بازاریابی فشاری در مقابل کششی:

بازاریابی فشاری در مقابل کششی:

بازاریابی فشاری در مقابل کششی:

بازاریابی فشاری در مقابل کششی: 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

بازاریابی فشاری در مقابل کششی:

 تفاوت های اصلی و نحوه استفاده از آنها: من به تازگی یک لپ تاپ جدید خریدم. قبل از اینکه تصمیم بگیرم کدام یک از آن ها برای من مناسب است، تعدادی را به صورت آنلاین بررسی کردم تا مطمئن شوم که تصمیمی آگاهانه گرفته ام. هنگامی که در نهایت جستجوی خود را به چند مدل محدود کردم، از فروشگاه بازدید کردم تا قبل از انجام خرید، مشخصات را شخصاً بررسی کنم. من برندهای خاصی را در نظر گرفتم. سپس، با رفتن به فروشگاه با خواندن مطالب بازاریابی و دیدن شخصاً لپ‌تاپ‌ها، مناسبترین را انتخاب کردم. این تنها یک نمونه از نحوه عملکرد بازاریابی فشاری و کششی هم به صورت جداگانه و هم با هم است.

 الگوی طرح بازاریابی: در این پست ما بازاریابی فشاری، بازاریابی کششی، و استراتژی های بازاریابی فشار و کششی و نمونه هایی از هر کدام را پوشش خواهیم داد.

بازاریابی فشاری چیست؟ بازاریابی فشاری یک استراتژی است که بر روی فروش محصولات به یک مخاطب خاص متمرکز است. هدف بازاریابی فشاری این است که آنچه را برای فروش می آورند از طریق بازاریابی به مشتریان ارائه دهند. به عنوان مثال، می‌توانید محصولات خود را از طریق محتوای بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی پیش ببرید. همچنین به عنوان بازاریابی مستقیم نیز شناخته می شود، بازاریابی فشاری نوعی تبلیغات عمومی است. فروش در بازاریابی فشاری به صورتی است که مشتری می گوید، لیموهایی را که هرگز نمی‌دانستم به آن نیاز دارم، برمی‌دارم و میخرم. این نمونه ای از بازاریابی فشاری است. نمونه ای از استراتژی بازاریابی فشاری: بیایید سوزی را در نظر بگیریم. شرکت بازاریابی سوزی برای اولین کار بزرگ خود آماده است. اما کسب‌وکارهای محلی که او می‌خواهد با آنها کار کند، هیچ ایده‌ای از وجود شرکت او ندارند. او از روش باریابی فشاری استفاده می کند و بنابراین، سوزی از طریق ایمیل مارکتینگ با کسب‌وکارهای منطقه خود ارتباط برقرار می‌کند، تبلیغات را در مغازه‌های محلی قرار می‌دهد و یک صفحه کسب‌وکار در رسانه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند تا دامنه دسترسی خود را افزایش دهد. از آنجایی که سوزی هدفش معرفی شرکتش به مشاغل محلی است، بازاریابی فشاری راهی مؤثر برای اطلاع رسانی درباره کارهایی است که انجام می‌دهد. از کانالی استفاده کنید که هدف شما نزدیک به آن است، مانند یک پلتفرم رسانه اجتماعی، یا از صفحات و با درج CTA در پایان آن به نفع خود استفاده کنید.

بازاریابی کششی چیست: حالا بیایید در مورد بازاریابی کششی صحبت کنیم. بازاریابی کششی بهترین راه برای زمانی است که می خواهید مشتریان را به سمت محصول خود جذب کنید. هدف خود را با ایجاد مشتریان وفادار با ارائه مطالب بازاریابی مورد نیازشان نشان دهید. به عنوان مثال، اگر کسی به دنبال یک پرستار بچه جدید است، ممکن است به Care.com مراجعه کند. آنها می توانند یک پرستار بچه را بر اساس لیستی از ترجیحات انتخاب کنند که به طور خاص مطابق با نیازهای آنها نشان داده شده است. در عصری که مصرف کنندگان از محصولات کاملا آگاهی دارند، بازاریابی کششی برای بازارهایی با اشباع زیاد، مانند اپلیکیشن های جدید یا شرکت های پوشاک، حیاتی شده است. بازاریابی کششی نشان می دهد که چگونه به عنوان یک برند منحصر به فرد هستید. استراتژی بازاریابی کششی برای قرار دادن این موضوع در چارچوب یک تجارت دیگر: بیایید نگاهی به لوئیس بیندازیم. هنگامی که کسب و کارها به دنبال یک سیستم نقطه فروش (POS) هستند، لوئیس می خواهد که POS او همان چیزی باشد که آنها انتخاب می کنند. کانال های بازاریابی کششی دقیقاً همان چیزی است که لوئیس برای رسیدن به این هدف به آن نیاز دارد. برای جذب بازار هدف خود، لوئیس یک وبلاگ در وب سایت خود راه اندازی می کند، کمپین های تخصصی و پربازدید رسانه های اجتماعی را اجرا می کند و بر متمایز کردن برند خود از رقبای خود تمرکز می کند. برای تقویت استراتژی بازاریابی کششی خود، لوئیس از SEO استفاده می کند. نظرات در گوگل و  در سایت هایی مانند Yelp بهترین معرف او در طول کمپین او هستند. از آنجایی که لوئیس قبلاً از اولین برنامه خود پیروان و دنبال کنندگانی پیدا کرده است، می تواند برای فروش بعدی به جای بازاریابی بر اعتبار و اطمینان تمرکز کند. پس از مدتی، این کار مشتریان را به سمت کسب و کار او می کشاند. استراتژی‌های بازاریابی کششی معمولاً بیشتر از بازاریابی تحت فشار برای رسیدن به نتایج طول می‌کشد، اما این استراتژی مشتریان و رشد بلندمدت را تضمین می‌کند. اکنون ممکن است در مورد بهترین راه‌ها برای اطمینان از انتخاب نوع بازاریابی مناسب برای کسب‌وکار خود فکر کنید: برای کمک به این موضوع، اجازه دهید این دو استراتژی را با هم مقایسه کنیم.

 بازاریابی فشاری می‌تواند به فروش سریع‌تر منجر شود و با آنچه از طریق بازاریابی خود به مخاطبان خود منتقل می‌کنید، قدرت می‌گیرد. بازاریابی کششی از درون شروع می شود و بر ایجاد و تکمیل یک نام تجاری قابل عرضه برای مشتریان جدید و فعلی متمرکز است.

 بازاریابی فشاری یا کششی؟ کدام موثرتر است؟ برای تصمیم گیری اینکه کدام روش برای کسب و کار شما مناسب تر است، به این فکر کنید که چگونه می خواهید به مشتریان نزدیک شوید. اگر می‌خواهید در مورد کسب‌وکارتان صحبت کنید، به احتمال زیاد فشاری راهگشا خواهد بود. اگر شما یک بازاریاب هستید که در بازار خود برندی ایجاد می کند احتمالاً کششی بهترین خواهد بود. چند معایب برای افزایش بازاریابی وجود دارد: عمدتاً تقسیم هزینه ها و حفظ مشتریان طولانی مدت مهمترین آنهاست. اگر شرکت شما با یک تامین کننده برای اجرای یک استراتژی بازاریابی فشاری کار می کند، باید در پایان روز سود را با تامین کننده تقسیم کنید، که به معنای درآمد کمتر برای شما است. از آنجایی که بازاریابی فشاری بر فروش کوتاه مدت متمرکز است، ایجاد وفاداری به برند با یک استراتژی دشوار است. در همین حال، یک نقطه ضعف برای کششی این است که ممکن است به مخاطب پاسخ مناسبی ندهد. برای ارتباط با مشتریان خود، باید بدانید که آنها چه کسانی هستند و به دنبال چه هستند. به عنوان مثال، ورزشکاری که برای دویدن، کفش خرید می کند ممکن است علاقه ای به تبلیغات کفش های پاشنه دار نداشته باشد. یک راه موثر برای اطمینان از اینکه همه پایه‌ها را با استراتژی بازاریابی خود پوشش می‌دهید، اجرای یک استراتژی بازاریابی فشاری و کششی است  شما می‌توانید بهترین بخش‌های هر دو استراتژی را به گونه‌ای که مکمل کسب‌وکار، مخاطبان و اهداف شما باشد، تطبیق دهید.

استراتژی بازاریابی فشاری و کشش: بازاریابی فشاری و کششی می توانند با هم کار کنند. مشتریان نیاز به فشار برای ایجاد تقاضا و کشش برای ارضای آن تقاضا دارند. برای کسانی که نام شرکت شما را نشنیده‌اند، نیاز به فشار دارند. برای کسانی که کمی با خریدارشان فاصله دارند، شما می‌توانید آنها را با این روش جذب کنید. روشی که شما هر دو استراتژی را در شرکت خود به کار می‌گیرید به اهداف منحصربه‌فرد شما بستگی دارد. به شما کمک می‌کند تعیین کنید استراتژی فشاری و کششی شما چگونه باشد.

مثال‌های استراتژی بازاریابی فشاری:

 1. تبلیغات نمایشی: تبلیغات نمایشی در مناطقی ظاهر می‌شوند که به طور خاص به تبلیغات پولی اختصاص داده شده‌اند و ممکن است به روش‌های مختلفی قالب‌بندی شوند، مانند تبلیغات بنری. همچنین تبلیغات نمایشی در پلتفرم های رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام وجود دارد که می توانید آنها را ایجاد و به اشتراک بگذارید.

 2. بیلبوردها: بیلبوردها روشی مؤثر برای ایجاد آگاهی از نام تجاری و پخش کسب و کار، محصول، خدمات یا کمپین شما برای مردم هستند. آنها به طور استراتژیک در مناطق پر رفت و آمد قرار می گیرند تا چشمان بسیاری را به خود جلب کنند (و امیدواریم اعضای مخاطب هدف شما باشند).

 3. بازاریابی مستقیم: بازاریابی مستقیم و تبلیغات مستقیم نیز از بازاریابی فشاری هستند. این می تواند در یک نمایشگاه یا در یک فروشگاه رخ دهد. همچنین ممکن است کسی در یک فروشگاه مواد غذایی، مانند Trader Joes، نمونه های رایگان را به خریداران ارائه دهد.

 مثال‌هایی برای استراتژی بازاریابی کششی:

 1. بازاریابی رسانه‌های اجتماعی: همانطور که در بخش استراتژی فشاری بالا ذکر شد، تبلیغات پولی و رسانه‌های اجتماعی. راه‌های مختلفی وجود دارد که می‌توانید از بازاریابی رسانه‌های اجتماعی به عنوان نوعی بازاریابی کششی استفاده کنید. این شامل ویدیوهای نحوه کار، محتوای اینفلوئنسر (مثلاً اینفلوئنسرهایی است که یک نسخه نمایشی در مورد نحوه استفاده از محصول شما به اشتراک می‌گذارند)، تصاویر و ویدیوهای زیبا از محصول شما، و کمپین‌های بازاریابی مشترک در رسانه‌های اجتماعی.

 2. سئو: بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یک استراتژی است که به شما امکان می دهد مطالب، صفحات وب و موارد دیگر را در مقابل افرادی که در جستجوی کلمات کلیدی، عبارات و اصطلاحات مرتبط هستند، دریافت کنید. هنگامی که صفحات وب و سایر محتوای خود را برای آن عبارات جستجویی بهینه می کنید که مخاطبان هدف شما فعالانه به دنبال آن هستند، مطالب بازاریابی و صفحات وب شما در مقابل آنها ظاهر می شود. این یک راه عالی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطبان هدف و خریداران بدون احساس فشار و در عین حال افزایش آگاهی از برند است.

۳. وبلاگ نویسی: روشی مؤثر برای آموزش مخاطبان هدف شما و ارائه دانش مورد نیاز آنها برای تصمیم گیری آگاهانه برای خرید، درک نحوه استفاده و استفاده از محصول یا خدمات شما، یا به دست آوردن بینشی در مورد تغییرات در یک صنعت است، که در موتورهای جستجو مانند گوگل در مقابل مخاطبان هدف شما ظاهر می شود و به طور خودکار تعداد افرادی که محتوای شما را می بینند و با آن تعامل دارند افزایش می دهد و همچنین آگاهی از برند و موارد دیگر را بهبود می بخشد.

 استفاده از بازاریابی فشاری و کششی را شروع کنید تا قدرت استراتژی های خروجی و ورودی را ترکیب کنید و از تلاش های بازاریابی خود بیشترین بهره را ببرید.

 یادداشت سردبیر: این پست در سپتامبر ۲۰۱۹ منتشر شد و برای جامعیت به روز شده است.