۱۱ نمونه ی برجسته از حداقل محصول پذیرفتنی

11 نمونه ی برجسته از حداقل محصول پذیرفتنی

۱۱ نمونه ی برجسته از حداقل محصول پذیرفتنی

۱۱ نمونه ی برجسته از حداقل محصول پذیرفتنی 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

۱۱ نمونه ی برجسته از حداقل محصول پذیرفتنی

دلیل اصلی شکست استارت آپ ها این است که محصول اولیه خود را بر اساس فرضیات طراحی می کنند. کارآفرینان در دام این می افتند که تصور می کنند محصولشان بهتر از هر راه حل موجود در بازار مشکل را حل می کند. آنها همچنین تصور می کنند که مردم به اندازه ی کافی به مشکل اهمیت می دهند تا برای راه حل هزینه کنند. وقتی این فرضیات اشتباه باشند، استارت ‌آپ هرگز رشد نکرده و موفق نمی‌شود. به این دلایل، ایجاد حداقل محصول پذیرفتنی (MVP) روشی منطقی است. این روش به شرکت ها اجازه می دهد تا ایده های خود را آزمایش کنند تا ببینند کاربران چگونه واکنش نشان می دهند.

قبل از اینکه به بررسی نمونه هایی از حداقل محصول پذیرفتنی بپردازیم ، مهم است که بدانیم منظورمان از این اصطلاح چیست.

تعریف حداقل محصول پذیرفتنی :

حداقل محصول پذیرفتنی اولین شکل محصولی است که می توانید برای کاربران آن را عرضه کنید. این محصول، عملکرد اصلی را بدون هیچ ویژگی اضافی ارائه می دهد. کارآفرینان از MVP ها برای ارزیابی احساس مشتریان در مورد یک ایده استفاده می کنند. اگر این ایده پتانسیل داشته باشد، از بازخورد مشتری برای توسعه ی نسخه ی بعدی محصول استفاده می کنند.

هنگامی که از MVP استفاده می کنید ، صرف نظر از اینکه چه اتفاقی می افتد، فقط حداقل تلاش و موجودی را برای ایجاد محصول خود صرف می کنید . شما از ساختن یک محصول کامل که هیچ جذابیتی برای مشتریان نداشته باشد اجتناب خواهید کرد و خطر اضافه کردن ویژگی ‌های نامطلوب را که بعداً نیاز به تطبیق یا حذف آن ‌ها دارید ، از بین خواهید برد.

حداقل محصول پذیرفتنی و فلسفه ی استارت اپ کارآمد

مفهوم حداقل محصول پذیرفتنی مبتنی بر روش استارت ‌آپ کارآمد است که هم برای محصولات و هم برای کسب‌ وکارها به طور کلی اعمال می‌شود . هدف یک استارت‌ آپ کارآمد این است که مدت زمان صرف شده برای چرخه‌ های توسعه ی محصول را کاهش دهد و بفهمد که آیا یک مدل کسب ‌وکار در مراحل اولیه قابل اجرا است یا خیر.

مقایسه ی حداقل محصول پذیرفتنی با حداقل محصول قابل فروش

توجه به این نکته مهم است که حداقل محصول پذیرفتنی با حداقل محصول قابل فروش یکسان نیست. MVP وسیله ای برای یادگیری است. این به یک کارآفرین اجازه می دهد تا محصول اولیه را با اندازه گیری داده ها ارزیابی کند. با این حال ، یک محصول حداقل قابل فروش، یک محصول کامل است که آماده ی فروش است. کمترین ویژگی ‌هایی را دارد که کاربران نیاز دارند، اما همچنان به کسب‌ وکار اجازه می‌دهد فروش مناسبی داشته باشد.

مقایسه ی حداقل محصول پذیرفتنی با اثبات مفهوم

اثبات مفهوم نیز از حداقل محصول پذیرفتنی متمایز است. اثبات مفهوم ایده ای را آزمایش می کند که باید ببینید آیا قابل دستیابی است یا خیر. هیچ مشتری در آن درگیر نیست – شما فقط یک پروژه ی کوچک را برای ارزیابی قابلیت فنی و امکان سنجی مفهوم کسب و کار خود ایجاد می کنید . ممکن است بخواهید قبل از شروع به ساختن MVP از اثبات مفهوم استفاده کنید.

انواع حداقل محصول پذیرفتنی

درک اینکه چه امکاناتی برای ایجاد یک MVP دارید مفید است . شش راه اصلی برای استفاده از این مفهوم وجود دارد .

۱. نمونه های اولیه ی نرم افزار ( پروتوتایپ ها )

نمونه ی اولیه ی یک نرم افزار یکی از پیچیده ترین و در عین حال رایج ترین انواع MVP است که به ساختن نرم افزار فقط با اجزای اصلی نیاز دارد.

نرم افزار هوشمند حداقل محصول پذیرفتنی

اکثر نرم افزارهای MVP از توسعه هوشمند استفاده می کنند. این فرآیند انعطاف پذیر شامل کشف و توسعه از طریق همکاری و به دنبال آن بهبود مستمر است. چارچوب scrum  شناخته شده ترین نمونه ی توسعه هوشمند است.

۲. طرح های محصول

چند راه مختلف برای استفاده از طراحی محصول به عنوان MVP وجود دارد که همه ی آن ها به ویژه برای نرم افزار ، برنامه های موبایل و سایر ابزارهای فنی مفید هستند. ساده ترین طرح یک طرح است که می توانید آن را با دست یا با استفاده از ابزار انجام دهید. وایرفریم کمی پیچیده تر است که مواردی مانند تجربه ی کاربر، سلسله مراتب و مسیر یابی را نشان می دهد. در نهایت ، شما یک موکاپ دارید که می تواند دقیقاً نحوه ی عملکرد محصول شما را نشان دهد.

۳. ویدئوهای نمایشی

از طریق یک ویدیوی نمایشی ، توضیح می دهید که محصول شما چه کاری انجام خواهد داد. نمایش ویدیو به کاربران بالقوه به شما این امکان را می دهد که ببینید آیا این نوع راه حلی است که بازار به دنبال آن است یا خیر.

۴. صفحات فرود

با یک صفحه ی فرود ، می توانید محصول جدید خود را برای سنجش سریع علاقه ی عمومی اعلام کنید. با درخواست از کاربران برای ارسال آدرس ایمیل خود برای به ‌روزرسانی ، متوجه می‌شوید که چند نفر علاقه‌ مند هستند و مشتری هایی را به دست می‌آورید که می‌توانید برای آ نها بازاریابی کنید.

۵. نمونه ی قطعه قطعه

برای ایجاد یک MVP قطعه قطعه ، کارآفرینان اجزایی را از ابزارهایی که از قبل وجود داشته اند گرد هم می آورند تا نشان دهند محصول چگونه کار خواهد کرد.

۶. کار پرداز

از طریق MVP کار پرداز ، افرادی را می یابید که مایلند یک سرویس اشتراک را امتحان کنند که مجموعه ای شخصی از محصولات را برای آن ها ارسال می کند. شما شروع به انتخاب دستی محصولات برای هر فرد می کنید. اگر این ایده موفقیت آمیز باشد ، برنامه ای می سازید که پاسخ های کاربران را تجزیه و تحلیل می کند و انتخاب می کند که چه محصولی برای هر فرد ارسال شود.

۷. جادوگر شهر از

مدل جادوگر شهر از که به آن MVP های اولیه ی دستی و فلینت استون نیز می گویند ، به گونه ای عمل می کند که گویی محصول شما از قبل وجود دارد ، در حالی که در واقع هنوز در مرحله ی توسعه است . این برای بسیاری از انواع استارت آپ های مبتنی بر خدمات ایده آل است.

مثال هایی از حداقل محصولات پذیرفتنی

موفق ترین حداقل محصولات پذیرفتنی ، برای مدت طولانی در استارت آپ باقی نمی مانند. در واقع ، شما بدون شک در مورد بسیاری از این موارد شنیده اید – اگرچه ممکن است ندانید که آنها زمانی MVP بودند.

۱. دراپ باکس

دراپ باکس که به عنوان یک MVP ویدیوی آزمایشی شروع به کار کرد ، مزایای ذخیره سازی داده ها را در یک مکان توضیح داد. بازخورد کاربران به استارت ‌آپ آن زمان کمک کرد تا بودجه ی مورد نیاز برای توسعه ی پیشنهاد خود را دریافت کند.

۲. آمازون

اکثر مردم می دانند که آمازون به عنوان یک کتابفروشی آنلاین شروع به کار کرد. با این حال ، ممکن است ندانید که جف بزوس با خرید کتاب از توزیع کنندگان و ارسال آنها به مشتریان هر بار که فروشگاه آنلاین او سفارشی دریافت می کرد ، شروع به کار کرد. فروش بالای کتاب به این معنی بود که ادامه ی افزودن محصولات بیشتر به فروشگاه ، سپس خرید انبار ها و در نهایت ارائه ی یک تجربه ی شخصی برای هر کاربر در وب سایت منطقی است.

۳. Foursquare

زمانی که کاربران شروع به استفاده از Foursquare کردند ، فقط یک ویژگی داشت. مردم در مکان‌ های مختلف اعلام حضور می‌کردند ، که به آن ها این امکان را می‌داد تا نشان‌ ها را برنده شوند. استفاده از عناصر بازی مردم را برای استفاده از این سرویس هیجان زده کرد. تنها زمانی که Foursquare یک پایگاه کاربری مستحکم داشت ، گسترش یافت و به یک راهنمای کامل شهری تبدیل شد.

۴. AdWords Express

وقتی AdWords Express منتشر شد ، به نظر می رسید که یک کپی کننده ی خودکار تبلیغات است. در واقع ، تیمی از دانش‌آموزان بودند که به سرعت آگهی ‌ها را تایپ می‌کردند و به مشتریان تحویل می‌دادند. هنگامی که آشکار شد که این خدمات مورد نظر مردم است ، AdWords Express به یک فرآیند خودکار واقعی تبدیل شد.

۵. Groupon

امروزه Groupon یک پلت فرم بزرگ است که در کشورهای سراسر جهان فعالیت می کند. با این حال ، فعالیت خود را به عنوان یک MVP قطعه قطعه شروع کرد و خدمات مشاغل محلی را ترویج کرد و معاملاتی را ارائه داد که مدت زمان محدودی ادامه داشت. از آنجایی که بنیانگذاران در ابتدا نتوانستند سیستم مدیریت محتوای خود را بسازند ، از وبلاگ وردپرس استفاده کردند. آنها منتظر ماندند تا قبل از گسترش سرمایه گذاری موفق شوند.

۶. Zappos

معروف ترین نمونه جادوگر شهر از MVP  متعلق به Zappos است. نیک سوین مورن موسس Zappos ، برای آزمایش ایده ی تجاری خود ، از کفش هایی که در فروشگاه ها پیدا کرده بود عکس گرفت تا ببیند آیا کسی حاضر است یک جفت آن را بدون اینکه ابتدا آن را امتحان کند ، خریداری کند یا نه. معلوم شد که مصرف کنندگان این مدل خرید را دوست داشتند !

۷. Airbnb

با شروع آپارتمان خود گردان ، Airbnb به مردم این امکان را داد که برای کسب درآمد اضافی ، اتاقی را برای اجاره ی کوتاه مدت نام نویسی کنند. مشخص شد که مسافران مایل بودند در خانه ی شخص دیگری بمانند تا در هزینه ی اقامت خود صرفه جویی کنند و این پلت فرم از آنجا رشد کرد.

۸. فیس بوک

پس از انتشار ، فیس بوک فقط یک ابزار اساسی رسانه های اجتماعی برای ارتباط با دوستان بود. پروفایل ها تا حد ممکن ابتدایی بودند و اعضا همه دانشجویان دانشگاه هاروارد بودند. این ایده به اندازه ‌ای محبوب شد که ارزش گسترش را داشته باشد و پلتفرم به تدریج ویژگی ‌های پیچیده‌تری را اضافه کرد.

۹. Food on the Table

نمونه ای از MVP کار پرداز ، Food on the Table است که دستور العمل ها و معاملات را از فروشگاه های مواد غذایی به کاربران ارسال می کند تا به آنها در صرفه جویی در هزینه در حین تهیه ی غذاهایی که دوست دارند کمک کند. زمانی که این شرکت هنوز یک MVP بود ، مانوئل روسو موسس آن ، دستور العمل ها را انتخاب کرد ، لیست خرید ایجاد کرد و کوپن ها را به صورت دستی پیدا کرد. پس از اینکه بازخورد کاربر نشان داد که این مدل قابل اجرا است ، او یک فرآیند خودکار را راه اندازی کرد.

۱۰. Buffer

قبل از اینکه Buffer واقعاً اپلیکیشن خود را برای زمان ‌بندی پست ‌های رسانه ‌های اجتماعی داشته باشد ، این استارت ‌آپ مجموعه ‌ای از صفحات فرود را راه ‌اندازی کرد. در اولین صفحه ی فرود فقط از مردم خواسته بود که اگر به طرح ها و قیمت محصول علاقه مند هستند ایمیل خود را ارسال کنند. دومی از کاربران پرسید که آیا به نسخه ی رایگان علاقه مند هستند یا یکی از دو گزینه ی پولی. از آنجایی که اکثر مردم یکی از طرح های پولی را انتخاب کردند ، واضح بود که Buffer پتانسیل بالایی دارد.

۱۱. AngelList

بسیاری از پلتفرم ‌ها برای راه‌ اندازی به یک شبکه ی بزرگ نیاز دارند ، اما می‌توانند ابتدا با راه‌ اندازی به‌عنوان MVP کوچک شروع کنند. AngelList ، پلتفرمی شغلی و سرمایه گذاری ، یک مثال عالی است. این کار فقط با استفاده از مخاطبین خود تیم شروع شد و اولین اتصالات همه از طریق ایمیل انجام شد. این نشان داد که این مدل کار کرد و AngelList توانست به پلتفرم بسیار بزرگ‌ تری که امروز است ، رشد کره و گسترش یابد.

اگر نوع پیشنهادی که می خواهید ایجاد کنید به عنوان حداقل محصول پذیرفتنی مناسب است ، ارزش آن را دارد که این مسیر را طی کنید. اگر ایده ی شما کمتر از آنچه انتظار داشتید در بین کاربران موفقیت آمیز بود ، می توانید قبل از اینکه مقدار زیادی از موجودی را هدر دهید ، آن را تغییر دهید. علاوه بر این ، اگر ایده ی شما قابل اجرا باشد ، استفاده از یک مدل MVP به شما این امکان را می دهد که نظرات کاربران را در مراحل اولیه ی طراحی در نظر بگیرید.