کاربردهای بالینی خود هیپنوتیزم: مروری سیستماتیک و فراتحلیلی کارآزمایی‌های تصادفی و کنترل‌شده

کاربردهای بالینی خود هیپنوتیزم: مروری سیستماتیک و فراتحلیلی کارآزمایی‌های تصادفی و کنترل‌شده

کاربردهای بالینی خود هیپنوتیزم: مروری سیستماتیک و فراتحلیلی کارآزمایی‌های تصادفی و کنترل‌شده

کاربردهای بالینی خود هیپنوتیزم: مروری سیستماتیک و فراتحلیلی کارآزمایی‌های تصادفی و کنترل‌شده 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

کاربردهای بالینی خود هیپنوتیزم: مروری سیستماتیک و فراتحلیلی کارآزمایی‌های تصادفی و کنترل‌شده

 Adam D. Eason و Benjamin A. Parris

گروه روانشناسی، دانشکده علوم و فناوری، دانشگاه بورنموث

چکیده

  • ما یک بررسی سیستماتیک از آزمایشات تصادفی کنترل شده انجام دادیم که اثربخشی خودهیپنوتیزمی را به عنوان یک درمان بالینی بررسی می‌کنیم. در جستجو برای “خود هیپنوتیزمی”، “خود هیپنوتیزم کننده، “خود تلقینی[۱]”  و ‘autohypnosis’  ، با رجوع به ۵۷۶ تحقیق، ۲۲ مورد با RCT[۲] مطابقت داشت.
  • گزارش شده است که خود هیپنوتیزم در مطالعات درد، زایمان، برنامه‌های کاربردی اطفال، استرس و اضطراب موثر است. تفاوت‌های روش شناختی بین مطالعات، مورد بحث قرار گرفته است. خود هیپنوتیزمی، زمانی که به عنوان یک مهارت مستقل و خود هدایت شده (self-directed) آموزش داده می‌شود و زمانی که حداقل سه جلسه تمرین را قبل از مشارکت در آزمایش، انجام شو ، به احتمال زیاد موثر خواهد بود.
  • به نظر نمی‌رسد تجربه‌ی “دگر هیپنوتیزمی” hetero-hypnosis در ایجاد “خود هیپنوتیزمی” ضروری باشد. مطالعات گزارش شده به طور معمول، تنها شامل شرکت کنندگانی است که در حال گوش دادن به ضبط های صوتیِ هترو هیپنوتیزم هستند. تجزیه و تحلیل نهایی نشان دهنده‌ی “اندازه اثر[۳]” متوسط به بزرگ، برای “خود هیپنوتیزمی” در درمان بالینی است.
  • “خود هیپنوتیزمی” را می‌توان به عنوان “خود القایی” نسبت به فرایند هیپنوتیزم ایجاد شده توسط تلقین “خود خواسته” تعریف کرد. خود هیپنوتیزمی را می‌توان از “دگر هیپنوتیزمی” متمایز کرد، در حالی که دومی نیاز به حضور هیپنوتیزم کننده، برای هدایت افکار و تلقین در زمینه هیپنوتیزم دارد. در حالی که مقدار زیادی از اکتشاف تجربی به” دگر هیپنوتیزمی”  اختصاص داده شده و کاربردهای بالینی آن، توجه نسبتا زیادی به مطالعه “خود هیپنوتیزمی” اختصاص داده است.
  •  Orneو (۱۹۸۱)  McConkey اظهار داشتند: “با توجه به محبوبیت و پتانسیل درمانِ خود هیپنوتیزمی، تحقیقات بیشتری برای ایجاد یک پایگاه داده علمی مربوط به استفاده بالینی واقعی آن لازم است (Orne & McConkey, 1981, pp. 314).
  • هدف این مقاله ارائه یک بررسی سیستماتیک از کاربرد بالینی خود هیپنوتیزمی است. مطالعات، نتایج امیدوار کننده‌ای را برای کاربرد بالینی خود هیپنوتیزمی گزارش کرده‌اند. به عنوان مثال، تحقیقات نشان می‌دهد که خود هیپنوتیزمی می‌تواند موثر باشد: غلبه بر عادت سرفه ؛ درمان هموفیلی ، کاهش تیک در سندرم تورت ، کاهش پریشانی عاطفی در بیماران مبتلا به سرطان پستان، حرارت زیاد در میان زنان پس از یائسگی؛ افزایش یک برنامه آموزش درمانی برای کودکان مبتلا به درد مزمن، پیشرفت کیفیت زندگی پس از انجام جراحی عروق کرونر؛ مدیریت درد در بیماران زن مبتلا به مولتیپل (multiple sclerosis)؛ افزایش آستانه درد؛ کاهش استرس ، تأثیر بر عملکرد سیستم ایمنی؛ درمان افسردگی در مراقبت‌های اولیه؛ و بهبود درک مطلب و یادگیری.
  • با این حال، هنگام بررسی مطالعات بر اثربخشی هر گونه مداخله بالینی، کارآزمایی تصادفی کنترل شده(RCT)  است که استاندارد طلاییِ شواهد علمی محسوب می‌شود. بنابراین، در اینجا ما به طور سیستماتیک RCT های کاربرد بالینی خود هیپنوتیزمی را بررسی می‌کنیم.

معیارهای ورود

  • بررسی ما بر روی مطالعات انجام شده از زمانی  است که James Braid (1841) ، دوره‌های مدرن هیپنوتیزم را آغاز کرد. گرچه خود هیپنوتیزمی گاهی اوقات به عنوان Autohypnisis نامیده می‌شود، دو اصطلاح مترادف هستند. Emile Coé (۱۹۲۲)، که اصطلاح “Autosugestion” را ابداع کرد، آن را همانند “خودپینوتیزمی” نمی‌دانست اما این دو اصطلاح به نظر بسیاری از نویسندگان مشابه هستند. با این وجود،  Weitzenhoffer (2000) بیان می‌کند که  این اصطلاحات یکسان نیستند و ادعا می‌کند که برای محققان نادرست است که “این ترکیب خودساخته ” را زیر  “Authythypniss”قرار دهند در حالی که در واقع شواهد کمی وجود دارد که در آن اصلاً از هیپنوتیزم استفاده می‌شود.
  • با این حال، این واقعیت که عبارت autosuggestion به این شیوه توسط سایر نویسندگان به عنوان برچسبی برای “خود هیپنوتیزمی” استفاده شده است، کاربرد آن را به عنوان یک عبارت جستجوی مستقل در این بررسی تضمین می‌کند. بنابراین، ما جستجوهایی را در پایگاه‌های داده کتابخانه Cochrane، MEDLINE، PsycINFO، PubMed و Scopus با استفاده از عبارات «خود هیپنوتیزم»، «خود هیپنوتیزمی»، «خود القایی autosuggestion» و « autohypnosis» انجام دادیم. فقط آثار به زبان انگلیسی در نظر گرفته شدند. ما RCTهایی را در مجلات بررسی شده انتخاب کردیم که در آنها خودهیپنوتیزمی برای یک موضوع بالینی و معمولاً برای درمان، تسکین یا کمک در یک محیط بالینی یا پزشکی، یا “کمک درمانی” اعمال می‌شد. مطالعاتی که خود هیپنوتیزمی را با شرایط کنترل بدون درمان مقایسه می‌کردند حذف شدند. با تمرکز بر کاربردهای بالینی خود هیپنوتیزمی، ما بر مطالعاتی تمرکز می‌کنیم که خود هیپنوتیزمی را با سایر کاربردهای بالینی مقایسه می‌کنند.
  • به عنوان شرایط کنترل، کنترل لیست انتظار، مراقبت استاندارد، درمان مرسوم، و هر گونه درمان فعال یا روانشناختی دیگر (به عنوان مثال، بیوفیدبک، درمان شناختی- رفتاری، درمان روان پویشی، ذهن آگاهی و آرامش درمانی) را شامل می‌شد. استراتژی جستجوی ما ۵۷۶ رکورد به دست آورد و پس از حذف ۵۸ مورد تکراری، تنها ۲۲ مورد با تعریف RCT مطابقت داشتند که گنجانده شدند. اگرچه دو مطالعه به دلیل عدم توضیح صریح روش بکار گرفته شده، حذف شدند، بیشتر مواردی که حذف شدند RCT  نبودند .جدول ۱ را برای فهرستی از ۲۲ کارآزمایی تصادفی کنترل شده بررسی شده ببینید. در حالی که ما سعی کرده‌ایم در مطالعات خود، پوشش جامع داشته باشیم، ممکن است برخی مطالعات مربوطه نادیده گرفته شده باشند. با این وجود، امیدواریم مطالعات کلیدی کافی را گنجانده باشیم تا زمینه را برای بررسی جامع موضوع و در نظر گرفتن موضوعات کلیدی فراهم کنیم.
  • خودهیپنوتیزمی در تعداد انگشت شماری از مناطق با کاربردهای خاص مورد مطالعه قرار گرفته است، به همین دلیل آنان را سازماندهی کرده‌ایم. قبل از اینکه RCT ها را بررسی کنیم و تحلبل نهایی یافته‌های خود را گزارش کنیم، در بخش‌هایی شامل: درد، تجربه زایمان، برنامه‌های کاربردی کودکان، و استرس و اضطراب، کاربردهای خودهیپنوتیزمی مطالعه شد.

درد و خود هیپنوتیزمی

  • نسبت به هر کاربرد دیگری که از خود هیپنوتیزم استفاده می‌کنند، بیشترین مطالعات، تأثیرات خود هیپنوتیزمی بر درد  را بررسی کرده است. چهار مطالعه (جنسن و همکاران، ۲۰۰۹؛ جنسن و همکاران، ۲۰۱۱؛ لانگ و همکاران، ۲۰۰۰؛ تان و همکاران، ۲۰۱۴) نشان دادند که خود هیپنوتیزمی در کنترل‌های فعالِ عکس العمل  EMG[۴]، بازسازی شناختی[۵]، توجه ساختار یافته[۶] و آموزش تمدد اعصاب با ارزیابی  EMG ها در کاهش درد، تأثیر دارد.
  • مطالعات (۲۰۰۹؛ ۲۰۱۱) گزارش دادند که آنها همچنان به استفاده از مهارت‌هایی که در درمان آموخته‌اند ادامه دادند و در هنگام انجام این کار تسکین درد را تجربه کردند. سه مورد از این مطالعات (جنسن و همکاران، ۲۰۰۹؛ جنسن و همکاران، ۲۰۱۱؛ تان و همکاران، ۲۰۱۴) از ضبط های صوتی به عنوان بخشی از آموزش مداوم استفاده کردند و سه مورد (جنسن و همکاران، ۲۰۰۹؛ جنسن و همکاران. ، ۲۰۱۱؛ تان و همکاران، ۲۰۱۴) بیش از سه جلسه تمرین قبل از آزمایش داشتند. مطالعه همچنین شرکت کنندگان را تشویق کرد که بدون صدا تمرین کنند و مجموعه مهارت‌های خود هیپنوتیزمی را توسعه دهند.
  •  مطالعات همچنین از خود هیپنوتیزمی برای مدیریت درد در کودکان استفاده کرده‌اند. از دو مطالعه‌ای که معیارهای ورود را برآورده کردند، هر دو (لیوسی، وایت و هاتیرا، ۲۰۰۶؛ اولنس، مک دونالد و اودن، ۱۹۸۷) از کنتر‌های فعال بیوفیدبک و مخلوط یوتکتیک، از بی حس کننده‌های موضعی، رسیدگی و پروپرانولول بهتر عمل کردند. در هر دو مطالعه، خود هیپنوتیزمی مقدم بر “دگرهیپنوتیزمی” بود. هیچ کدام آموزش خود هیپنوتیزمی را با ضبط صدا تکمیل نکردند و هر دو، جلسات روزانه مستقل و خود تمرینی داشتند.
  • تمام هشت مطالعه بررسی شده نشان می‌دهد که خود هیپنوتیزمی در کاهش درد مفید است، با شش وضعیت کنترل فعال و دو وضعیت کنترل غیرفعال بهتر عمل می‌کند .همه مطالعات قبل از خود هیپنوتیزمی با یک جلسه “دگرهیپنوتیزمی” ، و همه تمرین مستقل خود هیپنوتیزمی را تشویق کردند. به نظر نمی‌رسد استفاده از ضبط های صوتی در ایجاد تأثری برای خود هیپنوتیزمی مهم باشد.

خود هیپنوتیزم و زایمان

  • اگرچه “دگرهیپنوتیزمی” به عنوان یک ابزار بالقوه‌ی مفید برای کاربرد در زایمان زنان در نظر گرفته شده است، مطالعات کمتری تأثیر خودهیپنوتیزمی را بررسی کرده است.
  • هارمون، هینان و تایر (۱۹۹۰) گزارش دادند که افزودن آموزش خودهیپنوتیزمی به کلاس‌های آموزش زایمان باعث ایجاد زایمان کوتاه‌تر در مرحله اول می‌شود، اما بر زایمان مرحله دوم تأثیری نداشت. خود هیپنوتیزمی همچنین منجر به استفاده از داروی کمتر در حین زایمان و نمرات بالاتر آپگار[۷] نوزادان شد. در این مطالعه خودهیپنوتیزمی پیش از دگرهیپنوتیزمی انجام گردید و شامل بیش از سه جلسه بود که در آن خودهیپنوتیزمی به شیوه خود هدایت شده انجام شد.
  • به گفته نویسندگان، تسلط بر مهارت‌ها یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن این مطالعه است که با شواهد گزارش شده در اینجا همخوانی دارد. علاوه بر گنجاندن آموزش تلقیح استرس در آموزش زایمان، از یک تمرین درد ایسکمیک[۸] (IPT) برای ارزیابی اثرات ضد درد هیپنوتیزم هنگام یادگیری مهارت‌های خود هیپنوتیزمی استفاده شد. نویسندگان استدلال کردند که با استفاده از IPT، افراد هیپنوتیزم کننده قادر به نشان دادن کنترل درد فزاینده بر درد در طول جلسات بودند و این اعتماد به اتاق زایمان منتقل می شود.
  • سه RCT اخیراً انجام شده است که معیارهای بازبینی را برآورده می‌کنند (دان و همکاران، ۲۰۱۵؛ ورنر، اولدبیرگ، زکریا، و نوهر، ۲۰۱۳؛ ورنر، اولدبیرگ، زکریا، روزن، و نوهر، ۲۰۱۳(. ورنر و همکاران  (۲۰۱۳a) به شرکت کنندگان زنی که نخستین زایمان را داشتند، سه جلسه آموزشی خودهیپنوتیزمی برای مقابله با درد زایمان ارائه کرد که شامل گوش دادن به نوارهای صوتی، بدون جلسه قبلی هیپنوتیزم و بدون تمرین مستقل بود. محققان هیچ تفاوتی بین شرکت کنندگان آموزش دیده خودهیپنوتیزمی و گروه کنترل پیدا نکردند. در یک بررسی بعدی، لیپ (۲۰۱۳) استدلال کرد که تنها سه کلاس یک ساعته در اواخر بارداری، ممکن است برای کاهش درد زایمان و استفاده از داروهای اپیدورال کافی نباشد.
  • در مطالعه دیگری توسط همین گروه، خودهیپنوتیزمی بهتر از کنترل‌ها عمل نکرد، اما به نسبت اندازه‌ مختصر بودنِ: آرامش، تمرکز حواس و مراقبت معمولی، همچنین تجربه قبلی دگرهیپنوتیزمی یا تمرین مستقل و ضبط های صوتی استفاده شده، مؤثر بود.
  •  نویسندگان خاطرنشان کردند که سایر مطالعات تصادفی‌سازی و کنترل‌شده که اثر هیپنوتیزم یا خود هیپنوتیزمی را گزارش کرده‌اند، از مداخلات درمانی زمان‌برِ[۹] بیشتری استفاده کرده‌اند. نویسندگان همچنین پیشنهاد کردند که متناسب کردن آموزش به طور خاص با نیازهای فردی شرکت‌کنندگان می‌تواند نتیجه متفاوتی داشته باشد.
  • مطالعه داون و همکاران (۲۰۱۵) توسط سرویس بهداشت ملی (NHS) در انگلستان انجام شد و استفاده از خود هیپنوتیزمی را برای دردهای داخل زایمان در زنان باردار نخست زا مورد بررسی قرار داد. گروه خودهیپنوتیزمی در این مطالعه استفاده از اپیدورال زایمان را که هدف اصلی آن بود، کاهش نداد. این مطالعه خودهیپنوتیزمی را در دو جلسه آموزشی به فاصله سه هفته آموزش داد، هیچ مهارت خودراهبری (self-regulated) را در بر نداشت و به شرکت کنندگان یک دیسک صوتی ۲۶ دقیقه‌ای برای استفاده در خانه ارائه داد.
  • به طور کلی، شواهد نشان می‌دهد که استفاده از خود هیپنوتیزمی در زنان و زایمان کارآمد نیست. با این حال، در هر دو مطالعه ورنر (۲۰۱۳) و مطالعه داون و همکاران (۲۰۱۵)، خود هیپنوتیزمی به عنوان گوش دادن به ضبط های صوتی تعریف شده که هیچ مهارت خاص خود-هیپنوتیزمیِ خود تنظیمی (self-regulated) را در بر نداشته، و شامل یک جلسه دگرهیپنوتیزمیِ قبلی نیز نبود. برخی ممکن است بپرسند که آیا صرفِ غیبتِ هیپنوتیزم کننده (مانند موارد ضبط شده صوتی) واقعاً خود هیپنوتیزمی است؟. در یک مطالعه که شامل جلسات تمرین خودگردان (self-directed) بود، تأثیر خودهیپنوتیزم مشاهده شد (هارمون و همکاران، ۱۹۹۰).

استرس، اضطراب و فشار خون بالا

  • هر سه RCT که استفاده از خودهیپنوتیزمی را برای کاهش استرس، اضطراب و فشار خون بالا بررسی کردند، شامل آموزش خودهیپنوتیزمی به عنوان یک مهارت بودند (نایتو و همکاران، ۲۰۰۳؛ اونیل، بارنیر و مک کانکی، ۱۹۹۹؛ استانتون، ۱۹۹۴). مطالعات نشان دادند که خودهیپنوتیزمی از کنترل‌های فعال (به ترتیب نوروفیدبک ساختگی، آرامش و روش‌های مرسوم در مورد کاهش اضطراب) بهتر عمل کرد. مطالعه نایتو و همکاران (۲۰۰۳) تنها موردی بود که در این بخش ضبط های صوتی را برای جلسات تمرین خودهیپنوتیزمی ارائه کرد، اما محققان همچنین هیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزمی را به عنوان پیش‌زمینه در اختیار شرکت کنندگان قرار دادند. در هر سه مطالعه، شرکت‌کنندگان مهارت‌های خودهیپنوتیزمی را بیش از سه بار پس از آموزش اولیه تمرین کردند. اونیل، بارنیر و مک کانکی (۱۹۹۹) خاطرنشان کردند که شرکت کنندگان در گروه خودهیپنوتیزمی حس انتظارات، اثربخشی درمان و تغییرات کلی شناختی و رفتاری را در مقایسه با شرکت کنندگان در گروه آرامش (relaxation group) نشان دادند که یک مورد را تقویت می‌کند. خودهیپنوتیزمی باعث ارتقای خودکارآمدی می‌شود. هنگام درمان استرس، اضطراب یا فشار خون، شواهد خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد خود هیپنوتیزمی، چه زمانی که به عنوان یک پیش‌زمینه برای دگرهیپنوتیزمی به‌علاوه جلسات انفرادی بر پایه‌ی نوار صوتی تعریف می‌شود، و هم زمانی که شامل چندین جلسه آموزشی خودهیپنوتیزمی خودگردان باشد، مؤثر است.

RCT های تکمیلی

  • خارج از مناطق خاصی که تاکنون پوشش داده شده است، چندین RCT دیگر، خودهیپنوتیزمی را بررسی کردند. محققان خودهیپنوتیزمی را با هدف تقویت عملکرد سیستم ایمنی و با نتایج دلگرم کننده‌ای مورد مطالعه قرار داده‌اند (باراباس، هیگلی، کریستنسن و باراباس، ۲۰۱۰؛ گروزلیر، ویلیامز، و هندرسون، ۲۰۰۱؛ گروزلیر، اسمیت، ناگی، و هندرسون، ۲۰۰۱).اما تنها یک مطالعه منفرد با معیارهای ورود ما مطابقت داشت: روزیلا اسمیت و همکارانش (۱۹۹۵) مستند کردند که خود هیپنوتیزمی در بهبود عملکرد سیستم ایمنی، بهتر از مخزن شناور[۱۰] (درمان محرک محیطی محدود[۱۱]) عمل کرد. این برنامه شامل تمرین روزانه مهارت‌های خودهیپنوتیزمی و تجربه اولیه “دگرهیپنوتیزمی” با استفاده از ضبط صوتی بود. ضبط های صوتی برای جلسات تمرین خود هیپنوتیزمی استفاده نشد.
  • در مطالعه‌ای که دگرهیپنوتیزمی پیش‌‌زمینه بود و از ضبط‌های صوتی برای تمرین استفاده شد، خود هیپنوتیزمی از کنترل‌های فعال شنوایی و مراقبت برای کاهش وزوز گوش بهتر بود (Attias et al., 1993) . خود هیپنوتیزمی به علاوه‌ی درمان ضد آلرژیک در تحقیقاتی که در آن دگرهیپنوتیزمی پیشرو بود (و پس از آن تمرین خودراهبر اجرا شد)، از درمان ضد آلرژیک به تنهایی برای کاهش علائم تب یونجه بهتر عمل کرد (Langewitz et al., 2005) . زبیری، مقیمی، عطاران، اشعری و فتحی (۲۰۰۹) گزارش دادند که خود هیپنوتیزمی شدت علائم آسم را کاهش داد و در مطالعه‌ای که فقط شامل تمرین خودهیپنوتیزمی خودگردان بود، بهتر از داروهای معمول عمل کرد.
  • Swirsky-Sachetti  و Margolis (1986) دریافتند که یک برنامه خودهیپنوتیزمی به طور قابل توجهی میزان فاکتور VIII مورد استفاده برای کنترل خونریزی در بین بیماران هموفیلی را کاهش داد و به طور قابل توجهی سطح پریشانی عمومی را در مقایسه با گروه کنترل لیست انتظار کاهش داد .دگرهیپنوتیزمی یک پیش‌زمینه بود و از ضبط های صوتی مداوم برای تمرین خود هیپنوتیزمی استفاده می شد. سپس شرکت کنندگان تشویق شدند تا خود راآماده القائات و تلقین کنند.
  • Laidlaw, Bennett, Dwivedi, Naito and Gruzelier    (۲۰۰۶) از خود هیپنوتیزمی به عنوان بخشی از برنامه‌ای برای حفظ سلامت و تندرستی در زنان مبتلا به سرطان سینه متاستاتیک استفاده کردند. زنان در گروه خودهیپنوتیزمی بهتر از زنان در گروه کنترل لیست انتظار عمل کردند و مشخص شد که خود هیپنوتیزمی از نظر کیفیت زندگی و خلق و خو، با گروه کنترل فعال قابل مقایسه است. دگرهیپنوتیزمی پیش‌زمینه بود و جلسات تمرین خودهیپنوتیزمی با ضبط صدا پشتیبانی می‌شد. شرکت کنندگان تشویق شدند تا در حین پیشرفت، تصورات و القائات خود را ارائه دهند.
  • در نهایت، فارل-کارناهان و همکاران (۲۰۱۰) از خودهیپنوتیزمی برای درمان بی‌خوابی در میان بازماندگان سرطان استفاده کرد. شرکت کنندگان در گروه هیپنوتیزم بهتر از شرکت کنندگان در گروه کنترل لیست انتظار عمل نکردند. افراد تشویق شدند تا به طور کلمه به کلمه محتوای صوتی را از حافظه تمرین کنند. مطابق با یافته‌های بررسی شده قبلی (داون و همکاران، ۲۰۱۵؛ ورنر، اولدبیرگ، زکریا، و نوهر، ۲۰۱۳؛ ورنر، اولدبیرگ، زکریا، روزن، و نوهر، ۲۰۱۳)، فارل-کارناهان و همکاران. مطالعه (۲۰۱۰) نشان می‌دهد که خود هیپنوتیزمی زمانی که فقط شامل ضبط های صوتی باشد مؤثر نیست.
  • دو مورد از هفت مطالعه در این بخش (آتیاس و همکاران، ۱۹۹۳؛ فارل-کارناهان و همکاران، ۲۰۱۰) تمرین خودراهبری و خودتنظیمیِ خودهیپنوتیزمی را آموزش ندادند یا تشویق نکردند، و از آن دو مطالعه، آتیاس و همکاران  (۱۹۹۳) تنها کسی بود که اثری را برای خود هیپنوتیزمی آشکار کرد (که از کنترل فعال نیز بهتر بود). آتیاس و همکاران  (۱۹۹۳) تنها مطالعه‌ای بود که پیش‌زمینه‌ی دگرهیپنوتیزمی، به دنبال ضبط های صوتی داشت. هر هفت مطالعه در این بخش چهار یا چند جلسه تمرین را قبل از آزمایش تشویق کردند.

جمع بندی:

  • از ۲۲ مطالعه بررسی شده، ۱۸ مطالعه دریافتند که خود هیپنوتیزمی یک درمان موثر است و ۱۴ مطالعه، از کنترل‌های فعال بهتر عمل کردند .از چهار مطالعه‌ای که هیچ تاثیری در مقایسه با گروه کنترل پیدا نکردند، خود هیپنوتیزمی فقط شامل گوش دادن به ضبط های دگرهیپنوتیزمی بود. هیچ یک از آنها هیچ مهارت خودگردانی یا خودتنظیمی را آموزش ندادند، و سه مورد از مطالعات، سه جلسه تمرینی یا کمتر، هدایت صوتی (audio-led) داشتند.
  • ۱۲ مورد از ۲۲ مطالعه از ضبط صدا استفاده کردند. چهار مورد از ضبط‌های صوتی هترو هیپنوتیزمی فقط (چهار موردی که در پاراگراف قبلی ذکر شد) به عنوان پیشنهاد خودهیپنوتیزمی در این مطالعه استفاده کردند، در حالی که هشت مورد باقیمانده از ضبط‌های صوتی برای تکمیل تمرین خودهیپنوتیزمی خودگردان استفاده کردند از این هشت مورد، همگی تأثیری را نشان دادند و هفت مورد از کنترل‌های فعال عملکرد بهتری داشتند.
  • هفده مورد از ۲۲ مطالعه، استفاده از مهارت‌های خودراهبری و خودتنظیمی را آموزش داده و تشویق کردند. همه ۱۷ مطالعه‌ای که مهارت‌های خودراهبری و خودتنظیمی را تشویق کردند، تأثیر خودهیپنوتیزم را ثبت کردند و ۱۶ مورد از کنترل‌های فعال عملکرد بهتری داشتند. چهارده مطالعه از بیش از سه جلسه تمرین استفاده کردند و هفت مورد از تمرین خودراهبری همراه با ضبط های صوتی استفاده کردند. از ۱۰ مطالعه باقیمانده که تمرین خودگردانی و خودتنظیمی را تشویق می‌کردند، و با ضبط‌های صوتی تکمیل نشدند، همه از کنترل‌های فعال بهتر عمل کردند.
  • ۱۶ مطالعه از ۲۲ مطالعه شامل بیش از ۳ جلسه تمرینی بود که ۱۵ جلسه موثر داشت و ۱۴ مورد از آن‌ها عملکرد بهتری از کنترل‌های فعال داشتند. از شش مطالعه‌ای که از سه جلسه تمرین یا کمتر استفاده کردند، سه مورد یک اثر را نشان دادند و همه کنترل‌های فعال عملکرد بهتری داشتند.
  • ۱۴ مورد از ۲۲ مطالعه، هترو هیپنوتیزمی را به عنوان پیش‌زمینه‌ی خودهیپنوتیزمی استفاده کردند. ۱۳ نفر از آن ۱۴ مورد، اثری را برای خود هیپنوتیزمی نشان دادند و هر ۱۳ کنترل فعال بهتر عمل کردند. از شش مطالعه‌ای  که در آن هترو هیپنوتیزم، پیش‌زمینه نبود، دو مطالعه، اثر بهتری را بر کنترل‌های فعال نشان دادند. آنان هر دو بیش از سه جلسه تمرین داشتند و مهارت‌های خودراهبری و خودتنظیمی را آموزش می‌دادند.
  •  چهار مطالعه بدون پیش‌زمینه‌ی هترو هیپنوتیزمی و هیچ تأثیری نشان ندادند، همه فقط از ضبط‌های صوتی هترو هیپنوتیزمی استفاده کردند و هیچ کدام مهارت‌های خودگردان یا خودتنظیمی را آموزش ندادند. یک مطالعه منفرد که تأثیر خودهیپنوتیزمی را نشان داد، از کنترل فعال بهتر عمل کرد. هترو هیپنوتیزمی به عنوان یک پیش‌زمینه و به دنبال آن، ضبط‌های صوتی، بدون تمرین خودگردان یا خودتنظیمی بود.

اجزای اصلی که در نتایج موفقیت آمیز گزارش شده و در اینجا مشترک به نظر می‌رسد، این است که:

  •  (الف) به افراد مهارت‌های خودتنظیمی و خودراهبری آموزش داده می‌شود
  • (ب) فرصتی برای تمرین خود هیپنوتیزمی در بیش از سه نوبت دارند
  • اگر چه موردی نیز وجود دارد که یک پیش‌زمینه هترو هیپنوتیزمی برای تمرین خودهیپنوتیزمی با ضبط‌های صوتی تکمیل شود، ئلی به اندازه اهمیت دو ماده اول قانع‌کننده نیست. به نظر می‌رسد استفاده انحصاری از ضبط های صوتی برای خود هیپنوتیزمی منجر به پیامدهای منفی می‌شود.  

تحلیل نهایی:

  • در مقایسه‌ای که بین گروه خود هیپنوتیزمی و گروه کنترل، انجام شد، ما از آمار آزمایش‌ها برای محاسبه میزان تأثیرگذاری، استفاده کردیم. میزان تأثیر به عنوان ضرایب همبستگی[۱۲] به دنبال توصیه های فیلد و گیلت (۲۰۱۰) بیان می‌شود. برای جلوگیری از مشکل سوگیری بالقوه ناشی از استفاده از میزان تأثیر چندگانه از یک مطالعه، تنها میزان تأثیر متوسط ​​از هر مطالعه استفاده شد. به طوری که در هر مطالعه فقط یک میزان تأثیر واحد به تحلیل نهایی کمک کرد (روزنتال، ۱۹۹۱). این رویکرد حتی زمانی که بیش از یک گروه کنترل وجود داشت اعمال می‌شد. روش Hedges و Vevea (1998) در تمام موارد استفاده شد. از مفهوم سازی تأثیر تصادفی در تحلیل نهایی استفاده شد. میزان تأثیر وارد شده در تحلیل نهایی برای هر مطالعه در جدول ۱ در “آیا تأثیری وجود دارد؟” فهرست شده است. ما توانستیم میزان تأثیر را برای ۱۷ مطالعه از ۲۲ مطالعه که با معیارهای مرور سیستماتیک مطابقت دارند محاسبه کنیم. در پنج مورد از ۲۲ مطالعه، آمار توصیفی و آزمایشی مربوطه برای فعال کردن محاسبه اندازه اثر گزارش نشد و نویسندگان آن مطالعات، به درخواست‌های آمار مربوطه پاسخ ندادند.
  • برآورد Hedges و Vevea (1998) از واریانس بین مطالعات ۰.۱۰۶۹ بود و در آزمایش Chi-square ، همگنی واریانس میزان تأثیر، قابل توجه بود[۱۳] ، که نشان دهنده تنوع زیاد در میزان تأثیر به طور کلی است. میانگین میزان تأثیر بر اساس مدل اثرات تصادفی Hedges و Vevea (1998) 0.536 (فاصله اطمینان ۹۵٪ ۰.۳۹۸ (پایین تر) و ۰.۶۵۰ (بالا) بود) که برای آن  z-score قابل توجه بود (z = 6.635). , p ,.001) و با توجه به معیار کوهن (۱۹۸۸) میزان تأثیر زیاد است.

ارزیابی و تصحیحِ سوگیری چاپ[۱۴]

  • تجزیه و تحلیل سوگیری چاپ، همانطور که روزنتال (۱۹۹۱) توصیف کرد، نشان داد که ۱۴۱۷ مطالعه جدید، منتشر نشده، بایگانی شده یا بازیابی نشده مورد نیاز است تا این میزان تأثیر را ​​غیر قابل توجه نشان دهد. آزمون همبستگی رتبه Begg و Mazumdar (1994)  برای سوگیری چاپ  ، t(N = 17) = .568, p <.01 ، نشان دهنده سوگیری قابل توجهی است. به عنوان یک آزمایش اضافی برای سوگیری چاپ، مدل تابع وزن Vevea و Woods را اجرا کردیم که برای تحلیل نهایی با اندازه نمونه کوچک مناسب است.
  • مدل Vevea و Woods میزان تأثیر جمعیت تعدیل نشده آماری از ۰.۵۷۱ ، مشابه مقدار گزارش شده در بالا را تولید کردند. چهار میزان تأثیر جمعیت تعدیل‌شده نیز تولید شد که نشان‌دهنده اصلاحات حاصل از چهار مدل سوگیری انتخاب مختلف است که شامل توابع وزن تخمینی معمولی در کاربردهای مدل Vevea و Hodges است.
  • یک سوگیری انتخاب یک طرفه تعدیل شده[۱۵] ​​منجر به میزان تأثیر جمعیت تعدیل شده ۰.۵۰۵ شد که نشان دهنده تنها ۱۱.۵٪ کاهش در برآورد میزان تأثیر است. اندازه‌های تأثیر جمعیت تعدیل‌شده برای یک سوگیری انتخاب دو دنباله‌ای متوسط ​​و شدید (که در آن همبستگی‌های نزدیک به صفر احتمال کمتری دارند اما همبستگی‌های مثبت یا منفی معنی‌دار به همان اندازه مطلوب هستند) به ترتیب ۱.۹٪ (۰.۵۶) و ۴٪ (۰.۵۴۸) افت داشتند.
  • این تغییرات کوچک در میزان تأثیر جمعیت به دنبال اصلاحات، سوگیری کمی چاپ (یا هر گونه دیگری) را نشان می‌دهد. با این حال، اصلاح یک سوگیری شدید انتخاب یک دنباله منجر به کاهش ۳۳.۵٪ (به ۰.۳۸) در میزان تأثیر جمعیت آماری شد. حتی در این مجموعه محدود از توابع وزن، ما یک سوگیری انتخابی احتمالی را شناسایی کرده‌ایم. بنابراین، میزان واقعی تأثیر جمعیت احتمالاً کوچکتر از اندازه تأثیر تعدیل نشده گزارش شده در بالا است. احتمالاً بر اساس معیار کوهن در محدوده میزان تأثیر متوسط تا بزرگ قرار دارد.
  • نمودار قیف در شکل ۱ چیزی را نشان می‌دهد که به عنوان تأثیر مطالعه کوچک شناخته می‌شود و در آن مطالعات کوچکتر معمولاً اندازه اثر بزرگتری دارند. با این حال، در مجموعه مطالعات حاضر، واضح است که یک خلط بالقوه وجود دارد که بنا برآن، بزرگترین مطالعات (دان و همکاران، ورنر و همکاران، ۲۰۱۲؛ ۲۰۱۳) مطالعاتی بودند که شامل کسب مهارت و خودسازی نبودند. خود هیپنوتیزمی هدایت شده تحلیل تعدیل کننده تا حدی در این موقعیت مفید خواهد بود، اما با توجه به سردرگمی فوق و تعداد محدود مطالعات موجود، تحلیل تعدیل کننده، فاقد اعتبار و قدرت خواهد بود. به‌روزرسانی‌های بعدی تحلیل نهایی کنونی باید تأثیرات تعدیل‌کننده بالقوه موارد زیر را بررسی کند: قرار گرفتن در معرض هترو هیپنوتیزم ، این که آیا کسب مهارت بخشی از طراحی مطالعات بوده است یا خیر، استفاده از نوارهای صوتی به عنوان خود هیپنوتیزمی، و تعداد جلسات آموزشی.

تنوع در تعریف و رویکردهای روش شناختی خود هیپنوتیزمی

  • رویکردهای نویسندگان مدرن به موضوع خود هیپنوتیزمی طیف گسترده‌ای از تعاریف و رویکردهای روش شناختی را نشان می‌دهد. به وضوح رویکردهای متفاوتی در ۲۲ مطالعه ارائه شده است که معیارهای ورود ما را تعیین کردند. این تفاوت‌ها در نوشته‌های گسترده‌تر نیز منعکس شده است. به عنوان مثال، بسیاری از تحقیقات انجام شده توسط فروم و همکاران (۱۹۸۱) از شرکت کنندگانی استفاده کرد که تجربه قبلی هتروهیپنوتیزم را داشتند. در مقابل، برخی از محققین فقط با افرادی کار کرده‌اند که هیچ تجربه بالینی قبلی در مورد هیپنوتیزم نداشته‌اند و حداقل دستورالعمل‌هایی را در مورد این که چه باید بکنند به شرکت کنندگان خود ارائه کرده‌اند (Ruch, 1975) . در برخی از مطالعات، شرکت کنندگان در حالی که آزمایشگر در سکوت با آنها نشسته بود، خود هیپنوتیزمی می‌کردند، در حالی که در مطالعات دیگر، از شرکت کنندگان خواسته شد که خودشان یک روش القایی را تصور و دنبال کنند (شور و ایستون، ۱۹۷۳.(
  • اگرچه برخی از نویسندگان استدلال کرده‌اند که داشتن تجربه هتروهیپنوتیزم احتمالاً بر نحوه ارتباط فرد با خودهیپنوتیزمی و استفاده از آن تأثیر می‌گذارد (Ruch, 1975; Johnson and Weight, 1976)  پیشنهاد کرده‌اند که برای پیشبرد هتروهیپنوتیزم، ابتدا بهتر است خودهیپنوتیزمی را یاد بگیریم.
  • بررسی ما شواهدی را ارائه می‌کند که نشان می‌دهد یک پیش‌زمینه‌ی هتروهیپنوتیزم برای مشاهده اثر خودهیپنوتیزمی ضروری نیست، اگرچه واضح است که این موضوعات باید از طریق تحقیقات بیشتر مورد بررسی قرار گیرند. یک سوال مهم این است که چگونه اشکال مختلف خودهیپنوتیزمی اثربخشی درمان را تغییر می‌دهند. مسلماً تفکیک خود هیپنوتیزمی و هتروهیپنوتیزمی زمانی که خود هیپنوتیزمی به عنوان هتروهیپنوتیزم و به دنبال آن ضبط های صوتی هتروهیپنوتیزم تعریف می‌شود دشوار است. اگر قرار است خودهیپنوتیزم هویت جداگانه‌ای داشته باشد، مطمئناً بهتر است که تحقیقات، مزایای هیپنوتیزم خودگردان و خودتنظیمی را قبل از تطبیق بیشتر آن با هتروهیپنوتیزم بررسی کنند. هیپنوتیزم خودگردان و خودتنظیمی نیز احتمالاً مزیت بیشتری از توسعه خودکارایی (self-efficacy) ایجاد می‌کند (فروم و همکاران، ۱۹۸۱؛ هندلزمن، ۱۹۸۴؛ اولنس، ۱۹۷۵).
  • در بسیاری از مطالعاتی که گزارش اثر خودهیپنوتیزمی را به عنوان یک مهارت قابل تمرین و بهبود توصیف می‌کنند، و جلسات خودگردان، بخشی از روش است، تعداد دقیق جلسات تمرین مستقل در مطالعات بسیار متفاوت است و در برخی از مطالعات، تعداد دقیق جلسات تمرینی خودگردان گزارش نشده است.
  •  هدف مطالعات آتی باید بررسی تعداد جلسات مورد نیاز برای کسب حداکثر سود از خودهیپنوتیزمی باشد، با این نکته که این تعداد ممکن است از تلقینی به تلقینی دیگر و به عنوان تابعی از تلقین پذیری هیپنوتیزمی متفاوت باشد. به طور مشابه، میزان جلسات آموزشی اختصاصی خودهیپنوتیزمی که توسط مربی برای شرکت‌کنندگان ارائه می‌شود، در بین مطالعات متفاوت است و نیازمند تحقیقات بیشتر، به ویژه در مورد توسعه بهینه مهارت است.

نتیجه‌گیری:

  • آثار بررسی شده نشان می‌دهد که خودهیپنوتیزمی با تحلیل نهایی که میزان تأثیر متوسط تا بزرگ را نشان می‌دهد مؤثر است. RCT  برای نیازهای مختلف پزشکی نشان داده است که خودهیپنوتیزمی حداقل به اندازه سایر ابزارهای درمانی با درک بهتر مانند آرامش و تمرکز حواس مؤثر است .در واقع، بسیاری از محققان مفهوم استفاده از خودهیپنوتیزمی را در کنار روش‌های دیگر با توجه به این که هر کدام از نظر اثربخشی و مکانیسم اثر بالقوه متفاوت هستند، ترویج کرده‌اند.
  • در Tan et al (2014)، مطالعه یافته‌ها نشان می‌دهد که دو جلسه آموزش خودهیپنوتیزمی ممکن است به اندازه ۸ جلسه درمان هتروهیپنوتیزم موثر باشد. نتایج حاصل از مطالعات دیگر ممکن است دلیلی برای نشان دادن این که: خودهیپنوتیزمی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد در حالی که هتروهیپنوتیزم موفق نیست. در مطالعات داون و همکاران (۲۰۱۵) و ورنر و همکاران (۲۰۱۳a؛ ​​۲۰۱۳ b ) نویسندگان نتوانستند تأثیری را نشان دهند، که ممکن است به دلیل عدم وجود اجزای مشترک مطالعاتی باشد. به ویژه، آموزش خودهیپنوتیزمی به عنوان یک مهارت خودتنظیمی.
  • برخی ممکن است این سوال را مطرح کنند که آیا استفاده از ضبط های صوتی به عنوان تنها وسیله خودهیپنوتیزمی که توسط داون و همکاران (۲۰۱۵) و ورنر و همکاران (۲۰۱۳a؛ ​​۲۰۱۳ (b به کار گرفته شده است، واقعاً با هتروهیپنوتیزم تفاوت دارد یا خیر. این که جلسات صوتی هتروهیپنوتیزم در جایی که خودهیپنوتیزمی صرفاً خود-هیپنوتیزمی (یعنی عدم استفاده از صداهای ضبط شده) بود، نتوانست از کنترل‌ها بهتر عمل کند، نشان می‌دهد که گاهی اوقات، خودهیپنوتیزمی زمانی که هتروهیپنوتیزم نباشد موفقیت آمیز است و این مستلزم بررسی بیشتر است.
  • انتقال‌پذیریِ خودهیپنوتیزمی به طور بالقوه بزرگترین کمک آن است (اورنه، ۱۹۹۰). ماهیت خودراهبری خودهیپنوتیزمی می‌تواند کاربرد آن را برای استفاده بیمار در شرایط پر سر و صدا مانند محیط‌های زایمان و جراحی گسترش دهد. استقلال فرد به این دلیل تقویت می‌شود که می‌تواند به طور مستقل از خودهیپنوتیزمی در شرایط و موقعیت‌های مختلف استفاده کند. بنابراین، خود هیپنوتیزم مزیت بالقوه ارتقای خودکارآمدی را دارد (فروم و همکاران، ۱۹۸۱؛ هندلزمن، ۱۹۸۴؛ اولنس، ۱۹۷۵) با مزایای گزارش شده مانند: افزایش عزت نفس و اعتبارسنجی مهارت‌های مقابله‌ای[۱۶] .(Olness, McDonald & Uden, 1987)  به نظر می‌رسد طیف گسترده‌ای از روش‌ها، خودهیپنوتیزمی را تشکیل می‌دهند. به طوری که Landolt و Milling (2011) خواستار “راهنماهای درمانی” برای ایجاد سازگاری بیشتر در روش ارائه آموزش هیپنوتیزم به افرادی شدند که یاد می‌گیرند از آن برای خود استفاده کنند Salter’s Three Techniques of Autohypnosis (1941) .، یکی از اولین مقالات مجلات دانشگاهی در مورد موضوع خودهیپنوتیزمی، یک فرآیند سه مرحله‌ای آموزش، نمایش، و تمرین مهارت‌های خودراهبری را توصیه می‌کند. این رویکرد با شواهد ارائه شده در اینجا تأیید می‌شود.
  • شواهد به طور کلی در مورد اثربخشی خودهیپنوتیزمی بالینی مثبت است. هیچ عارضه جانبی نامطلوبی در هیچ یک از مطالعات بررسی شده گزارش نشده است، و آموزش خودهیپنوتیزمی ممکن است جایگزین مقرون به صرفه‌ای برای برخی از اشکال مراقبت استاندارد باشد. در واقع، نویسندگان سه مطالعه بزرگ که در این بررسی گنجانده شده‌اند (داون و همکاران، ۲۰۱۵؛ ورنر و همکاران، ۲۰۱۳a؛ ورنر و همکاران، ۲۰۱۳(  b  بیان می‌کنند که آموزش خودهیپنوتیزمی کارآمد بوده است. این مطالعات اثر مثبت قابل توجهی را نشان ندادند که به طور بالقوه به استفاده غیرفعال از ضبط های صوتی به عنوان نوعی خودهیپنوتیزمی نسبت داده می‌شود. افزودن آموزش مهارت‌های خودراهبری، همانطور که در این بررسی توصیه می‌شود، هزینه‌ای را اضافه نمی‌کند و عدم نیاز به ارائه فایل‌های صوتی نیز پتانسیل کاهش بیشتر هزینه را دارد.
  • با این حال، واضح است که تحقیقات بیشتری برای مستندسازی اثربخشی خودهیپنوتیزمی و دامنه کاربردهای بالقوه آن مورد نیاز است. خودهیپنوتیزمی را نباید یک نوشداروی جهانی در نظر گرفت و تحقیقات، مانند تحقیق در مورد هتروهیپنوتیزم ، باید به دنبال این باشد که این کارها کجا مفید است و کجا مفید نیست. با انجام این کار، درک بهتری از این که خود هیپنوتیزمی چیست و چه می‌کند و چگونه و در چه زمینه‌هایی تأثیر خود را ایجاد می‌کند، به دست خواهیم آورد. درک خودهیپنوتیزمی و خواهر و برادر آن، هتروهیپنوتیزم، و اثرات دارونما، ممکن است در نهایت به یک چارچوب مشترک برای درک مکانیسم‌های روش‌های بالقوه مرتبط برای درمان انواع شرایط روانی و پزشکی منجر شود.

جدول ۱ – کارآزمایی‌های تصادفی کنترل شده خود هیپنوتیزمی:

کلید:

مطالعه

  • نام، تاریخ و نویسندگان مطالعه، طبقه‌بندی شده در بخش‌های مرتبط؛ درد، عملکرد سیستم ایمنی، اطفال، و غیره. هر دسته با جزئیات بیشتری در این بررسی بحث شده است. لطفا به برخی تداخلات توجه داشته باشید، تسکین درد در مامایی در جدول “مامایی” درج شده است، درد با کودکان در صورت جدول در قسمت “اطفال” قرار می‌گیرد. هر دو را می‌توان به راحتی در بخش “درد” قرار داد.

تجربه هتروهیپنوتیزم

  • آیا قبل از این که آزمودنی از خود هیپنوتیزمی استفاده کند، روش با استفاده اولیه از هتروهیپنوتیزمی شروع شد؟ آیا هتروهیپنوتیزم پیش درآمدی برای خود هیپنوتیزمی بود؟ هتروهیپنوتیزمی در اینجا به هیپنوتیزمی گفته می‌شود که توسط یک کارشناس آموزش دیده انجام می‌شود که در حین هیپنوتیزم سوژه همراه با سوژه است. این روش می‌تواند به صورت یک به یک یا در یک گروه باشد.

مهارت‌های آموزشی داده شده است

  • آیا به آزمودنی‌ها مهارت‌هایی داده شد که خودهیپنوتیزمی را به روشی خود هدایت شونده به کار ببرند (شاید شامل ایجاد القائات و تصورات خود و غیره یا در غیر این صورت، پیروی از یک پروتکل تجویز شده توسط خودشان).

صوتی

  • آیا به آزمودنی‌های مطالعه، آهنگ‌های صوتی داده شد تا از آنها استفاده کنند و به‌طور منفعل دنبال کنند؟ این به شیوه‌ی آموزش یا آموزش داده شده توسط صدا اشاره نمی‌کند، بلکه به این موضوع اشاره دارد که آیا خود جلسات خودهیپنوتیزمی با استفاده از صدا ارائه شده است.

تعداد جلسات

  • آیا تعداد کل جلسات خودهیپنوتیزمی قبل از آزمایش بیشتر از ۳ جلسه بوده است؟ تعداد کل جلسات داده شده است.

گروه کنترل فعال

  • آیا گروه کنترل (یا حداقل یکی از گروه های کنترل) به جای این که یک گروه کنترل غیرفعال باشند، از یک استراتژی مستقیم استفاده می‌کردند. مراقبت استاندارد، لیست انتظار، گوش دادن به صدا. در مواردی که بیش از یک گروه کنترل وجود داشت، همه به عنوان فعال یا غیر فعال فهرست شده و رتبه بندی شده‌اند.

شماره شرکت کننده‌ها

  • تعداد شرکت کنندگان در مطالعه که به خودهیپنوتیزمی اختصاص داده شده‌اند، گروه آزمایش (SH) و گروه کنترل (CG) نشان داده شده است. در جایی که مطالعه از طرح درمانی درون آزمودنی (WS) استفاده کرد و شرکت کنندگان هر یک از شرایط درمانی را دریافت کردند، این نشان داده می‌شود.

آیا تاثیری دارد

  • کسانی که دارای a (1) هستند از گروه‌های کنترل فعال بهتر عمل می‌کنند.  A (2) نشان دهنده عملکرد بهتر از گروه کنترل غیرفعال (کنترل لیست انتظار، مراقبت استاندارد) است. میزان تأثیر (یا اندازه‌های اثر متوسط برای مطالعاتی که مقایسه‌های متعدد بین گروه‌ها را گزارش می‌کنند) نیز در اینجا آورده شده است. همه اندازه‌های اثر گزارش‌شده اندازه اثر r هستند که در تحلیل نهایی گزارش‌شده، استفاده شدند.
 Study (Categorised)Hetero-hypnosis experience?Training skills given?Audio?No. of sessions <3?Active control group?Participant numberIs there an effect? (control type)
Pain:       
Jensen et al., (2009)  Effects of self-hypnosis training and EMG biofeedback relaxation training on chronic pain in persons with spinal-cord injury.  Yes.Yes.Yes.Yes.
(۱۰ sessions, plus encouraged to practice alone daily)
Yes.
(EMG biofeedback)
۱۴ (SH)

۱۴ (CG)
Yes. (1)

Hypnosis > EMG feedback   (r = 0.39).
Jensen et al., (2011)  Effects of self-hypnosis training and cognitive restructuring on daily pain intensity and catastrophizing in individuals with multiple sclerosis and chronic pain.Yes.Yes.Yes.Yes.
(۴ sessions plus encouraged to practice alone daily)
Yes.
(Cognitive restructuring)
AND
Yes.
(Education on pain given)
۱۵ (Within-subject design)Yes. (1)

Hypnosis >
Cognitive restructuring

AND

Yes. (1)
Education   (r = 0 .94)
Lang et al., (1996). Self-hypnotic relaxation during interventional radiological procedures: Effects on pain perception and intravenous drug use.Yes.Yes.No.No.
(Single session only preceded procedure)
No.
(Conscious sedation)
۱۶ (SH)

۱۴ (CG)
Yes. (1)

Hypnosis >
Conscious sedation (relevant statistics not reported to enable computation of effect size)
Lang et al., (2000). Adjunctive non-pharmacological analgesia for invasive medical procedures: A randomised trial.Yes.Yes.No.No.
(Single session only preceded procedure)
Yes.
(Structured attention)
AND
Standard care control group
۸۲ (SH)

۷۹ (CG – standard care)

۸۰ (CG – structured attention)
Yes. (1)

Hypnosis >
Structured Attention

AND

Yes. (1)
> Standard care   (r = 0.22)
Lang, and colleagues (2006) Adjunctive self-hypnotic relaxation for outpatient medical procedures: A prospective randomized trial with women undergoing large core breast biopsy.  Yes.Yes.No.No.
(Single session only preceded procedure)
No.
(Empathy)
AND
Standard care control group
۷۸ (SH)

۷۶ (CG –standard care)

۸۲ (CG – structured empathetic attention)
Yes. (2)

Hypnosis >
Empathy

AND

Yes (1)
 > Standard Care (relevant statistics not reported to enable computation of effect size)
Tan et al., (2014). A randomized controlled trial of hypnosis compared with biofeedback for adults with chronic low back pain.Yes.Yes.Yes.Yes.
(One group had 8 sessions)

And

Yes.
(One group had 8 sessions plus self-directed practice)

And

No.
(One group had 2 sessions plus  practice)
Yes.
(Biofeedback)
۱۵ (SH – ۸ sessions without practice)

۲۴ (SH – ۸ sessions with practice)

۲۲ (SH – ۲ sessions with practice)

۱۸ (CG – biofeedback)
Yes. (1)

Hypnosis > Biofeedback   (r = 0.22)
Obstetrics:       
Downe, et al., (2015)
Self-hypnosis for intrapartum pain management in pregnant nulliparous women: a randomised controlled trial of clinical effectiveness.
No.No.Yes.
(To be listened to at home)
No.
(۲ x 90 minute training sessions, 3 weeks apart)
Yes.
(Usual NHS antenatal care)
۳۳۷ (SH)

۳۳۵ (CG)
No.

Hypnosis = usual care   (r = 0.03)
Harmon, T. M., Hynan, M. T., & Tyre, T. E. (1990). Improved obstetric outcomes using hypnotic analgesia and skill mastery combined with childbirth education.Yes.Yes.Yes.Yes.
(۶ sessions plus daily practice with audio recordings)
Yes.
(Audio recordings that involved actively engaging and following instructions)
۳۰ (SH)

۳۰ (CG)
Yes. (1)

Hypnosis >
Audio recordings.   (r = .71)
Werner et al., (2013) Effect of self-hypnosis on duration of labor and maternal and neonatal outcomes: a randomized controlled trial.  No.No.Yes.No.
(۳ sessions in total, hypnosis delivered by audio only)
Yes.
(Active comparator – body awareness, relaxation, mindfulness)
AND
Standard care control group
۴۹۷ (SH)

۴۹۵ (CG – active comparator)

۲۳۰ (Usual care) 
No.

Hypnosis =
Body awareness, relaxation, mindfulness)
 
AND

No.   Standard care.   (r = 0.016)
Werner et al., (2013) Self-hypnosis for coping with labour pain: a randomised controlled trial.  No.No.Yes.No.
(۳ sessions in total, hypnosis  delivered by audio only)
Yes.
(Active comparator – body awareness, relaxation, mindfulness)
AND
Standard care control group
۴۹۷ (SH)

۴۹۵ (CG – active comparator)

۲۳۰ (Usual care) 
No.

Hypnosis =
Body awareness, relaxation, mindfulness

AND

= Usual care   (r = 0.0836)
Paediatric:       
Liossi, White & Hatira (2006) Randomized clinical trial of local anesthetic versus a combination of local anesthetic with self-hypnosis in the management of pediatric procedure-related pain.Yes.Yes.No.Yes.
(۳ sessions plus self-practice)
Yes.
(EMLA – Eutectic mixture of local anaesthetics and attention)
۱۵ (SH + EMLA)

۱۵ (CG – only EMLA)

۱۵ (CG – EMLA + Attention)
Yes. (1)

Hypnosis >
EMLA   (r = 0.82)
Olness, MacDonald & Uden (1987) Comparison of self-hypnosis and propranolol in the treatment of juvenile classic migraine.Yes.Yes.No.Yes.
(۵ sessions plus 2 self-practice sessions daily)
Yes.
(Propranolol)
۱۴ (SH)

۱۴ (CG) 
Yes. (1)
Regarding headache frequency.

AND

Yes. (2)
Regarding severity of headaches.   (relevant statistics not reported to enable computation of effect size)
Stress, anxiety, hypertension:       
Naito et al., (2003) The impact of self-hypnosis and Johrei on lymphocyte subpopulations at exam time: a controlled study.Yes.Yes.Yes.Yes.
(۴ sessions, and daily self-practice)
Yes.
(Johrei)
AND
Yes.
(Mock neurofeedback relaxation)
۱۶ (SH)

۱۶ (CG – Johrei)

۱۵ (CG – mock neurofeedback)
Yes. (1)

Hypnosis > Mock neurofeedback relaxation

AND

Yes. (2)
Hypnosis = Johrei   (r = 0.29)

O’Neill, Barnier & McConkey (1999) Treating anxiety with self-hypnosis and relaxation.No.Yes.No.Yes.
(Daily practice for 28 days)
Yes.
(Relaxation)

۱۰ (SH)

۱۰ (CG)
Yes. (1)

Hypnosis = Relaxation   (r = 0.9)
Stanton (1994) Self-hypnosis: One path to reduced test anxiety.No.Yes.No.Yes.
(۲ x 50 min  self-hypnosis training sessions given then regular practice encouraged)
Yes.
(conventional discussion of anxiety reducing methods)
۲۰ (SH)

۲۰ (CG)
Yes. (1)

Hypnosis > Conventional discussion.   (r = 0.97)
Other RCTs:       
Attias et al., (1993). Comparison between Self-Hypnosis, Masking and Attentiveness for Alleviation of Chronic Tinnitus.Yes.No.Yes.Yes.
(۵ sessions plus practice with audio when alone)
Yes.
(Masking and attentiveness)
۱۵ (SH)

۱۵ (CG – attentiveness)

۱۴ (CG – masking)
Yes. (1)

Hypnosis >
Masking and attentiveness   (r = 0.57)
Farrell-Carnahan et al.,  (2010) Feasibility and preliminary efficacy of a self-hypnosis intervention available on the web for cancer survivors with insomnia.No.No.

(Could practice audio content from memory, but not create own content)
Yes.Yes.
(۴ sessions plus listen to audio thereafter)
No.
(Wait list)
۱۴ (SH)

۱۴ (CG – wait list) 
No.   (r = 0.08)
Laidlaw et al., (2005)  Quality of life and mood changes in metastatic breast cancer after training in self-hypnosis or Johrei: A short report.Yes.Yes.Yes.Yes.
(۴ sessions plus daily practice)
Yes.
(Johrei)
AND
Wait list control group
۷ (SH)

۴ (CG – Johrei)

۳ (CG – wait list)
Yes. (2)

Hypnosis > Wait list
AND
Hypnosis = Johrei   (r = 0.72)
Langewitz et al., (2005) Effect of Self-Hypnosis on Hay Fever Symptoms: A Randomised Controlled Intervention Study.Yes.Yes.No.Yes.
(۲-۵ sessions, plus self-guided practice at onset of symptoms)
Yes.
(Anti-allergic therapy)
AND.
Standard anti-allergic medication
AND
Comparison with retrospective measurement of symptoms
۴۰ (SH)

۳۹ (CG) 
Yes. (1)

Hypnosis >
Anti-allergic therapy

AND
Yes (1)
Hypnosis > Medication

(relevant statistics not reported to enable computation of effect size)
Ruzyla-Smith et al., (1995) Effects of Hypnosis on the Immune Response: B-Cells, T-Cells, Helper and Suppressor Cells.Yes.
(Via initial audio)
Yes.No.Yes.
(۲ initial sessions, then self-practice, twice daily for a week)
Yes.
(Restricted Environmental Stimulation Therapy)
AND
Wait list control group
۲۰ (SH)

۱۹ (CG – relaxation)

۱۶ – (CG wait list)
Yes. (1)

Hypnosis >
Relaxation
AND

Yes. (2)
Hypnosis > Wait list.   (r = 28)
Swirsky-Sacchetti and Margolis (1986)  The effects of a comprehensive self-hypnosis training program on the use of Factor VIII in severe hemophilia.Yes.Yes.Yes.Yes.
(۶ sessions)
No.
(Wait list))
۱۳ (SH)

۱۱ (CG)
Yes. (1)

Hypnosis >
Standard care   (r = 0.74)
Zobeiri et al., (2009). Self-Hypnosis in Attenuation of Asthma Symptoms Severity.No.Yes.No.Yes.
(Single session, then once a day at least throughout study)
No.
(Usual medication)
۲۰ (SH)

۲۰ (CG) 
Yes. (1)

Hypnosis >
Medication   (relevant statistics not reported to enable computation of effect size)

Figure captions

Figure 1. Funnel plot of self-hypnosis effect sizes.


[۱]– autosuggestion

[۲]– ثبت پروتکل کارآزمایی‌هایی بالینی. کارآزمایی های بالینی مطالعاتی هستند که با شرکت داوطلبان انسانی به منظور افزایش دانش پزشکی انجام می شوند

[۳]– اندازه اثر» (Effect Size) یک مقدار عددی است که تفاوت بین داده‌ها و فرضیه آماری را مشخص و تعیین می‌کند.

[۴]–  وقتی سیگنال های عصبی حاصل از مغز به عضلات دستور حرکت می دهند، آن ها حرکت می کنند. الکترومیوگرافی میزان پاسخ عضلات به این سیگنال ها را اندازه گیری می کند.

[۵]– cognitive restructuring. بازسازی شناختی یک تکنیک مفید است برای درک روانشناختی و احساسات غمگین و همچنین تکنیکی است برای تغییر افکار خودکاری که گاهی اوقات غلط از آب در می آیند.

[۶]– structured attention

[۷]– .Apgar scores آپگار نوزاد٬ روشی سریع و مطمئن در ارزیابی سلامت نوزاد در لحظه‌های ابتدایی تولد است

[۸]ایسکِمی (به انگلیسی: Ischemia) در اصطلاح پزشکی به کم‌رسیدن خون، به اندام یا ناحیه‌ای از بدن گفته می‌شود.  

[۹]–  time-consuming interventions

[۱۰]– floatation tank relaxation

[۱۱]– Restricted Environmental Stimulation Therapy

[۱۲]– correlation coefficients . ضریب همبستگی ابزاری آماری برای تعیین نوع و درجهٔ رابطهٔ یک متغیر کمی با متغیر کمی دیگر است.

[۱۳]– (۲(۱۶) = ۴۷.۳۴, p < .001)

[۱۴]– Publication Bias . نوعی سوگیری است که در تحقیقات آکادمیک منتشر شده رخ می‌دهد. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که نتیجه یک آزمایش یا مطالعه تحقیقی بر این تصمیم انتشار آن تاثیر می‌گذارد.

[۱۵]– moderate one-tailed selection bias resulted

[۱۶]– validation of coping abilities