چگونه رشد می‌کند. این کار باعث می‌شود تا بفهمید آیا کانال‌هایی که بر آن‌ها سرمایه‌گذاری نموده‌اید توانسته‌اند ترافیک مد نظر شما را فراهم کنند یا خیر.

برای مشاهده‌ی تعداد کل بازدیدهای از صفحه در یک بازه‌ی زمانی مشخص می‌توانید از مسیر Audience – Overview استفاده کنید.

با این وجود متخصصان تمایل دارند تا تعداد بازدید از هر صفحه در هر پست وبلاگ را بررسی کنند. این کار باعث می‌شود تا بفهمند کدام یک از مقالات، بیشترین تعداد بازدیدکننده را داشته‌اند.

برای مشاهده‌ی چنین آماری باید از مسیر Behavior – Site Content – Content Drilldown استفاده کنید. زمانی که وارد محیط گزارش این بخش شدید می‌توانید با کلیک کردن بر تصویر دایره‌ای موجود در بالای آن صفحه، داده‌ها را به شیوه‌ی بهتری به تصویر بکشید.

نمودار دایره‌ای به دست آمده به شما می‌گوید که کدام یک از مقالات شما بیشترین تعداد بازدید را داشته‌اند و کل ترافیک شما به چه صورتی تقسیم شده‌است.

بخش Behavior Reports همچنین اطلاعاتی درباره‌ی تعداد بازدید از صفحه‌ی منحصر به فرد به ازای هر لندینگ پیج یا محتوا را در اختیار شما قرار می‌دهد. بازدیدهای صفحه‌ی منحصر به فرد شامل تعداد دوره‌هایی (سشن) است که طی آن‌ها یک صفحه‌ی خاص، حداقل یک بار مشاهده شده‌است. این موضوع برای هر ترکیبی از URL صفحه و عنوان صفحه، شمرده می‌شود.

۹. موقعیت (Location)

معیار بعدی گوگل آنالیتیکس که باید آن را زیر نظر داشته باشید، داده‌های مکانی هستند. برای یافتن این معیار از مسیر Audience reports – GeoLocation استفاده کنید.

این گزارش، داده‌های مهمی درباره‌ی آن که موقعیت مکانی بازدیدکنندگان شما چه جاهایی هستند، در اختیار شما قرار می‌دهد. این اطلاعات به شما کمک خواهند کرد تا نتیجه‌گیری‌های مهمی داشته باشید مانند:

  • در کدام کشورها می‌توانید بیشتر سرمایه‌گذاری کنید (آن‌هایی که ترافیک بیشتری را برای شما به ارمغان می‌آورند).
  • آیا باید محتوای خود را به زبان کشور یا کشورهایی که بیشترین ترافیک را از آن‌ها دارید ترجمه کنید؟ به عنوان مثال اگر ترافیک زیادی را از اسپانیا دریافت می‌کنید باید ترجمه‌ی اسپانیایی محتوای خود را نیز در وبسایت قرار دهید.
  • توزیع مجدد بودجه‌ی کمپین در کشورهایی که بیشترین نرخ تبدیل را دارند.

با تحلیل دقیق اطلاعات این معیار می‌توانید اطلاعات ارزشمندی که باعث می‌شوند تا تصمیم‌گیری بهتری داشته باشید، به دست آورید. همچنین این داده‌ها به شما کمک خواهند کرد تا تمرکز خود را بر کشورهایی قرار دهید که پتانسیل بیشتری برای افزایش مشتریان دارند.

۱۰. جریان رفتار (Behavior Flow)

معیار جالب دیگری که اطلاعات ارزشمندی در اختیار شما قرار می‌دهد، جریان رفتار یا Behavior Flow است. می‌توانید این معیار را در بخش Behavior، درست زیر گزارش Overview بیابید.

جریان رفتار به شما این امکان را می‌دهد تا درک بهتری از موارد زیر به دست آورید:

  • بازدیدکنندگان وبسایت شما به چه نحوی از یک صفحه به صفحه‌ی دیگر حرکت می‌کنند. به عبارت دیگر، رفتار آن‌ها پس از آن که وارد لندینگ پیج می‌شوند چگونه است.
  • صفحات شروع – صفحه‌ای است که اکثر کاربران وبسایت شما سفر خود را از آن جا آغاز می‌کنند.
  • لینک‌سازی داخلی – به شما می‌گوید که کاربران از طریق صفحه‌ی شما بر کدام یک از لینک‌های داخلی کلیک کرده‌اند.
  • در نهایت نیز، کاربران در چه مرحله‌ای بازدید خود را متوقف کرده و از وبسایت خارج شده‌اند چرا که علاقه‌ی خود را از دست داده‌اند.

با استفاده از این اطلاعات می‌توانید ایده‌ی بهتری درباره‌ی نحوه‌ی حرکت کاربران از صفحه‌ای به صفحه‌ی دیگر به دست آورید. در صورتی که متوجه شدید افراد زیادی از یک صفحه‌ی خاص خارج شده‌اند، لازم است تا اصلاحاتی را بر آن اعمال کرده و دوباره همه چیز را زیر نظر بگیرید.

۱۱. صفحات خروج (Exit Pages)

این معیار را می‌توانید از مسیر Report Behavior – Site Content – Exit pages بیابید. صفحه‌ی خروج، آخرین صفحه‌ای است که در طی یک دوره (سشن) به آن دسترسی دارید.

این معیار، اطلاعات زیادی درباره‌ی مواردی که باعث می‌شوند تا کاربران، وبسایت شما را ترک کنند، در اختیار شما قرار می‌دهد.

به عنوان مثال فرض کنید که کاربری در صفحه‌ی اصلی وبسایت شما قرار دارد. او به صفحه‌ی دسته‌بندی‌ها می‌رود، وارد صفحه‌ی محصول می‌شود و در نهایت آن جا را ترک می‌کند. در چنین حالتی، این صفحه، به عنوان صفحه‌ی خروج شناخته خواهد شد چرا که آخرین صفحه‌ای بود که کاربر در طی یک دوره از آن بازدید کرده بود.

درصد نرخ خروج برای یک صفحه‌ی خاص را از طریق فرمول زیر به دست می‌آورند:

نرخ خروج =

همانطور که پیش‌تر نیز گفتیم، در صورتی که صفحات شما دارای نرخ خروج بالایی باشند نیاز است بازنگری جامع و دقیقی بر آن‌ها داشته باشید. همچنین صفحاتی که دارای نرخ خروج پایینی هستند، نشانه‌ی خوبی برای شما خواهند بود چرا که چنین آماری بیانگر آن خواهد بود که کاربران به محصولات و صفحات شما، علاقه‌مند هستند.

و همچنین همانطور که ذکر کردیم اگر از ابزار ضبط دوره استفاده کنید، درک بهتری از آن اتفاقات و مواردی که باعث می‌شوند تا کاربران، صفحه را ترک کنند، به دست خواهید آورد.

۱۲. نرخ پرش (Bounce Rate)

منظور از نرخ تعامل در گوگل آنالیتکیس، آن درصد از کاربرانی است که وارد صفحه‌ای از وبسایت شما می‌شوند و بدون آن که تعامل بیشتری با آن داشته باشند، از آن خارج می‌شوند. آن‌ها از هیچ صفحه‌ی دیگری بازدید نکردند و بر هیچ کدام از لینک‌های داخلی کلیک ننمودند.

نرخ پرش به شما می‌گوید که کاربران، آن چیزی را که به دنبال آن بودند را نتوانسته‌اند در صفحه‌ی شما بیابند. این اتفاق مخصوصا در پست‌های وبلاگ‌هایی که به سؤالات مردم پاسخ نمی‌دهند، رایج‌تر است.

به عنوان مثال کاربری می‌خواهد قیمت محصولی را بیابد اما آن صفحه، درباره‌ی همه چیز صحبت کرده‌است به جز قیمت آن محصول. این اتفاق احتمالا باعث خواهد شد تا او از آن صفحه خارج شود.

· سؤتفاهم در معیار نرخ پرش

نرخ پرش نیز از جمله معیارهایی می‌باشد که ممکن است سؤتفاهم‌هایی در آن ایجاد شود. قبلا دیدیدم که معیار میانگین زمان دوره، با چه سؤتفاهمی مواجه بود.

در نرخ پرش نیز همان اتفاقی رخ می‌دهد که در میانگین زمان دوره رخ می‌داد با این تفاوت که هیچگاه صفحه‌ی بعدی وجود ندارد.

این معیار می‌تواند برای صاحبان کسب و کارها، کمی گیج‌کننده به نظر برسد. این موضوع مخصوصا در پست‌های وبلاگ پررنگ‌تر نیز می‌شود چرا که معمولا افرادی به پست‌های وبلاگ شما می‌رسند که به دنبال چیز خاصی می‌گردند.

بنابراین ممکن است آن‌ها تمام پست آن صفحه را مطالعه کنند و حتی آن را دوست داشته باشند اما بدون آن که تعامل بیشتری انجام دهند، صفحه را ترک نمایند چرا که نتوانسته‌اند پاسخ سؤال اصلی خود را بیابند. در چنین موقعیتی، نرخ پرش بالا به معنای آن نیست که محتوای شما نتوانسته‌است به هدف خود عمل کند.

برای دسترسی به معیار نرخ پرش می‌توانید در Audience report وارد بخش Overview شوید.

۱۳. سرعت سایت (Site Speed)

معیار بعدی که در این لیست به بررسی آن می‌پردازیم، سرعت سایت یا Site Speed است. تجربه‌ی کاربری، یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی است که باید برای بهینه‌سازی موتور جستجو به آن توجه کنید.

مدت زمانی که طول می‌کشد تا یک صفحه در وبسایت شما لود شود، اهمیت زیادی برای تجربه‌ی کاربری دارد. گوگل انتظار دارد که صفحه‌ی شما در مدت زمانی کم‌تر از ۳ ثانیه لود شود.

این معیار را می‌توانید از مسیر Behavior – Site Speed – Overview بیابید. از معیار Site Speed برای بررسی این موضوع که آیا وبسایت شما در سریع‌ترین زمان ممکن، لود می‌شود یا خیر استفاده کنید تا بتوانید از بالا رفتن نرخ پرش جلوگیری نمایید.

۱۴. ارجاعات (Referrals)

این معیار، از جمله معیارهای مهم گوگل آنالیتیکس است که بسیار دست کم گرفته شده‌است. در واقع ارجاعات یا Referrals، آن ترافیکی که از وبسایت‌های شخص ثالثی دریافت نموده‌اید را به شما نشان می‌دهد.

البته ممکن است که در این بخش، وبسایت‌هایی مانند گوگل یا فیسبوک را به عنوان ارائه‌دهندگان پلتفرم تبلیغاتی خود، مشاهده نمایید. به هر حال شما از طریق این معیار می‌توانید بفهمید که چه پلتفرم‌هایی در اینترنت درباره‌ی شما صحبت می‌کنند.

به بیان ساده‌تر، اگر فردی لینکی را در وبسایت خود قرار دهد و کاربران بتوانند از طریق کلیک کردن بر آن لینک، وارد وبسایت شما شوند، ترافیکی را از آن وبسایت دریافت نموده‌اید. این معیار، چنین ترافیکی را به شما نشان خواهد داد.

می‌توانید از این داده‌ها برای بررسی دقیق‌تر ارجاعات و پلتفرم‌هایی که پتانسیل بالایی برای همکاری کردن دارند، استفاده نمایید. برای دسترسی به بخش Referrals می‌توانید از مسیر Acquisition – All Traffic استفاده کنید.

۱۵. سن و جنسیت (Age & Gender)

آخرین معیارهایی که به آن‌ها می‌پردازیم Age & Gender هستند. این دو معیار به شما کمک می‌کنند تا درک بهتری از بازدیدکنندگان خود به دست آورید.

زمانی که به بازار هدف فکر می‌کنیم غالبا مشخصات خاصی را در ذهن خود داریم. ما کمپین‌هایی را اجرا می‌کنیم که برای رسیدن به هدف، از نظر ما، کارآمدترین هستند.

با این وجود، با آن که در بسیاری از مواقع فکر می‌کنیم که با خریداران واقعی سر و کار داریم اما واقعیت چنین نیست. شاید در ابتدا تصور کنید که محصول شما مناسب افراد زیر ۳۰ سال است اما در نهایت متوجه شوید که اکثر خریداران، بالای ۴۰ سال سن دارند.

یا ممکن است تصور کنید که مخاطب هدف محصولی، صرفا مردان هستند اما در عمل متوجه شوید که زنان نیز به همان اندازه به آن محصول علاقه دارند. به همین دلیل نیز نیاز است تا با استفاده از این دو معیار گوگل آنالیتیکس، درک دقیق‌تر و بهتری نسبت به بازدیدکنندگان و خریداران به دست آورید.