چطور یک استراتژی بازاریابی اثربخش داشته باشیم؟

چطور یک استراتژی بازاریابی اثربخش داشته باشیم؟

چطور یک استراتژی بازاریابی اثربخش داشته باشیم؟

چطور یک استراتژی بازاریابی اثربخش داشته باشیم؟ 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

دیجیتال، زمانی می تواند به بازار بیاید که ما استراتژی بازاریابی خود را تقویت کرده باشیم.

بازاریابی اثربخش

صبح دلپذیر نوامبر سال ۲۰۲۱ است. من مشتاقانه منتظر ملاقات با جان و سارا هستم. مدت زمان زیادی از آخرین قهوه ای که با هم نوشیدیم، سپری شده است. جان از قبل در اتاق است و سارا به محض ورود من وارد می شود. بله، ماسک نداشتن و سلام و احوالپرسی با دست دادن های شدید، کمی غیر عادی و عجیب به نظر می رسد.

من از آنها تشکر و سپاسگزاری می کنم که در طول بحران به شرکت من پایبند و وفادار بودند. این رأی اعتماد بزرگی بود و صادقانه بگویم به ما کمک کرد که پر رونق و پابرجا بمانیم. آنها آنقدر مهربان  و با محبت هستند که با تأیید و پذیرش مشارکت ما، راه اندازی محصول دیجیتال، جلسات مجازی، و به کارگیری تجربیات مشتری، پاسخ متقابل دهند. همگی ما هنگام پذیرش خطر آنچه که حوزه نسبتاً جدید و ناآشنایی بود، در نگرانی به سر می بردیم. اکنون، با نگاه به گذشته می پذیریم که این یک ماجراجویی و رویداد مهم بود که با هم از آن لذت بردیم و در این روند تجارب زیادی کسب کردیم.

من آماده سخنرانی می شوم. تیم من کارهای زیادی را در این زمینه انجام داده است. من هیجان زده هستم. اولین اسلاید با عنوان “بازاریابی دیجیتال ۲۰۲۲ و فراتر از آن” ظاهر شد. و جان مانع سخنرانی من شد. جان گفت: “راهول، من باید همین الان به شما بگویم،” “ما در حال گذر از دیجیتال هستیم.” من شوکه شدم، دستم بالای صفحه کلید ثابت ماند.

بازاریابی چه به صورت مجازی چه به صورت واقعی با ارتباط و پیوند مرتبط است.

همه از وضعیت کووید ۱۹ آگاه هستند. به اندازه کافی متخصص وجود دارد که به بررسی نحوه پیدایش آن و بهترین روش مبارزه با اثرات آن بپردازند. به اعتقاد ما این اکنون بخشی از واقعیتی است که باید بپذیریم و با آن همسو شویم.

به عنوان مثال، این شرایط به ما در درک نقش مهم دیجیتال در بازاریابی و ارائه تجربه به یاد ماندنی مشتری کمک کرده است. وقت آن است که پا را فراتر از هیجان “جعبه گشایی محصولات” بگذاریم. ما باید مجدداً به جنبه های مهم شخصی بازاریابی توجه کنیم. ما نمی توانیم اجازه دهیم دیجیتال این موارد را تحت الشعاع قرار دهد. بگذارید مجدداً به سراغ اصول مهم و دیرینه بازاریابی برویم. این در مورد ارائه نتایج برای سازمان ما و تجربیات برای مشتریان ما است. بازاریابی دیجیتال، مؤلفه یا موجودیت متفاوتی نیست. این ابزاری است که ما باید همچنان از آن استفاده کنیم. داده ها بزرگ هستند و هرگز به نظر نمی رسد بحث در مورد نحوه تغییر داده های بزرگ، خاتمه یابد. فناوری، کانال های متعدد برای شناخت مشتری، چیزهایی که مشتری میل دارد و چیزهایی که از آنها بیزار است  آشکار ساخته است. با این حال، همه این اعداد به بهترین نحو، یک نقطه شروع هستند.

چگونه می خواهید از این داده ها برای ارتباط با مشتری استفاده کنید؟ چگونه می خواهید از طریق سفر مشتری با خودتان، یک تجربه عالی برای مشتری فراهم سازید؟ آیا اجازه می دهید یک ابزار بی روح و خشک، این کار را برای شما انجام دهد؟ یا آیا حاضرید لبخند انسانی و گریه را با هم تقسیم کنید زیرا همه ما مرحله وحشتناکی را سپری می کنیم که پایان پذیر به نظر نمی رسد؟ آیا اجازه می دهید فناوری، دستاویز و بهانه ای برای دور ماندن یا درک این مسأله باشد که آن چگونه می تواند زمانی که مهم و به یادماندنی است فرصت جدیدی برای آشنایی با زندگی مشتری در اختیار شما قرار دهد؟

انقلاب در کاربرد بهتر ویدئو کنفرانس نیست. این در مورد کاربرد همه این ابزارها و شیوه های ارتباط برای نزدیک شدن به مشتری و ارائه تجربه بهتر و ارزشمندتر است. به عنوان مثال، هنگامی که تنظیم ملاقات بین مشتری و متخصص موضوع، دشوار بود. در حال حاضر این حقیقتاً مسئله دستیابی به یک بازه زمانی مشترک و افزودن SME (یا همه مدیران مربوطه) به فراخوان (ملاقات) است.

بازاریابی اثربخش

قوانین  CX

اسکات ادینگر زمانی را به یاد می آورد که در اوج قرنطینه همه گیری و پاندمی، خانواده اش تقاضا کردند که شام را از یک رستوران محلی ایتالیایی (مخصوص غذاهای بیرون بر) بخرند:

“ما همراه با شام، یک رول دستمال توالت با برند لوگوی رستوران دریافت کردیم، که در آن زمان یک اشانتیون فوق العاده ارزشمند و غیرمنتظره بود. وقتی همه در تلاش برای یافتن دستمال توالت در فروشگاه ها بودند، این رستوران که به دلیل عدم امکان پذیرایی از میهمانان برای صرف غذا در داخل رستوران، دستمال توالت مازاد داشت، فرصت ایجاد تجربه استثنایی خدمات مشتری را غنیمت شمرد. تقاضای شام بیرون بردنی، یک معامله دیجیتالی بود. آنچه آن را به تجربه فراموش نشدنی مشتری ارتقاء داد، هدیه رول توالت بود.”

قبل از اینکه این ویروس دنیا را تحت کنترل خود درآورد، استفان تامکی ( Stefan Thomke ) در مورد اهمیت طراحی تجربه مشتری (CX)  سخن می گوید:

“مشتریان می خواهند انتخاب هایشان به همان اندازه ارزش ها و اخلاقشان با احساسات و ادراکاتشان همسو باشند. رویکردهای عقلانی که در اکثر مدارس بازرگانی تدریس می شوند  به مشتریان ارزش بیشتری از پول عرضه می کنند، ویژگی هایی اضافه می کنند، خدمات را کارآمدتر می کنند. همچنین ایجاد تجربیات به یاد ماندنی برای مشتریان مستلزم کمی جادوی عاطفی و هیجانی است.”

او به نقل از مطالعه گالوپ یادآوری می کند که:

“سازمان هایی که ارتباطات عاطفی را بهینه می کنند از لحاظ سود ناخالص ۲۶% و از لحاظ رشد فروش ۸۵% نسبت به رقبا عملکرد بهتری دارند. آنها مشتریانی که از نظر احساسی و عاطفی حساسیت کمتری به قیمت دارند و احتمال خرید آنها از رقبا کمتر است و همچنین احتمال توصیه و خرید مجدد آنها سه برابر بیشتر است را ترغیب و جذب می کنند. به عنوان مثال، سفر بین بازدید از وب سایت شرکت و خرید واقعی یک فرایند احساسی، شناختی و انگیزشی است. این آمیزه ای از آن نیروهایی است که احساسات، خاطرات و داستان هایی در مورد سازمان، به صورت مثبت، منفی، یا هر دو جنبه ایجاد می کند. همین تنوع و تغییر پذیری است که فرصت هایی را برای شرکت ها به منظور ارائه تجربیات به یاد ماندنی فراهم می سازد.”

با افزایش فرصت ها و تقویت به یاد ماندنی بودن تجربه در هر نقطه تماس، دیجیتال می تواند جذابیت و غافلگیری دلپذیر بیشتری را برای بازاریابی فراهم سازد. این در مورد جذابیت فنی به خاطر قدرت خیره کنندگی نیست. این در مورد آگاهی از تحولات دیجیتال و کاربرد مسئولانه فناوری برای قوی تر ساختن ارتباط همدلانه است. من همیشه می دانستم که دوستانم سارا و جان افراد شوخ طبع جذابی بودند، اما نه در محل کار. بنابراین، وقتی آنها از حالت شوکه شده من می خندند سردرگم و متحیر می شوم.

جان سرانجام از خندیدن دست کشید و مجدداً هر دو جدی بودند، “این به این معنا است که اکنون دیجیتال بخشی از DNA  ما است. شما از طرز تفکر ما آگاه هستید، شما محصولات ما را به خوبی می شناسید. شما دیگر از نظر ما صرفاً یک طراح دیجیتال نیستید. شما اکنون شریک بازاریابی ما هستید. ما با یکدیگر تجارب مشتری را طراحی خواهیم کرد، که ممکن است از یک مؤلفه دیجیتالی برخوردار باشد یا نباشد.

“راهول، وقت آن است که شما یه سمت میز بیایید.”

آنها به صورت نمایشی از جای خود برخاستند و صندلی را به صورت نمایشی به من تقدیم کردند.همه می خندیم، و من لپ تاپم را می بندم. برخی از تجربیات مشتری برای طراحی در اختیار ماست.

دیجیتال  زمانی می تواند به بازار بیاید که ما استراتژی خود را تقویت کنیم.

راهول دشپندی، راوی، مدیرعامل و از بنیانگذاران ایتاش دیجیتال ( Ethosh Digital ) است، که به شرکت ها در ایجاد تجربیات مشتری مبتنی بر شخصیت و الهام بخش بصری کمک می کند.