تفاوت های بین کمپین های بازاریابی درونی و بیرونی چه هستند؟

تفاوت های بین کمپین های بازاریابی درونی و بیرونی چه هستند؟

تفاوت های بین کمپین های بازاریابی درونی و بیرونی چه هستند؟

تفاوت های بین کمپین های بازاریابی درونی و بیرونی چه هستند؟ 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

تفاوت های بین کمپین های بازاریابی درونی و بیرونی چه هستند؟

بازاریابی ورودی (درونگرا یا جاذبه‌ای) و خروجی (برونگرا) هر دو روشی برای ترویج خدمات و محصولات است. با این حال، آنها از بسیاری جهات متفاوت هستند در حالی که در حال ایجاد یک کمپین یا پویش هستند. یادگیری تفاوت های بین آنها ممکن است به شما کمک کند ترکیب خوبی از تاکتیک‌های بازاریابی ورودی و خروجی بسازید.

تفاوت های بین کمپین های بازاریابی درونی و بیرونی چه هستند؟

بازاریابی ورودی (درونگرا یا جاذبه‌ای) و خروجی (برونگرا) هر دو روشی  برای ترویج خدمات و محصولات است. با این حال، آنها از بسیاری جهات متفاوت هستند در حالی که در حال ایجاد یک کمپین یا پویش هستند. یادگیری تفاوت های بین آنها ممکن است به شما کمک کند ترکیب خوبی از تاکتیک‌های بازاریابی ورودی و خروجی بسازید.

 بازاریابی خروجی چیست؟

 بازاریابی خروجی نوعی بازاریابی است که گروه‌های گسترده ای از مردم را بر اساس جمعیت شناسی، منافع عمومی، یا حتی فقط مکان‌هایی با تبلیغات برای یک محصول یا سرویس خاص هدف قرار می‌دهد. بیشتر فعالیت‌های تبلیغاتی سنتی از جمله تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات رادیویی، ایمیل مستقیم، آگهی دهنده‌ها، بیلبوردها، تبلیغات روزنامه ها، تماس سرد، بازاریابی از راه دور و اسپانسرهای رویدادهای در این رده قرار می‌گیرند. 

بازاریابی خروجی نیز می‌تواند در تبلیغات دیجیتال مانند تبلیغات بنر نمایشی، تبلیغات ویدئویی یوتیوب، بازاریابی ایمیل به لیست های خریداری شده و تبلیغات رسانه‌های اجتماعی یافت شود. با این حال، با استفاده از نمایش، یوتیوب و تبلیغات رسانه‌های اجتماعی، راه‌هایی وجود دارد تا بتوان آنها را در دسته بازاریابی ورودی هم قرار داد.

بازاریابی ورودی چیست؟

بازاریابی ورودی نوعی بازاریابی است که کمک می‌کند تا بتوانید شرکت و محصولات خود را به مردمی که در حال حاضر به دنبال محصول یا صنعت شما هستند آشنا کنید که این کار با استفاده از روش‌هایی مانند جستجوهای کلمه کلیدی، مخاطبان بازاری و یا افرادی که در حال حاضر از وب سایت شما بازدید کردند صورت می‌گیرد. این ممکن است از طریق اقداماتی مانند لیست‌های محلی (صفحات زرد، Yelp، گوگل کسب و کار من)، موتورهای جستجو (CEO و PPC)، اشتراک مبتنی بر بازاریابی ایمیل، بازاریابی محتوا،  وبینارها ، بلاگ‌ها و ولاگ‌ها، رسانه‌های اجتماعی و بهینه سازی وب سایت صورت گیرد.

بازاریابی داخلی نیز می‌تواند از طریق منابع سنتی، مانند شبکه‌سازی در نمایشگاه‌های تجاری صنعتی، میزبانی کنفرانس‌ها و یا سمینارها در موضوعات مربوط به محصولات باشد. مخاطبان شما در حال حاضر به محصول تولیدتان علاقه‌مند هستند و شما آنها را به عنوان یک رهبر- فکر در صنعت خود درگیر می‌کنید.

چه تفاوت‌هایی بین هر نوع بازاریابی وجود دارد؟

بازاریابی خروجی در حال گسترش پیام شما به گروه بزرگی از مردم است، به این امید که تعداد کمی از آنها ممکن است به محصول شما علاقه‌مند شوند. در این روش ممکن وقفه ایجاد شود، به این معنی که تبلیغات باید پایدار باشد زیرا تمرکز اصلی بر آنچه که مخاطب مصرف می‌کند نیست. شما در حال جدا کردن مصرف کننده از برنامه تلویزیونی‌اش و یا  چیزی که در حال خواندن آن می‌باشد هستید و سعی می‌کنید آنها را در چند ثانیه به خرید محصول خود راغب کنید. تبلیغات واضح، جسورانه، تکان دهنده و شوک‌کننده به دلیل اینکه چگونه به شما کمک می‌کند متوجه شوید پاداش داده می‌شود.

بازاریابی ورودی توسعه و بسط داستان خود به مردمی است که در حال حاضر علاقه‌مند به محصول های شما هستند. آنها ممکن است فقط در مورد محصول تحقیق کنند یا در حال حاضر ممکن است آنها برای خرید تقریبا آماده باشند. شما با این نوع تبلیغات علاقه مشتری را جذب می‌کنید. این روش مبتنی بر اجازه است، به این معنی که محتوای شما بر آنچه مخاطبان شما مصرف می‌کنند متمرکز است. داستان‌گویی و ساخت محتوای عمده پاداش داده می‌شود چون شما را به عنوان یک رهبر فکری در صنعتتان نشان می‌دهد.

چه منابعی برای هر نوع بازاریابی مورد نیاز است؟

بازاریابی خروجی نیاز به منابع خلاق بصری بیشتری برای ساخت فیلم‌ها، بنرها، چاپ و تبلیغات رادیویی دارد که چشمگیر بوده و پیام را به سرعت انتقال می‌دهد. ایجاد کمپین به طور معمول آسان است اما هزینه های آگهی بسته به پلت فرم و نوع رقابت ممکن است بالا باشد،. به عنوان مثال یک آگهی تجاری تلویزیونی در طی برنامه سوپر بول در ایالات متحده میلیون‌ها دلار هزینه خواهد داشت، اما تبلیغات بنر با میلیون‌ها اثرگذاری ممکن است تنها ۳ دلار هزینه داشته باشد. به طور کلی تبلیغات هدفمندتر بیشتر از تبلیغات کمتر هدفمند هزینه خواهند داشت.

بازاریابی ورودی نیاز به محتوای و منابع خلاق‌تر برای ایجاد محتوای وب سایت، وبلاگ‌ها،  پست‌های رسانه های اجتماعی رایگان دارد  و بیشتر برای ساختن قطبی برای تولید محتوای با کیفیت در صنعت شماست. همچنین برخی از جنبه های خلاق بصری مورد نیاز برای وب سایت، رسانه‌های اجتماعی، و تبلیغات‌هایی وجود دارد اما تمرکز بر محتوای طولانی است. از آنجا که شما در حال رسیدن به مخاطبان بسیار کوچکتر (مخاطبی که احتمال بسیار بیشتر برای تبدیل شدن دارد) هزینه تبلیغات ممکن است کمتر از تبلیغات خروجی باشد و بیشتر تمرکز بر بازاریابی رایگان خواهد بود برخلاف تبلیغات پولی. بازاریابی ورودی همچنین به یک وب سایت عالی ، با تمرکز بر راحتی استفاده و تبدیل، نیاز دارد تا بتواند افراد را از مرحله تحقیق به مرحله تبدیل، بیاورد.

بسته به نیازهای شرکت تان، ممکن است استخدام یک تیم از کارشناسان برای هدایت استراتژی بازاریابی شرکت شما مفید باشد.

بهترین نوع بازاریابی کدام است؟

 بازاریابی ورودی مزایای زیادی دارد. نرخ تبدیل برای بازاریابی ورودی ۷۵۹٪ بالاتر از بازاریابی خروجی است. شما در حال هدف قرار دادن گروه از افراد هستید که  در حال حاضر علاقه‌مند به محصول شما بوده و یا در حال تحقیق در مورد محصولات شما هستند. با این حال، بازاریابی ورودی می تواند بسیار رقابتی باشد. اگر شما در حال حاضر رقبای با محتوای آنلاین قوی و مقتدر دارید، تلاش برای رساندن صدایتان به دیگران و شنیده شدن آن می تواند بسیار مشکل باشد.

 شما هنوز هم ممکن است قادر به پیدا کردن شکاف‌های محتوا و یا امیدهای جدید برای نشان دادن ارزش خود باشید و مصرف کنندگان بیشتر احتمال دارد که بر روی محتوا از روی مارک‌هایی که می شناسند کلیک کنند. با در نظر گرفتن این، ساخت آگاهی از روی نام تجاری خود در صنعت بسیار ارزشمند بوده و باید آن را به عنوان یک کل در نظر بگیرید.


در حالت ایده آل، شما می‌توانید تنها به بازاریابی ورودی برای جذب مشتریان جدید تکیه کنید، اما در اکثر صنایع، این همیشه واقع بینانه نیست. محدودیت‌هایی وجود دارد که چگونه بسیاری از مردم می‌توانند بلافاصله در حین سرچ و تحقیق به وب سایت شما و محتوای برسند.

اکثر شرکت‌ها نیاز به استفاده ترکیبی از بازاریابی ورودی و خروجی دارند تا بتوانند قفسه فروش خود را پر کنند. درصدها در صنعت شما بستگی به جایی دارد که مخاطبان شما وقت خود را در آنجا می‌گذرانند. اگر شما یک پمپ بنزین میان ایالتی (بین استانی) دارید، پس نصب بیلبورد ممکن است بهترین تبلیغات برای کسب و کار شما باشد. این تبلیغات خروجی است.

با این حال، اگر شما یک کسب و کار آنلاین و تجارت الکترونیکی دارید، ارائه تبلیغات خرید و تبلیغات آمازون احتمالا بزرگترین بازگشت درآمدی برای شما را دارد، که این نوعی تبلیغات ورودی است. از آنجا که ۸۸٪ از مصرف کنندگان قبل ازخرید محصولات آنها را به صورت آنلاین تحقیق می‌کنند، برای شرکت‌ها ضروری است که بتوانند به صورت آنلاین پیدا شده و تجربه وب سایت خوبی برای مشتریان ایجاد کنند. بازاریابی خروجی می تواند راه خوبی برای آگاهی‌سازی از نام تجاری و برندسازی باشد به صورتی وقتی مردم به دنبال تحقیق در مورد محصولتان هستند آنها می‌توانند برند شما را تشخیص دهند زیرا در حوزه فعالیتی خود قوی هستید. در اغلب موارد این بایستی بخش کوچکی از تبلیغات را تشکیل دهد. و بیشتر منابع‌تان باید صرف تلاش بری بازاریابی ورودی گردد، هم برای تبلیغات رایگان و هم غیررایگان. که این روش دقیقا افرادی را هدف قرار می‌دهد که در حال حاضر به دنبال یافتن محصول شما هستند.

داده ها باید بزرگترین محرک باشند یعنی جایی که شما منابع خود را در بازاریابی صرف می‌کنید. اگرچه، در حالی که قسمت پایین قیف فروش بازاریابی در اغلب موارد برای اندازه گیری راحت است، اندازه‌گیری با داده‌های تجزیه و تحلیل بازاریابی سنتی خروجی و قسمت بالایی قیف بازاریابی دشوار است. چگونه می‌توانید آگاهی‌سازی از نام برند انجام دهید زمانی که فردی به دنبال جستجوی محصول با استفاده از موتورهای جتسجو در طی ۶ ماه اخیر است بتواند بر روی محتوای شما کلیک کند ؟ تاثیر آگاهی از نام تجاری و بازاریابی بالای قیف ممکن است به طور مستقیم در داده‌ها نمایش داده نشود اما باید بخشی از بودجه بازاریابی برای افزایش مخاطبان پایین قیف در آینده دریافت کند.

ترکیب خوبی از بازاریابی ورودی و خروجی چه شکلی است؟

به عنوان مثال، فرض کنیم که شما مدیر بازاریابی در یک شرکت خدمات B2B در سراسر کشور هستید. ترکیب بازاریابی شما باید چه شکلی باشد؟

اول، شما نیاز به تمرکز بر ساخت پایه و اساس خوب برای شرکت ، وب سایت  و لیست خود دارید. شما باید منابع خود را بر داشتن یک وب سایت بهینه سازی شده متمرکز کنید تا بتوانید تجربه خوبی برای مشتری فراهم کنید. بهینه‌سازی وب سایت خود را برای موتورهای جستجو انجام داده و نوعی ابزار تجزیه و تحلیل خوب برای وب سایت و پایگاه داده  CRM فراهم کنید.

شروع به انتشار مطالب در حیطه موضوعاتی نمایید که برای مشتریان مهم است و این موضوعات با استفاده از جستجوی کلمات کلیدی پراستفاده مشخص می‌شود. . شکاف‌های محتوایی تحقیقاتی رقبای آنلاین خود را پیدا کرده و آن شکاف‌ها را پر کنید. در رسانه های اجتماعی که در آن مخاطبان وقت خود را صرف می‌کنند حساب ساخته و لینک محتوای خود را در آنجا ارسال کنید. همانطور که شما امکان جستجوی رایگان و حضور اجتماعی و توسعه کتابخانه ای از محتوای عمده مربوط به صنعت خود را فراهم می‌آورید، شروع به نشان دادن تبلیغات برای افرادی که در جستجوی محصولات بر روی موتورهای جستجو هستند می‌نمایید.

از عبارات بازاریابی، هدف سفارش و هدف‌گیری در بازار در Google Display و یوتیوب استفاده کنید تا افرادی که به تازگی با محصولات یا صنعت شما با استفاده از تبلیغات خلاقانه‌ای که هزینه ارزان‌تری در هر کلیک دارند، آشنا شدند را شناسایی کنید. در رسانه‌های اجتماعی به افرادی که به تازگی به وب سایت شما مراجعه کرده اند تبلیغات نشان دهید تا آنها را به سایت شما بازگردند و شما را در ذهن شان نگه دارند. با شرکت‌ها در کنفرانس‌های صنعتی شبکه‌سازی کنید.

تاکنون، همه این روش‌های مذکور بازاریابی ورودی و پایین قیف فروش است، یعنی افرادی که در حال حاضر در حال جستجوی محصولات شما بوده و یا نزدیک به خرید هستند. باید هنوز هم محدود به افرادی با علایق، سلایق و جامعه‌شناسی خاصی باشد تا از این طریق مخاطبان را به افرادی محدود کنید که از شما در آینده خرید خواهد کرد حتی اگر آنها به طور فعال در حال حاضر جستجو نیستند. با بازاریابی آنلاین شروع کنید تا بازاریابی خروجی خود را افزایش دهید. به صورت هدفمند در رسانه های اجتماعی و بر اساس علاقه به کسب و کار (بیزینس)، جمعیت شناسی صاحب کسب و کار، مکان‌های محدوده کلان شهری و سن بین ۲۵ تا ۶۵ برای کسب و کار B2B خود تبلیغ کنید.

از مخاطبان «شبیه» فیس بوک یا مخاطبان «شبیه» گوگل استفاده کنید تا اجازه دهید الگوریتم‌های آن‌ها بین جمعیت شناسی و منافع و علایق مشتریان فعلی شما و پایگاه داده کاربران‌شان مطابقت ایجاد کنند. صفحه نمایش و تبلیغات یوتیوب را برای مخاطبان حرفه ای کسب و کار خود هدف قرار دهید. تبلیغات بنر خود را در وب سایت وال استریت ژورنال یا دیگر سایت‌های حرفه ای کسب و کار قرار دهید. تبلیغات رادیویی را برای شبکه‌های کسب و کار و یا گزارش‌ها و یا تبلیغات تلویزیونی را برای استفاده از شبکه های خبری کسب و کار هدف قرار دهید. آیا هنوز جایی برای تبلیغات وجود دارد که هدف گیری بسیار گسترده ای دارند، مانند تبلیغات تلویزیونی در زمان اوج ببیندگان، تبلیغات رادیویی عمومی، بیلبوردها، آگهی دهندگان، مستقیم و دیگر روش‌ها؟ این می‌تواند به نوع کسب و کار، مخاطبان و منابع شما بستگی داشته باشد.

اگر شما محصولی دارید که همه می‌توانند به آن علاقمند باشند، مانند غلات صبحانه، هدف‌گیری گسترده می‌تواند برای شما موثر باشد. اگر شما شرکت محلی، بیلبورد، آگهی دهنده، مستقیم، علائم و روش‌های دیگر بازاریابی سنتی  دارید این روش‌ها می توانند به خوبی برای مخاطبان کوچک موثر باشند. هر صنعت و کسب و کار متفاوت است. به همین دلیل است که برای تست و مقایسه داده ها در تاثیر هر کمپین بازاریابی مهم است.

  نتایج نهایی

 هر دو بازاریابی ورودی و خروجی دارای مزایا و معایبی در هر نوع کسب و کار است. بیشتر کسب و کارها از ترکیبی از هر دو برای به دست آوردن مشتریان جدید استفاده می‌کنند. ترکیب خاص شما قرار است توسط مخاطبان و منابع شما تعیین شود.