بازاریابی در مقابل ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

بازاریابی در مقابل ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

بازاریابی در مقابل ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

بازاریابی در مقابل ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

مارکتینگ و IMC، دو اصطلاح رایجی هستند که غالبا، زمانی که شرکت‌ ها تصمیم به توسعه‌ استراتژی‌ های بازاریابی خود می‌ گیرند، به گوش می‌ خورند. بازاریابی، فرآیندی است که شرکت‌ ها برای فروش محصولات و خدمات خود و همچین اطمنیان از رضایت مشتری، آن را انجام می‌ دهند. اصطلاح IMC، مخفف عبارت ارتباطات یکپارچه بازاریابی (Integrated Marketing Communication) است. در این شیوه، تمامی ابزارها، روش‌ ها و رویکردهای بازاریابی با یکدیگر تلفیق می‌ شوند تا پیام منسجمی برای تأثیرگذاری بیشتر، به مشتریان منتقل شود.

مارکتینگ و IMC، دو اصطلاح رایجی هستند که غالبا، زمانی که شرکت‌ ها تصمیم به توسعه‌ استراتژی‌ های بازاریابی خود می‌ گیرند، به گوش می‌خورند.

بازاریابی، فرآیندی است که شرکت‌ ها برای فروش محصولات و خدمات خود و همچین اطمینان از رضایت مشتری، آن را انجام می‌ دهند.

اصطلاح IMC، مخفف عبارت ارتباطات یکپارچه بازاریابی (Integrated Marketing Communication) است.

در این شیوه، تمامی ابزارها، روش‌ ها و رویکردهای بازاریابی با یکدیگر تلفیق می‌ شوند تا پیام منسجمی برای تأثیرگذاری بیشتر، به مشتریان منتقل شود.

امروزه بازار، کاملا رقابتی است به همین دلیل، برای شرکت‌ ها بسیار مهم است که به جای ایجاد تبلیغات ترکیبی، از برنامه‌ ارتباطات یکپارچه بازاریابی استفاده نمایند.

در واقع، IMC میان تمامی پیام‌ های تبلیغاتی که برای یک محصول ساخته شده‌ اند، هماهنگی ایجاد می‌ کند که نتیجه‌ این کار، انسجام و پیوستگی خواهد بود.

در این مقاله به بررسی مفاهیم مرتبط با بازاریابی و ارتباطات یکپارچه بازاریابی می‌ پردازیم و در انتها نیز، تفاوت‌ های آن‌ ها را شرح خواهیم داد.

با ما همراه باشید.

تعاریف و توضیحات

۱. مارکتینگ (بازاریابی)

بازاریابی، برای هر کسب و کاری، فرآیند مهمی تلقی می‌ شود.

این کار شامل مجموعه فعالیت‌ هایی است که از جانب شرکت‌ ها انجام می‌ شوند تا بتوانند محصولات و خدمات خود را به مشتریان ارائه دهند و با آن‌ ها ارتباط برقرار نمایند.

هدف دیگری که در بازاریابی دنبال می‌ شود آن است که شرکت‌ ها باید از رضایت مشتریان خود اطمینان داشته باشند به نحوی که شانس بالایی را برای خرید مجدد، قائل شوند.

پیش از تدوین استراتژی نیاز است تا شرکت‌ ها، بازار هدف خود را شناسایی نمایند.

بازار هدف شامل افرادی است که شرکت‌ ها می‌توانند به آن‌ ها خدمات خود را ارائه دهند.

اکثر شرکت‌ ها به جای آن که تمامی بازار را هدف قرار دهند، اقدام به بخش‌ بندی بازار می‌ کنند.

زمانی که شرکت‌ ها بتوانند بخش مورد نظر را شناسایی نمایند، می‌ توانند استراتژی مورد نظر خود را به شیوه‌ مؤثرتری تدوین کنند.

به طور کلی بازاریابی، شامل درک نیاز بازار و تلاش برای برآورده کردن این نیازها به شیوه‌ ای مؤثرتر از سایر رقبا می‌ باشد.

در حقیقت هدف از بازاریابی، ارائه‌ محصولات و خدماتی به مشتریان است که بتوان آن‌ ها را به عنوان راه‌ حلی برای مشکلات آن‌ ها تلقی کرد. استراتژی بازاریابی دارای ۴ بخش است که شرکت‌ ها برای فروش و ارائه‌ محصولات و خدمات خود باید به آن‌ ها توجه نمایند.

این چهار بخش شامل، محصول، مکان، قیمت و تبلیغات هستند که با عنوان 4Ps بازاریابی نیز شناخته می‌ شوند.

کسب و کارها باید چهار عنصر ذکرشده را با هم هماهنگ نمایند تا بتوانند نیازهای بازار هدف را برآورده نمایند.

اگر 4Ps بازاریابی با یکدیگر سازگار نباشند، پیام‌ های متناقضی به مشتریان خواهد رسید که باعث خواهد شد تا آن‌ ها در خرید خود دچار تردید شوند.

در چنین موقعیتی، ارتباطات یکپارچه بازاریابی، وارد عمل می‌ شود.

۲. ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

زمانی که کسب و کارها، اقدام به توسعه‌ محصولی نمودند باید نسبت به مطلع شدن مشتریان از آن، مطمئن باشند.

همین موضوع باعث شده تا شرکت‌ ها اقدام به فعالیت‌ های تبلیغاتی نمایند تا بتوانند محصولات خود را به بازار هدف بشناسانند.

در واقع، تبلیغات، شرکت‌ ها را به مشتریان متصل می‌ کند و به آن‌ ها می‌ گوید که شرکت‌ ها چه چیزهایی را ارائه می‌ دهند.

ارتباطات یکپارچه بازاریابی، بخشی از فعالیت‌ های تبلیغاتی امروزی به حساب می‌ آید.

به طور کلی IMC، روش‌ ها و ابزارهای مختلف ارتباطی مورد استفاده‌ شرکت‌ ها را گرد هم می‌ آورد تا بتواند پیام ثابتی را به منظور تأثیرگذاری بیشتر بر مشتریان، ارائه دهد.

پیام‌ ها، رویکردها و رسانه‌ های گوناگونی که شرکت‌ ها از آن‌ ها استفاده می‌ کنند تا با بازار، تعامل داشته باشند و بر مشتریان هدف تأثیر بگذارند (تا اقدامات مناسب را انجام دهند)، همگی جزئی از ارتباطات یکپارچه بازاریابی به حساب می‌ آیند.

ابزارهایی مانند ترفیع فروش، تبلیغات، بازاریابی مستقیم و روابط عمومی برای انجام این کار، مورد استفاده قرار می‌ گیرند.

در ارتباطات یکپارچه بازاریابی، تمامی عناصر ذکرشده به صورت هماهنگ با یکدیگر کار می‌کنند تا از انتقال یک پیام منسجم به مشتریان، اطمینان حاصل شود.

هدف اصلی این رویکرد، ادغام استراتژی‌های بازاریابی و رسیدن به یک استراتژی متحد و یکپارچه‌ ای است که بین شرکت‌ ها و مشتریان، ارتباط ایجاد می‌ کند.

زمانی که میان کمپین‌ های تبلیغاتی هماهنگی وجود داشته باشند، شرکت‌ ها می‌ توانند از این نکته مطمئن باشند که پیام‌ های آن‌ ها و همچنین مزایای محصولات، توسط بازار هدف، مشاهده خواهد شد.

در نهایت، اجرای این کار باعث می‌ شود تا مشتریان بتوانند با سرعت بیشتری تصمیم‌ گیری نمایند و سردرگمی‌ های مختلفی که ممکن است در فرآیند خرید با آن‌ ها مواجه شوند نیز، برطرف خواهد شد.

تفاوت میان بازاریابی و ارتباطات یکپارچه بازاریابی

برخی از مهم‌ ترین تفاوت‌ های میان بازاریابی و ارتباطات یکپارچه بازاریابی را در زیر مشاهده می‌ کنید:

  • مفهوم

بازاریابی به فعالیت‌ های مختلفی اشاره می‌ کند که برای شناسایی بازار هدف و تبلیغ محصولات در آن بازار، انجام می شوند.

ارتباطات یکپارچه بازاریابی، شامل ادغام پیام ها و فعالیت‌ های تبلیغاتی مختلف برای اطمینان از ارسال یک پیام ثابت به مشتریان می‌ باشد.

  • محدوده

بازاریابی، حوزه‌ های کامل‌ تری را شامل می‌ شود به نحوی که ۴ بخش قیمت، محصول، مکان و تبلیغات (۴P) را کاملا در بر می‌ گیرد.

اما ارتباطات یکپارچه بازاریابی، تنها در محدوده‌ ترکیب شیوه‌ های تبلیغاتی مختلف، فعالیت می‌ کند.

با توجه به این موضوع می‌ توان گفت که ارتباطات یکپارچه بازاریابی، یکی از بخش‌ های بازاریابی به حساب می‌ آید.

  • اهداف

هدف از اجرای بازاریابی، ایجاد آگاهی از محصول و فروش آن است.

از طرف دیگر، ارتباطات یکپارچه بازاریابی از طریق ادغام شیوه‌ های مختلف تبلیغاتی، به دنبال ارائه‌ پیام ثابت به مشتریان برای تأثیرگذاری بیشتر بر آنان است.

مقایسه‌ جدولی بازاریابی و ارتباطات یکپارچه بازاریابی

ردیفبازاریابیارتباطات یکپارچه بازاریابی
مفهومانجام فعالیت‌ های مختلف به منظور شناسایی بازار هدف و تبلیغ محصولادغام تمام ابزارهای ارتباطی مورد استفاده‌ شرکت
محدودهدامنه‌ وسیع؛ شامل تمام 4Ps بازاریابی می‌ باشد.تنها بر جنبه‌ تبلیغات متمرکز است.
اهدافایجاد آگاهی از برند و افزایش فروشابزارهای مختلف تبلیغات را که توسط یک شرکت، مورد استفاده قرار می‌ گیرند را هماهنگ می‌ کند.

سخن آخر

می‌ توان چنین نتیجه گرفت که ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)، اهمیت بسیار بالایی در بازار رقابتی امروزه دارد.

رفع سردرگمی‌ های مشتریان از طریق همسویی میان کمپین‌ های تبلیغاتی و پیام‌ های منتقل شده برای شرکت‌ ها بسیار مهم می‌ باشد.

در این مقاله با بررسی مفاهیم و تفاوت‌ های بازاریابی و ارتباطات یکپارچه بازاریابی سعی کردیم تا آگاهی شما را نسبت به این دو مقوله، افزایش دهیم.