کمپین بازاریابی دیجیتال

کمپین بازاریابی دیجیتال

کمپین بازاریابی دیجیتال

کمپین بازاریابی دیجیتال 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

کمپین بازاریابی دیجیتال

اگر شما هم مانند بسیاری از مالکان تجارت ها هستید، می دانید که یک کمپین بازاریابی دیجیتال به تجارت شما قدرت زیادی می دهد. اجرای یک کمپین می تواند مشتریان بالقوه جدیدی را جذب کند، مشتریان بیشتری ایجاد کند، دیده شدن شما در جست و جوی گوگل را افزایش دهد و در نهایت باعث افزایش بازده می شود.

اگر شما هم مانند بسیاری از مالکان تجارت ها هستید، می دانید که یک کمپین بازاریابی دیجیتال به تجارت شما قدرت زیادی  می دهد. اجرای یک کمپین می تواند مشتریان بالقوه جدیدی را جذب کند، مشتریان بیشتری ایجاد کند، دیده شدن شما در جست و جوی گوگل را افزایش دهد و در نهایت باعث افزایش بازده می شود.

اما اگر مانند بیشتر مالکان تجارت هستید، تفکر ایجاد و اجرای یک کمپین بازاریابی برای شما غافلگیر کننده است. متغیر های بسیاری برای کار شما وجود دارند.

آیا باید بر تبلیغات رسانه های اجتماعی یا بهینه سازی موتور جست و جو تمرکز کنید؟ آیا باید تلاش کنید مشتریان جدیدی ایجاد کنید یا بازده کلی را افزایش دهید؟ کجا بازاریابی محتوا در استراتژی کلی شما متناسب می شود؟

در این پست، ما می خواهیم نشان دهیم چگونه،  با انجام چه کاری و چرا یک کمپین بازاریابی دیجیتال موفق خواهید داشت. این طرح مسیر را در نظر بگیرید. این طرح به شما کمک می کند به المان های کلیدی کمپین خود فکر کنید به نحوی که بتوانید به طور موفق آنرا اجرا نمایید.

آماده اید؟ بزن بریم

مرحله #1: اهداف کمپین بازاریابی دیجیتال خود را تعریف کنید

زمانی که یک کمپین بازاریابی دیجیتال ایجاد می کنید، اولین مرحله تعریف اهداف تان است. این کار به نظر واضح می رسد اما متاسفانه، بسیاری از شرکت ها این مرحله را نادیده می گیرند.

گفته متداولی که نمی توانید کاری که اندازه گیری نکردید را مدیریت کنید، زمانی مرتبط است که یک کمپین بازاریابی دیجیتال را ایجاد می کنید. اگر اهداف تان را نشناسیذ، هدف را نشناخته و نمی توانید موفق شدن یا نشدن را اندازه گیری کنید.

بنابراین چه نوع اهداف بازاریابی دیجیتالی باید برای کمپین های خود ایجاد کنید؟ در اینجا برخی اهداف متداول و مرتبط را ارائه می کنیم.

آگاهی

آگاهی از برند دقیقاً چیزی است که به نظر می رسد. این سطح کلی از آگاهی برند شما است مخصوصاً زمانی که مرتبط با رشته کارشناسی شما باشد. ایجاد آگاهی برند شامل قدرتمند کردن ارتباطبین تجارت تان با محصولات یا خدماتی است که ارائه می دهید.

یک مثال بزرگ از آگاهی برند KLEENEX (کلینکس) است: زمانی که کسی می گوید نیاز به یک کلینکس دارد، در حقیقت منظورش دستمال های کاغذی است، این یعنی آن ها نیاز به دستمال دارند. هر کسی می داند یک کلینکس چیست و چه کاری انجام می دهد.

چرا اگاهی از برند به این حد قدرتمند است؟

هرچه بیشتر آگاهی کلی از برند تان را افزایش دهید، بیشتر از رقبا جدا می شوید. برای مثال در مورد گوگل فکر کنید. آن ها آگاهی ایجاد کردند که قطعاً حالا پیشروی صنعت موتور جست و جو هستند.

به طور کلی، هر چه آگاهی برند بیشتر باشد، مشتریان و فروش بیشتری ایجاد کرده و از گرفته شدن سهم بازار توسط رقبا جلوگیری می کنند.

در نظر گیری (توجه)

در نظر گیری یکی دیگر از اهداف بازاریابی دیجیتال متداول است. در نظر گیری زمانی است که یک مشتری بالقوه صرفاً از برند شما آگاه شده و می خواهد محصولات یا خدمات شما را در نظر بگیرد. برای مثال، با تشکر از یک استراتژی کمپین SEO، شما صفحه اول گوگل خود را برای لغاتی خاص مدیریت کردید. این باعث افزایش آگاهی از برند شما می شود.

اما هدف شما گرفتن مشتری و فراتر رفتن از آگاهی از برند تان و در نظر گیری واقعی برند است. به عبارت دیگر، شما می خواهیم رابطه عمیق تری با مشتریان بالقوه بر قرار کنید. و بنابراین زمانی که آن ها به وب سایت شما می روند، به آن ها محتوای رایگانی ارائه می کنید که مرتبط با برند شما بوده و در مورد محصولات و خدمات شما اگاه می شوند. این استراتژی بازاریابی محتوا برای به دست آوردن مشتریان با در نظر گیری عمیق تر برند تان طراحی شده است.

 تبدیل (تغییر)

زماین که حرف کمپین بازاریابی دیجیتال پیش می آید، تبدیل صرفاً یعنی بدست آوردن مشتریان بالقوه ای که کار خاصی انجام می دهند. اغلب این کار خرید واقعی چیزی از شما است، اما همیشه هم اینطور نیست.

کار آن ها باید وارد کردن ایمیل در لیست شما، ثبت نام کردن برای وبینار، دانلود یک صفحه سفید، تماس با شرکت تان یا هر کار دیگری باشد. هدف شما اینست که مشتریانی را بدست آورید که واقعاً چیزی می خواهند.

اگر شما دو هدف اول را به شکل موثری اجرا و کامل کردید، ایجاد تبدیل ها راحت تر خواهد بود. شما آگاهی از برند تان را ارتقا داده و شروع به ایجاد رابطه با یک مشتری بالقوه کردید. از اینجا به بعد، مرحله بعدی تبدیل است.

وفاداری

زماین که اهداف برنامه بازاریابی دیجیتال را ایجاد کردید، می خواهید بر وفاداری مشتری تمرکز کنید. به عبارت دیگر، نمی خواهید مشتریان جدید را ببرید، بلکه تلاش می کنید مشتریانی را حفظ کنید که قبلاً داشتید.

برخی مثال های ساده روش های ایجاد مشتریان وفادار تر، ارائه تحقیق به مشتریان طولانی مدت، ارائه چیزی برای تولد مشتریان و غیره است. هدف کلی شما بدست آوردن مشتریان وفادار به شرکت شما در طول هر زمانی است.

طرفداری

هدف نهایی که باید در استراتژی بازاریابی اینترنت خود در نظرداشته باشید، ایجاد مشتریان طرفدار است. این زمانی است که مشتریان شما در مورد شرکت شما نه تنها وفادار هستند، بلکه برای شرکت شما طرفداری هم نشان می دهند.

آن ها به طور مداوم به دوستان و خانواده خود در مورد شما می گویند، هر کاری می کنند تا مشتریان جدیدی برای شما داشته باشند.

طرفداری معمولاً در نتیجه ارائه محصول یا خدماتی عالی است. مشتریان زمانی طرفدار شما می شوند که آن ها را خوشحال کرده باشید؛ زمانی که هر قولی که دادید را اجرا کنید.

شما می توانید از طریق ارائه خدمات عالی به مشتریان، و ارائه خدمات جدید مداوم، محصولات عالی با نوآوری و غیره، طرفدارانی بدست آورید.

اپل را در روز های اول آیفون در نظر بگیرید. آن ها با ایجاد اولین تلفن همراه حقیقی، صدها هزار طرفدار برای خود ایجاد کردند. آن ها به مشتریان چیزی را دادند که نمی توانستند هیچ جای دیگری بیابند. نتیجه مشتریان مشتاقی بود که محصولات اپل را به هر کسی که میشناختند معرفی کردند.

تنظیم اهداف هوشمند

زمانیکه اهداف کمپین بازاریابی دیجیتال خود را تنظیم می کنید، قطعاً ضروری است که اهداف هوشمند خود را نیز ایجاد کنید.

هوشمند یعنی:

  • خاص- هدف نمی تواند عمومی باشد مانند اینکه ما می خواهیم تعداد مشتریان آنلاین را افزایش دهیم. هدف باید به شدت خاص باشد مانند اینکه ما می خواهیم ۱۵۰ مشتری جدید ایجاد کنیم.
  • قابل اندازه گیری- هدف شما باید قابل اندازه گیری باشد. اگر نتوانید هدف تان را اندازه گیری کنید هرگز نمی دانید آیا واقعاً به آن رسیده اید یا خیر. برای مثال، هدف مبهم در افزایش تعداد مشتریان واقعاً قابل اندازه گیری نیست. به لحاظ فنی، شما می توانید قبل از تعیین هدف به یک مشتری برسید اما بعد از تعیین هدف دیگر ممکن است این کار امکان پذیر نباشد. می خواهید تعداد خاص و قابل اندازه گیری برای هدف تان داشته باشید. یک هدف ایجاد ۱۵۰ مشتری جدید به راحتی قابل اندازه گیری است.
  • قابل دست یابی- اگر هدف قابل دستیابی نباشد، پس هدف معقولی نیست. اگر بیشتر مشتریانی که تا به حال ایجاد کردید ۷ نفر هستند، تنظیم هدف ایجاد ۱۰۰۰ مشتری احتمالاً واقع بینانه نیست. اهداف بازاریابی شما باید قابل دستیابی باشند. اگر قابل دستیابی نیستند، پس نمی توانید به آن ها برسید و نا امید می شوید.
  • مرتبط- اهداف مرتبط اهدافی هستند که در واقع بر اساس زیر بنای تجارت شما حرکت می کنند. اگر چیزی که واقعاً نیاز دارید مشتریان جدید است، هدف افزایش فالوور های کلی توئیترشما یک هدف مرتبط نیست. اهداف بازاریابی دیجیتالی را تنظیم کنید که واقعاً تفاوتی در تجارت شما ایجاد کنند.
  • به موقع بودن- در نهایت، اهداف بازاریابی دیجیتال شما باید به موقع باشند. به عبارت دیگر، ان ها باید تاریخ شروع و تاریخ پایان داشته باشند. این محدودیت ها به شما کمک می کنند اندازه گیری کنید آیا به درستی در رسیدن به اهداف خود موفق بودید یا خیر. اهدافی که به موقع نیستند می توانند کار را به شکل نامحدودی طولانی کنند.

مرحله #۲: تعیین KPI های بازاریابی دیجیتال

زمانی که اهداف هوشمند خود را ایجاد کردید، زمان تعیین شاخص های عملکرد کلیدی است. KPIها، معیار هایی هستند که برای کمپین شما مهم ترین معیار ها بوده و بیشتری ارتباط را با کمپین دارند. شما کمپین بازاریابی دیجیتال خود را از طریق این KPI های بازاریابی دیجیتال اندازه گیری می کنید تا تعیین کنید یا موفق هستید یا خیر.

KPI های شما باید ارتباط نزدیکی با کمپین شما داشته باشند.

برای مثال، فرض کنید می خواهید استراتژی کمپین رسانه اجتماعی خود را اجرا کنید. از تبلیغات فیس بوک استفاده می کنید تا ترافیک صفحه خود را بالا ببرید. صفحه مشتری یک صفحه جست و جوی رایگان است که افراد می توانند با ایمیل خود ثبت نام نمایند.

  • KPI های شما برای کمپین رسانه ها تعداد مشتریان ایجاد شده
  • تاثیرات کلی ایجاد شده
  • تعداد کلیک ها بر روی تبلیغات

یا فرض کنید استراتژی بازاریابی محتوایی را اجرا می کنید که در ان پست وبلاگ مهمی که نوشتید را ارتقا می دهید. KPI های کمپین شما می توانند به صورت زیر باشند:

  • تعداد افرادی که پست وبلاگ شما را خواندند.
  • تعداد لینک هایی که به پست وبلاگ شما برگشتند.
  • تعداد به اشتراک گذاری های اجتماعی پست وبلاگ شما.

حیاتی است که به خاطر داشته باشید KPI های شما باید ارتباط نزدیکی با اهداف کلی داشته باشند. اگر هدف کمپین رسانه اجتماعی شما ایجاد مشتری است، اول بر روی تعداد کلیک های ایجاد شده تمرکزنکنید. بر تعداد مشتریان کمپین تمرکز کنید.  با اندازه ها و معیار هایی که واقعاً مهم نیستند، خود را به عقب بر نگردانید.

یک رسانه اجتماعی باید به شکل زیر باشد:

مرحله #3: تعیین مخاطب هدف و ارزش پیشنهادی

زمانی که کمپین بازاریابی دیجیتال خود را راه اندازی می کنید، تعیین مخاطب هدف و ارزش پیشنهادی که به مخاطب هدف ارائه میکنید، بسیار مهمهستند. مخاطبین هدف شما گروهی از افراد هستند که مورد هدف کمپین بازاریابی دیجیتال شما می باشند.

برای مثال اگر یک مغازه آنلاین راه اندازی کردید که محصولاتی برای نوزادان می فروشید، هدف شما زنان و مردان بین سنین ۲۵ تا ۴۰ سال خواهد بود. این گروه مخاطبینی است که بیشتر نوزاد دارند. اگر یک مغازه شیشه ماشین (خودرو) دارید، هدف شما مردان و زنانی هستند که در محله کد پستی شما زندگی می کنند.

زمانی که به هدف مخاطب خود می رسید، تمایل کمتری برای بهترشدن نسبت به بزرگ ترشدن دارید. اگر مخاطب شما بسیار وسیع باشد، پول زیدی صرف افراد خط مقدمی می کنید که حقیقاً به تجارت شما علاقه ندارند. در نهایت، با اتلاف هزینه روبرو خواهید بود. زمانی که هدف مخاطب خود را ایجاد می کنید، باید ارزش پیشنهادی که می خواهید به مخاطب ارائه کنید را تعیین نمایید.

ارزش پیشنهادی شما دلیلی است که مخاطب هدف شما باید با شما تعامل داشته باشد. به عبارت دیگر، به مخاطب خود دلیلی ارائه می کنید تا بر تبلیغات شما کلیک کرده یا پست وبلاگ شما را به اشتراک بگذارد و یا یک صفحه خاص وب سایت تان را به دیگری ارسال کند.

برای مثال، فرض کنید در حال اجرای کمپین کلیک PAY PER هستید، تا تبلیغ خود را در گوگل نمایش دهید. چرا افراد باید بر این تبلیغ کلیک کنند؟ از آن چه چیزی بدست می آورند؟

  • آیا تخفیفی از خدمات بدست می آورد؟
  • آیا اطلاعات کلیدی بدست می آورند که به آن ها کمک می کند مشکل شان را حل کنند؟
  • آیا محصولی را پیدا می کنند که امیدوارند بخرند؟

ارزش پیشنهادی شما یک چرای بزرگ است که در کمپین بازاریابی دیجیتال تان پنهان شده است. فقط فرض نکنید اگر با صرف پول بر تبلیغات شروع کردید، نتیجه ای بدست می آورید. باید به مخاطب خود دلیل قانع کننده ای برای تعامل با خود ارائه کنید.

 مرحله #4: برنامه و بودجه بسازید

بعد از تعیین مخاطب اصلی و پیشنهاد ارزش، زمان ایجاد برنامه و بودجه برای کمپین تان است. چندین بستر وجود دارند که می توانند و باید برای کمپین شما استفاده شوند، این ها عبارتند از:

وب سایت شما

به طور ایده آل، وب سایت تان باید برای رسیدن به هر هدفی کلی که دارید، بهینه سازی شده باشد. اگر هدف شما افزایش تعداد مشتریان است، وب سایت تان باید برای مشتریان بهینه سازی شده باشد. اگر هدف شما ارائه آگاهی از برند شماست، وب سایت تان باید پر از اطلاعات واضحی باشد که به بازدید کننده ها در مورد شرکت تان آگاهی می رساند. اگر وب سایت شما بر اساس هدف تان بهینه سازی نشده باشد، باید بودجه ای برای طراحی دوباره تخصیص دهید به نحوی که در هماهنگی با هدف نهایی تان باشد.

بهینه سازی موتور جست و جو

بهینه سازی موتور جست و جو (SEO) پروسه ای از بهینه سازی صحات وب سایت تان است به طوریکه صفحه وب شما در بالاترین حد ممکن در نتایج جست و جوی گوگل قرار گیرد. بر اساس هدف کلی شما، SEO باید در اولویت بالا باشد.

نشان داده شدن به عنوان اولین صفحه گوگل یک روش عالی برای افزایش دیده شدن کلی برند تان و افزایش ترافیک اصلی وب سایت تان است.

بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا شامل ایجاد محتوایی می شود که برای مخاطب هدف شما ارزشمند بوده و به شدت مخاطب را ارتقا می دهد.

پروسه ی بازاریابی این بخش فرق می کند اما اغلب شامل ارسال ایمیل به افراد انتخاب شده می شود تا در مورد محتوای شما بدانند، محتوا را در رسانه های اجتماعی ارتقا دهند، محتوا را تبلیغ کنند و تلاش کنند آنرا برای دیگران ارسال کنند و غیره. این هدف دو جنبه دارد:

  • ارائه چیزی با ارزش بالا به مخاطبین
  • دیده شدن محتوا توسط بیشترین مخاطب هدف تان

زمانی که برای بازاریابی محتوا بودجه تعیین می کنید، باید هزینه ی محتوای ایجاد شده و نیز زمان مورد نیاز برای ارتقای آن در میان انواع کانال ها را در نظر بگیرید.

رسانه اجتماعی

فرصت خوبی وجود دارد که بخشی از کمپین دیجیتال شما شامل تبلیغ و ارتقای کلی در رسانه های اجتماعی می شود. زماین که بحث تبلیغات پیش می آید، شما باید بودجه ای برای زمان ایجاد تبلیغات در نظر گرفته و مشخص کنید در واقع چقدر می خواهید بر تبلیغات هزینه کنید. در شرایط ارتقای اولیه، شما باید برنامه ریزی کنید چه سهمی از رسانه اجتماعی را داشته باشید و نیز چه زمانی آنرا به اشتراک بگذارید.

کلیک PAY PER

تبلیغات کلیک PAY PER (PPC) تبلیغاتی هستند که در نتایج جست و جوی گوگل بالا و پایین نشان داده می شوند. این تبلیغات می توانند روشی به شدت موثر برای ایجاد ترافیک مورد هدف برای صفحه ای خاص در وب سایت شما باشند.

شما باید بودجه ای برای زمان صرف شده برای تحقیق و نیز ایجاد تبلیغات و پولی برای خرج کردن برای خود تبلیغات در نظر بگیرید.

بازاریابی ایمیل

باور کنید یا نه، بازاریابی از طریق ایمیل هنوز هم روشی به شدت موثر برای مشارکت با مشتریان است. به طور ایده آل، کمپین بازاریابی دیجیتال شما باید از اشکال دنباله ای از ایمیل ها استفاده کند. این دنباله می تواند برای لیستی از ایمیل ها باشد که در صفحات وب، ارتقا ها و غیره مشخص شدند.

شما نیاز به تعیین بودجه برای زمان صرف شده در ایجاد ایمیل و نیز هزینه خدمات ایمیل دارید.

بازاریابی موبایل

بازاریابی موبایل که در آن کاربران هدف بر اساس عامل خاص مرتبط با دستگاه موبایل خود تعیین شدند، به شما اجازه می دهد هدف بالایی برای مخاطب داشته باشید. برای مثال، فرض کنید یک رستوران کلمبیایی در مرکز شهر دارید. با استفاده از ژئوفنسینگ (GEO-FENCING)، می توانید افراد هدفی را داشته باشید که در میان شعاع ۱.۵ مایلی رستوران شما قرار دارند و به آن ها ۱۰% کوپن تخفیف ارائه کنید.

این نوع هدف بالا یک روش عالی برای ایجاد ترافیک در یک مکان فیزیکی است.

مرحله #5: برنامه خود را اجرا کنید

زمانی که چهار مرحله اول را اجرا کردید، حالا زمان اجرای نهایی برنامه تان است. اگر کار خود را گام به گام انجام داده باشید، این مرحله نهایی خیلی پیچیده نخواهد بود. به سادگی برنامه خود را به عمل تبدیل کنید.

برای مثال، فرض کنید کمپین بازاریابی محتوا را اجرا می کنید. باید محتوایی ایجاد کرده، آنرا به اشتراک بگذارید، به افرادی برسانید که محتوای شما را برای دیگران ارسال می کنند و افراد دیگر آن را به اشتراک می گذارند و غیره …

اگر کمپین تبلیغات رسانه اجتماعی را اجرا می کنید، باید تبلیغی در فیس بوک، توئیتر و هر پلت فورم دیگری که در برنامه تان است، داشته باشید.

مرحله #6: تاثیر خود را اندازه گیری کنید

مرحله نهایی در ه کمپین بازاریابی دیجیتالی، اندازه گیری تاثیر است. در این مرحله، نتایج واقعی خود را با نتایج مشخص شده مقایسه می کنید. اگر می خواستید ۱۵۰ مشتری جدید داشته باشید و در حقیقت ۲۰۰ مشتری جدید بدست آوردید، باید بگوییم کمپین موفقی اجرا کردید.

اگر تلاش کردید جزو ۵ جست و جوی برتر گوگل باشید و حالا ۱۵ امین نقطه جست و جو هستید، کمپین شما موفق نبوده است.

KPI های بازاریابی تان اساساً در این مرحله هستند. شما می توانید هزاران کلیک بر اساس تبلیغات خاص به دست آورید، اما اگر کلیک ها یک KPI نباشند، اساساً مرتبط با کمپین شما نمی باشند. اگر هدف شما افزایش ۴۰% بازده است، مهم نیست چند کلیک بدست آوردید اگر که بازده شما تنها ۲۰% افزایش پیدا کرده باشد.

خط انتهایی: نتایج خود را در برابر KPI ها اندازه گیری کنید

کمپین خود را بسازید

خیلی پیچیده نبود، بود؟ ساخت یک کمپین بازاریابی دیجیتال اول شامل دانستن اهداف کلی تان و سپس دانستن مراحل خاصی می شود که باید از طریق آن ها به اهداف خود برسید. زمانی که موفقیت کمپین خود را بررسی می کنید، حیاتی است که همیشه اهداف کلی و KPI ها را در ذهن داشته باشید. در اندازه های غیر مرتبطی که خیلی برای موفقیت کلی کمپین شما معنا ندارند، گیر نکنید. تنها بر اهداف خود تمرکز کرده و تنها موفقیت کمپین را در نظر بگیرید. حالا به جلو پیش رفته و یک کمپین بازاریابی دیجیتال عالی راه اندازی کنید.