تقسیم بندی بازار چیست؟ استراتژی ها و مثال ها

تقسیم بندی بازار چیست؟ استراتژی ها و مثال ها

تقسیم بندی بازار چیست؟ استراتژی ها و مثال ها

تقسیم بندی بازار چیست؟ استراتژی ها و مثال ها 1400 1000 دکتر علی ناصرحجتی

تقسیم ‌بندی بازار برای درک نگرانی‌ ها و نیازهای مشتریان و تعیین اینکه چگونه می‌توانید با محصول یا خدمات خود به این خواسته‌ ها رسیدگی کنید، ضروری است. تقسیم ‌بندی بازار به شما این امکان را می دهد تا استراتژی های بازاریابی موثرتری ایجاد و پیاده سازی کنید ، پیام رسانی قدرتمند ایجاد کنید و بهترین تاکتیک ها را برای دستیابی به مخاطبان هدف مورد نظر انتخاب کنید. با تقسیم ‌بندی بازار، می‌توانید ویژگی ‌های خاص مخاطبان خود مانند سن، مکان، سرگرمی‌ها و عادت‌های خرید را کشف کنید و کمپین ‌های تبلیغات دیجیتال متمرکزتری را راه‌ اندازی کنید.

به جای ارائه ی یک پیام عمومی به کل مخاطبان، تقسیم‌ بندی بازار شما را قادر می‌سازد تا محتوای شخصی ‌سازی‌ شده را با هدف مخاطبان مناسب در زمان مناسب ایجاد کنید. در نتیجه، می‌توانید با ایجاد ارزش پیشنهادی خاص ‌تر، تقویت هویت برند و ارائه راه‌ حل ‌هایی که با مشتریان مأنوس تر می‌شود، برند خود را از رقبا متمایز کنید. علاوه بر این، تقسیم ‌بندی بازار ممکن است برای شناسایی فرصت‌ های بازار خاص و توسعه محصولات برای جایگاه‌ های محروم مفید باشد.

تقسیم بندی بازار چیست؟

تقسیم ‌بندی بازار فرآیندی است که طی آن یک بازار مصرف ‌کننده یا کسب ‌و کار بزرگ به گروه‌ ها یا بخش‌های مشتریان کوچک ‌تر بر اساس ویژگی‌ های رایج تقسیم می ‌شود. هنگام تقسیم بندی بازارها، تحلیلگران ویژگی های مشترک را در نظر می گیرند، از جمله سبک زندگی مشابه، نیازهای مشترک، علایق یا ویژگی های جمعیتی. هدف تقسیم‌ بندی بازار شناسایی سودآورترین بخش ‌ها یا گروه ‌های دارای پتانسیل رشد و همچنین تمرکز تلاش ‌های بازاریابی بر پرداختن به مخاطبان مرتبط و دستیابی به اهداف تجاری است.

علاوه بر شناسایی سودآورترین گروه‌ های مشتریان، تقسیم بندی بازار بر توسعه پروفایل ‌های بخش‌های اصلی برای تجزیه و تحلیل نیازهای آن ها و درک نحوه تصمیم ‌گیری مشتریان برای خرید تمرکز دارد. هر بخش از بازار به یک رویکرد بازاریابی منحصر به فرد مانند پیشنهادات خاص، تبلیغات، قیمت و سایر اجزا نیاز دارد.

هنگام توسعه برنامه‌ های ارتباطات بازاریابی، بازاریابان از مدل STP استفاده می‌کنند که شامل تقسیم ‌بندی، هدف‌ گذاری و جایگاه سازی است. این مدل فرض می ‌کند که باید کیفیت ‌های حیاتی را تعیین کنید و جذابیت تجاری هر بخش بازار را ارزیابی کنید، سپس برای هر دسته جایگاه سازی ایجاد کنید و در نهایت با در نظر گرفتن اطلاعات موجود در مورد هر گروه هدف، یک آمیخته بازاریابی ایجاد کنید.

چهار رویکرد اساسی برای تقسیم ‌بندی بازار وجود دارد : استراتژی غیرمتمایز، استراتژی تمرکز، استراتژی متمایز و تقسیم ‌بندی بیش از حد. استراتژی تمایز نیافته کل بازار را به جای بخش جداگانه آن هدف قرار می دهد. برای دستیابی به حداکثر تعداد مصرف کنندگان، این رویکرد نیازمند یک آمیخته بازاریابی واحد است که شامل یک محصول، یک قیمت، یک مکان و مجموعه ای از فعالیت های تبلیغاتی در بازار انبوه است که بازار را به عنوان یک کل ، هدف قرار می دهد. امروزه یافتن نمونه هایی از استراتژی های تمایز نیافته دشوار است. با این حال، William M. Pride و O. C. Ferrel به شکر و نمک به عنوان نمونه‌ هایی از محصولاتی اشاره می‌کنند که ممکن است با استفاده از این رویکرد با موفقیت به بازار عرضه شوند، زیرا بسیاری از مصرف ‌کنندگان نیازهای مشابهی برای این کالاها دارند.

برندهای معروف مانند مک دونالد، کوکاکولا و کولگیت از استراتژی های غیرمتمایز برای توسعه ی محصولات و برنامه های بازاریابی استفاده می کنند که بیشترین تعداد مشتریان بالقوه را جذب می کند. به عنوان مثال، مک دونالد از “من آن را دوست دارم” به عنوان یک شعار در سطح جهانی استفاده می کند. کوکاکولا نوشیدنی نمادین خود را با استفاده از طرح بطری یکسان، تبلیغات یکسان برای چندین کشور و شبکه های توزیع قابل مقایسه در طول تاریخ خود به استثنای برخی موارد به فروش می رساند. کولگیت خمیر دندان را می فروشد که محصولی است که نیازی به تقسیم بندی مشتریان ندارد زیرا همه ی افراد را با وجود سن، جنسیت یا موقعیت اجتماعی هدف قرار می دهد.

استراتژی تمرکز مستلزم تمرکز تلاش های بازاریابی بر روی یک بازار هدف محدود و کاملاً تعریف شده است. بازاریابان به بخش خاصی از بازار توجه می کنند و از یک آمیخته بازاریابی استفاده می کنند. استراتژی تمرکز به شرکت اجازه می دهد تا بخش کوچکی از بازار را هدف قرار دهد و با شرکت های بزرگ رقابت کند. به عنوان مثال، شرکت یک محصول را برای نوجوانان به بازار عرضه می کند، یا یک کسب و کار خرده فروشی ساکنان یک منطقه ی خاص را هدف قرار می دهد. از سوی دیگر، زمانی که شرکت بر روی یک بازار و محصول واحد تمرکز می کند، در معرض تغییرات غیرمنتظره در شرایط بازار قرار می گیرد.

استراتژی متمایز یا بازاریابی چند بخشی چندین جایگاه را هدف قرار می دهد و بر دو یا چند بخش خاص متمرکز می شود. این رویکرد شامل استفاده از آمیخته های بازاریابی مختلف برای هر بخش خاص از بازار است. آمیخته بازاریابی شامل محصول، قیمت، جایگاه سازی و کمپین تبلیغاتی است که برای هر بازار محدود طراحی شده است. نمونه ای از یک استراتژی متمایز، پیست اسکی است که دو بخش بازار را هدف قرار می دهد: جوانان و خانواده های دارای فرزند. این شرکت دو کمپین تبلیغاتی جداگانه را برای این مخاطبان راه‌اندازی می‌کند : یکی نشان دادن دانش‌آموزان اسنوبورد و دیگری – نشان دادن خانواده‌ها در حال اسکی کردن جهت جذابیت برای هر دو بخش. این رویکرد همچنین آن ها را ملزم به ارائه خدمات جداگانه ی جذاب برای خانواده ها (مانند مربیان اسکی برای کودکان) و جوانان (مانند مسیرهای اسکی پیشرفته تر یا زندگی شبانه شلوغ در منطقه) می کند.

تقسیم بندی بیش از حد یا بازاریابی یک به یک روشی است که امکان شخصی سازی پیشنهاد برای هر مشتری خاص را فراهم می کند. بر خلاف استراتژی متمایز، تقسیم‌ بندی بیش از حد تعریف گروهی از افراد با ویژگی‌های مشابه است. در عوض، هدف آن تمرکز بر مشتریان بالقوه است که آماده خرید یکباره محصول هستند. برای ایجاد تجربیات منحصر به فرد و هدفمند، شرکت ها از تجزیه و تحلیل داده ها، اتوماسیون و هوش مصنوعی استفاده می کنند. بر اساس این رویکرد، شرکت ها می توانند پیام های مرتبط بسیار شخصی سازی شده را از طریق شبکه های مناسب در زمان مناسب به مشتریان خاص ارائه دهند. به عنوان مثال، همه ما می دانیم که چگونه آمازون بر اساس خرید های قبلی ما پیشنهادات سفارشی منحصر به فرد ارائه می دهد. می توانید اطلاعات بیشتری در مورد ایجاد استراتژی تمایز در مقاله اختصاصی ما بیابید. در همین حال، اجازه دهید به بحث در مورد انواع مختلف استراتژی‌های تقسیم‌ بندی بازار بپردازیم.

استراتژی های تقسیم بندی بازار با مثال :

استراتژی های تقسیم بندی بازار به تقسیم مشتریان بر اساس ویژگی های جمعیتی، جغرافیایی، رفتاری، نسلی، فرهنگی و سایر ویژگی ها کمک می کند. با استفاده از این استراتژی ‌ها، افرادی را شناسایی می‌کنید که احتمال خرید محصولات و خدمات شما در دوره‌ های خاص را افزایش می‌دهند.

تقسیم بندی بازار جمعیتی

وقتی مردم در مورد تقسیم بندی بازار می شنوند، تقسیم بندی جمعیتی اولین چیزی است که به ذهن می رسد. این تقسیم بندی ، یکی از موفق ترین راه ها برای هدف قرار دادن مشتریان خاص است زیرا می توانید به راحتی داده های جمعیت شناختی را با استفاده از Facebook Audience Insights و Google Analytics جمع آوری کنید. تقسیم بندی بازار جمعیتی ویژگی های زیر را بررسی می کند: سن، جنسیت، محل سکونت، قومیت، تحصیلات، درآمد، شغل و فعالیت در یک شرکت، وضعیت تاهل، مذهب و غیره.

برای اجرای این استراتژی تقسیم ‌بندی بازار، می‌توانید روی سه ویژگی غیر شخصیتی تمرکز کنید: سن، جنسیت و درآمد. سطح درآمد یکی از عوامل اصلی تقسیم بندی برندهای لوکس مانند دیور و گوچی است. این شرکت ‌ها اغلب محصولات خود را در مجلاتی مانند Vogue و Marie Claire تبلیغ می‌کنند تا افرادی را که توانایی خرید لباس‌ های لوکس را دارند، جذب کنند. در مقابل، شرکت های B2B مانند IBM و Hubspot بیشتر به مشاغل مشتریان علاقه مند هستند. آن ها باید مطمئن شوند که محصولات را برای افرادی که در یک صنعت یا کارکرد خاص دارای موقعیت های بالا هستند، عرضه می کنند. شرکت‌ های طراحی بازی‌ های ویدیویی مانند Wargaming عمدتاً جوانان ۳۰-۱۸ ساله را هدف محصولات خود قرار می‌دهند، زیرا آن ها می‌توانند مشتریانی موفق در پرداخت پول داشته باشند . مشتریانی که که هنوز زمان آزاد زیادی دارند و تعهدات خانوادگی کمی دارند.

تقسیم بندی بازار جغرافیایی

تقسیم بندی بازار جغرافیایی به گروه بندی مشتریان بر اساس موقعیت فیزیکی آن ها اشاره دارد. می توانید افراد را با در نظر گرفتن ایالت ، کشور، منطقه ، شهر، کد پستی، شعاع اطراف یک مکان، آب و هوا و فصل، منطقه جغرافیایی روستایی یا شهری تقسیم بندی کنید. تقسیم بندی جغرافیایی یا به یک مرز جغرافیایی خاص مانند کشور یا شهر یا نوعی قلمرو مانند یک منطقه آب و هوایی متکی است.

این استراتژی با روش های دیگر متفاوت است زیرا فقط به موقعیت مکانی مشتریان نیاز دارد. اندازه منطقه انتخاب شده عمدتاً به اهداف تجاری و اندازه شرکت بستگی دارد. شرکت های بزرگ معمولا مناطق وسیع تری را هدف قرار می دهند. محصولات فصلی مانند کت و لباس های زمستانی و همچنین لباس های شنا معمولاً در بخش های جغرافیایی مشخصی هدف قرار می گیرند.

True Temper، تولید کننده ابزارهای برف روبی، بیل های برفی خود را در کشورهایی با شرایط آب و هوایی سرد که بارش برف در آن ها رایج است، به بازار عرضه می کند. تبلیغ چنین محصولاتی در مکان هایی با آب و هوای معتدل و گرم بی معنی است.

تقسیم بندی جغرافیایی جمعیتی

تقسیم بندی جغرافیایی جمعیتی یک استراتژی تقسیم بندی بازار است که بر اساس جمع آوری مشخصات جمعیتی در یک منطقه جغرافیایی معین است. ژئودموگرافی بر ترکیبی از داده های جمعیت شناسی، جغرافیا و جامعه شناسی است که در یک مکان خاص جمع آوری شده است. این داده ها معمولاً شامل سن، جنسیت، شرایط آب و هوایی، وضعیت مالی، زبان ها، سنت ها، عادات غذایی و لباس می شوند. بازاریابان می توانند از این استراتژی برای پیش بینی حجم و تقاضای فروش، هدف قرار دادن مخاطبان مرتبط، توسعه پیام های قانع کننده و ایجاد محصولات برای بازارهای مختلف استفاده کنند.

تقسیم بندی جغرافیایی جمعیتی در بازاریابی معمولاً دو فرض اصلی را در مورد رفتار مصرف کنندگان در نظر می گیرد. افرادی که در یک منطقه و شرایط یکسان زندگی می کنند، در مقایسه با افرادی که دور از هم زندگی می کنند، نیازهای مشابهی خواهند داشت. اصل دیگری بیان می کند که افراد یک منطقه حتی زمانی که با فاصله ی قابل توجهی از هم جدا شوند، ویژگی های شخصیتی مشابهی خواهند داشت. حتی زمانی که مصرف ‌کنندگان هندی برای مدت طولانی در اروپا زندگی می‌کنند، مخاطبان برندی خواهند بود که کاری تند می‌فروشند.

این استراتژی برای بازاریابی بسیار هدفمند و دقیق سودمند است. چندین سیستم برای تجزیه و تحلیل جغرافیایی جمعیتی وجود دارد، از جمله CACI’s Acorn، PersonicX و ESRI Tapestry. شاخص رتبه ‌بندی بالقوه برای Zipmarkets یا PRIZM داده‌های سرشماری جمعیت، رسانه‌ها، رفتار خرید و سایر ویژگی ‌ها را برای ایجاد بخش ‌های خاص مشتری یکپارچه می‌کند.

با PRIZM، دفتر گردشگری میشیگان دسته های مختلف مشتریان را شناسایی و هدف قرار داد. عمده ترین بخش علاقه مند به گردشگری، ساکنان شیکاگو هستند که در کدهای پستی خاصی زندگی می کنند، که عمدتاً خانواده های طبقه متوسط ​​رو به بالا با فرزندان را تشکیل می دهند. گروه دیگری که توسط این سازمان شناسایی شد شامل افرادی از کلیولند بود که بدون فرزند سفر می کردند. جهت جذابیت برای هر دسته، دفتر گردشگری میشیگان کمپین های بازاریابی کاملا متفاوتی را برای هر بخش ایجاد کرد.

تقسیم بندی بازار روانشناختی

تقسیم بندی روانشناختی بر شخصیت، علایق و سرگرمی های مشتریان تمرکز دارد. این استراتژی برای بازارهایی مناسب است که قیمت کمتر از آگاهی از برند، کیفیت و منحصر به فرد بودن اهمیت دارد. تقسیم بندی روانشناختی بازار را با در نظر گرفتن ویژگی های شخصیتی، اهداف زندگی، ارزش ها، باورها، عقاید و سبک زندگی مشتریان به گروه هایی تقسیم می کند.

در مقایسه با استراتژی‌های تقسیم ‌بندی بازار که قبلاً ذکر شد، اجرای تقسیم ‌بندی روانشناختی دشوارتر است. اما، در عین حال، درک کامل ویژگی‌ های روان ‌شناختی مخاطبان به شما این امکان را می‌دهد که رویکرد شخصی ‌تر را برای آن ها ارائه دهید.

می‌توانید با استفاده از نظرسنجی ‌های مقیاس بزرگ با هدف کشف فعالیت ‌ها، نگرش ‌ها و علایق مشتریان، که معمولاً با هم به عنوان موجودی‌های AIO شناخته می‌شوند، روان ‌شناسی مخاطبان خود را شناسایی کنید. یعنی VALS یا ارزش ‌ها و شیوه‌ های زندگی، یکی از پرکاربرد ترین تکنیک‌ های نظرسنجی روان‌ شناختی، دسته ‌بندی مشتریان را بر اساس هشت خوشه طبقه‌ بندی می‌کند : مبتکران، متفکران، معتقدان ، اشخاص موفق ، تلاشگران، تجربه‌ کنندگان، سازندگان، بازماندگان.

شرکت های تحویل غذا مانند UberEats اغلب مشتریان را در حال خوردن غذاهای خوشمزه در خلوت خانه خود به تصویر می کشند، زیرا بخش عمده ای از مشتریان هدف آن ها را افراد درونگرا تشکیل می دهند. از سوی دیگر، Forever 21 بر موقعیت اجتماعی مشتری متکی است. تلاش های بازاریابی آن ها مشتریان طبقه متوسطی است که به دنبال لباس های مد روز با قیمت مناسب هستند. نام تجاری خود را به عنوان لوکس یا سطح بالا نشان نمی دهد. در عوض، Forever 21 بر توانایی خود برای ایجاد محصولات مد روز و در عین حال مقرون به صرفه تأکید می کند.

تقسیم بندی بازار رفتاری

تقسیم بندی رفتاری بازار بر الگوهای رفتاری، نگرش و واکنش مصرف کنندگان به محصولات یا خدمات استوار است. این استراتژی یک مفهوم نسبتاً جدید است که به دلیل پیشرفت تکنولوژی تکامل یافته است. امروزه متخصصان می‌توانند با تجزیه و تحلیل داده‌های جمع ‌آوری‌ شده از طریق گزارش‌های داده‌ های مصرف‌ کننده و نظرسنجی ‌ها، بازار را تقسیم ‌بندی کنند و آن ها را با روندهای بازاریابی مقایسه کنند.

این استراتژی مشتریان را بر اساس عادات خرید، تعامل با برند، مرحله خرید مشتری، ویژگی های وفاداری به برند، فرکانس استفاده از محصول یا خدمات، حساسیت قیمت و بازخورد محصول قبلی طبقه بندی می کند. سایر عوامل مهم، مزایای جستجو شده و حساسیت تاکتیکی بازاریابی است. مزایای مورد نظر ارزیابی سودهای مختلفی است که خریداران هنگام مقایسه محصولات یا خدمات یکسان دنبال می کنند. حساسیت تاکتیکی بازاریابی پاسخ به تکنیک های بازاریابی مانند تبلیغات، کوپن ها، خدمات مشتری و غیره است.

الگوریتم های آمازون تاریخچه ی خرید و اقلام مشاهده شده مشتریان را تجزیه و تحلیل می کند و محصولات را بر اساس ترجیحات و سفارشات قبلی آن ها توصیه می کند. به عنوان مثال، اگر مشتری یک بازی ویدیویی بخرد، به او پیشنهاد می شود لوازم جانبی بازی و کارت حافظه بخرد.

تقسیم بندی بازار در مرحله نسلی و زندگی

تقسیم بندی بازار در مرحله نسلی و زندگی بسیار شبیه به طبقه بندی جمعیتی است، اما به جای سن، مشتریان را بر اساس وضعیت تاهل، مالکیت دارایی، یا داشتن یا نداشتن فرزند گروه بندی می کند. در حالی که بازاریابی نسلی برای مدت طولانی محبوب ترین روش تقسیم بندی بوده است، تقسیم بندی بازار در مرحله زندگی موثرتر است. با تقسیم یک نسل به مراحل مختلف زندگی، بازاریابان می توانند پیشنهاد مرتبط تری ایجاد کنند و پیامی قانع کننده ایجاد کنند.

هزاره‌ها یا افرادی که در سال‌های ۱۹۸۲-۲۰۰۴ متولد شده‌اند، اکنون می‌ توانند در مراحل زندگی زیر باشند : حضور در دانشگاه، مهاجرت، ازدواج، یا بچه ‌دار شدن. پیام های مورد هدف برای هزاره ها در کالج و هزاره هایی که تشکیل خانواده می دهند، بسیار متفاوت است. اگر از نقاط عطف کلیدی در زندگی مشتریان خود استفاده کنید، می توانید با یک پیشنهاد هدفمند و سفارشی به آن ها دسترسی پیدا کنید. شما می توانید مخاطبان خود را به گروه های زیر تقسیم کنید: افرادی که به تازگی مستقل شده اند یا افرادی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل شده اند، شروع به کار و ازدواج کرده اند، والدین جدید، و افرادی که در مراحل زندگی پس از والدین و بازنشستگی هستند.

هزاره‌ ها رویکردهای بازاریابی سنتی را تغییر می‌دهند ، زیرا دیگر نسبت به روش‌ های قدیمی تبلیغ محصولات و خدمات حساس نیستند. در عوض، هزاره ها بر اساس عکس های اینستاگرام و توصیه های یوتیوب تصمیم می گیرند. بنابراین شرکت هایی مانند Yelp، TripAdvisor، و Rotten Tomatoes از تمایل این نسل برای تکیه بر نظرات دیگران استفاده کردند.

تقسیم بندی بازار فرهنگی

هدف از تقسیم ‌بندی بازار فرهنگی، درک رفتار مشتریان در چارچوب سنت‌های اجتماعی و نگرش‌های پذیرفته شده در جامعه‌ ای است که به آن تعلق دارند. بخشی از بازار که با کمک تقسیم ‌بندی بازار فرهنگی شناسایی می‌شود، معمولاً دارای ویژگی‌های زیر است: زبان مشترک، مکان، مذهب، ترجیحات غذایی، موسیقی و هنر، سبک زندگی، آموزش و سنت‌های ملی. پس زمینه فرهنگی تأثیر زیادی بر نحوه تصمیم گیری فرد برای خرید دارد و بر رفتار کلی مصرف کننده تأثیر می گذارد.

مک دونالد نمونه کاملی از برندی است که تبلیغات را مطابق با فرهنگ مشتریان هدف قرار می دهد. در هند، این شرکت هیچ گوشت گاو یا خوکی را سرو نمی کند زیرا گاو مقدس تلقی می شود و گوشت خوک برای مسلمانانی که بخش قابل توجهی از جمعیت را تشکیل می دهند ممنوع است. مک دونالد در عوض برگرهای گیاهی را ارائه می دهد. نایک کمپین های تبلیغاتی با تمرکز بر بیسبال و فوتبال آمریکایی در ایالات متحده ایجاد می کند، در حالی که در اروپا این برند از فوتبال در تبلیغات خود استفاده می کند.

تقسیم بندی بازار فیرموگرافیک یا شرکت ‌شناختی

استراتژی های ذکر شده در بالا عمدتاً بر سازمان های B2C متمرکز هستند. با این حال، یک رویکرد تقسیم ‌بندی بازار فیرموگرافیک برای شرکت‌های B2B توسعه داده شده است. استراتژی تقسیم بندی فیرموگرافیک مشتریان B2B را بر اساس ویژگی‌ های مشترک زیر تجزیه و تحلیل و گروه‌بندی می‌کند : صنعت، مکان، اندازه شرکت، تعداد کارکنان، وضعیت، عملکرد، درآمد سالانه، عنوان اجرایی، تعداد سال‌های فعالیت در کسب ‌وکار و مرحله چرخه فروش. تقسیم بندی بازار فیرموگرافیک بسیار شبیه به تقسیم بندی جمعیتی است که توسط بازاریابان B2C استفاده می شود. نگاهی به مقاله ما در مورد B2B در مقابل B2C بیندازید تا تفاوت های دیگر بین آنها در بازاریابی، فروش و خدمات مشتری را بررسی کنید.

برای دسته بندی مشاغل از دو طبقه بندی استفاده می شود. این ها طبقه بندی استاندارد صنعت (SIC) و سیستم طبقه بندی صنعت آمریکای شمالی (NAICS) هستند. متخصصان بازاریابی ممکن است کدهای SIC و NAICS و همچنین اندازه کسب و کار و مناطق شهری را در وب سایت NAICS بیابند.

Milestone Localization، شرکتی که خدمات ترجمه حرفه ای را ارائه می دهد، از استراتژی تقسیم بندی فیرموگرافیک برای ایجاد لیست های بسیار هدفمند برای کمپین های ایمیل و فعالیت های تبلیغاتی لینکدین استفاده می کند. Milestone Localization با در نظر گرفتن اندازه شرکت، اهداف تجاری، رقبا، تعداد کارکنان، حوزه های عملیاتی و درآمد، کمپین های بازاریابی را توسعه می دهد. این شرکت داده های فیرموگرافیک را از Crunchbase، GetLatka، Traxcn، Seedtable و SaaStock جمع آوری می کند.

اجرای استراتژی های تقسیم بندی بازار دارای طیف گسترده ای از مزایای از جمله بازاریابی موثرتر و هدفمند تر، بازدهی بهتر سرمایه گذاری، افزایش حفظ مشتری و وفاداری است. علاوه بر این، تقسیم ‌بندی بازار به شما این امکان را می‌دهد تا بر نیازهای مشتریان تمرکز کنید و بهترین راه‌ حل را برای آن ها ارائه دهید.

چگونه تقسیم بازار را انجام دهیم؟

پس از این که در مورد استراتژی های تقسیم بندی رایج بازار آموختید، زمان آن فرا رسیده است که این نظریه را عملی کنید.

تحلیل مخاطبان را انجام دهید.

با مشتریان فعلی و گذشته مصاحبه انجام دهید. با تیم فروش خود صحبت کنید تا گرایش هایی را که هنگام برخورد با مصرف کنندگان متوجه شده اند، کشف کنید. داده‌های ابزارهای CRM و POS را تجزیه و تحلیل کنید تا بفهمید مشتریان چقدر از فروشگاه شما بازدید می‌کنند، چقدر هزینه می‌کنند و چه محصولات و خدماتی را بیشتر دوست دارند. از Google Analytics برای تحقیق در مورد جغرافیای مخاطبان خود استفاده کنید. همپوشانی مخاطب و ماتریس کلیدواژه رقیب به شما کمک می کند تا تعیین کنید کدام موضوعات و مضامین برای بازار هدف شما بیشترین اهمیت را دارند.

یک شخصیت خریدار ایجاد کنید.

از داده های جمع آوری شده از تجزیه و تحلیل مخاطب برای ایجاد شخصیت خریدار یا نمایه مشتری ایده آلی که می خواهید جذب کنید استفاده کنید. شخصیت خریدار به شما این امکان را می دهد که مشتری کامل را تجسم کنید و امیدوارکننده ترین بخش های بازار را شناسایی کنید.

فرصت های بخش بازار را شناسایی کنید.

فرصت های بخش بازار گرایش هایی هستند که می توانند پیشنهادات جدید یا رویکردهای بازاریابی جدید ایجاد کنند. ابتدا باید مشکلاتی را که برند شما بهتر از رقبا حل می کند، مزایا و نقاط قوت خود و مشتریان ایده آلی که دوست دارید به آن ها خدمت کنید را شناسایی کنید. سپس با استفاده از تجزیه و تحلیل شخصیت و مخاطب خریدار، رایج ‌ترین ویژگی‌ های مشتری، بخش‌های وسیع مشتری که بیش از همه برجسته هستند و بخش‌هایی که کمتر از آن ها استفاده می‌شود را بیابید.

در مورد بخش بالقوه بازار تحقیق کنید.

قبل از راه اندازی یک کمپین بازاریابی برای یک بخش جدید از بازار، تحقیقاتی را انجام دهید تا متوجه شوید که آیا این یک انتخاب خوب است یا خیر. تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی را انجام دهید تا مطمئن شوید که مردم به دنبال کلمات مرتبط با بازار شما هستند. برندهای موجود در بازار را شناسایی کنید و به این فکر کنید که چگونه می توانید خود را از رقبا متمایز کنید.

ایده را تست کنید.

چند کمپین راه اندازی کنید و نتایج را زیر نظر بگیرید تا رویکردهایی را پیدا کنید که با مخاطبان شما مأنوس می شود. استراتژی های مختلف را آزمایش کنید و بر اساس یافته های خود پیشرفت هایی را انجام دهید. رفتار مخاطب هدف را به طور منظم مشاهده کنید. مردم لزوماً الزامات، ادراکات و علایق یکسانی در طول سال ندارند. به همین دلیل است که بررسی دقیق مخاطبان هدف بسیار مهم است.

تقسیم ‌بندی بازار برای کسب ‌و کارها ضروری است، زیرا به شرکت ‌ها این اجازه را می ‌دهد تا مشتریان علاقه‌ مند به محصولات خود را شناسایی کرده و بر اساس نیازهایشان پیامی ایجاد کنند. بنابراین استفاده از یکی از استراتژی ‌های تقسیم‌ بندی بازار منجر به اجرای موفق ‌تر فعالیت ‌های بازاریابی می‌شود و همچنین به دستیابی به اهداف تجاری کمک می ‌کند.