اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) چیست؟ (what are IMC objectives)

اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) چیست؟ (what are IMC objectives)

اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) چیست؟ (what are IMC objectives)

اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) چیست؟ (what are IMC objectives) 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

شاید تصور کنید که ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)، فرآیند پیچیده‌ ای است اما این، تنها ظاهر قضیه است.

در حقیقت، این مفهوم، کاملا ساده است.

داشتن ثبات، باعث افزایش اعتماد مخاطبان به برند می‌ شود.

یکی از مهم‌ ترین کارهایی که می‌ توانید در این راستا انجام دهید، استفاده از ارتباطات یکپارچه بازاریابی است.

در واقع IMC، تمامی پیام‌ های برند را در یک لحن یکسان و واحد ترکیب می‌ کند.

این کار باعث یکپارچه‌ سازی بیشتر فعالیت‌ های شما خواهد شد.

زمانی که از ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) استفاده می‌ کنید، این اطمینان را خواهید داشت که با استفاده از شیوه‌ های منحصر به فرد و هماهنگ، فعالیت‌ های بازاریابی و تبلیغاتی‌ ای انجام خواهید داد که برای مشتریان، قابل تشخیص باشند.

برای اجرای بهتر ارتباطات یکپارچه بازاریابی نیاز است تا اهداف اجرای آن را شناسایی نمایید.

به طور کلی، ۴ هدف برای انجام این کار وجود دارند.

ایجاد آگاهی از برند، ایجاد علاقه به محصول، افزایش میل به محصولات و ترغیب به عمل، ۴ هدف اصلی از اجرای IMC می‌ باشند.

شناخت هر کدام از این اهداف باعث می‌ شود تا دید مناسب‌ تری نسبت به انتخاب استراتژی‌ های مرتبط با این زمینه داشته باشید.

در این مقاله به واکاوی بیشتر این ۴ هدف خواهیم پرداخت.

با ما همراه باشید.

۱. توجه و آگاهی

یکی از مهم‌ ترین اهدافی که باید از اجرای ارتباطات یکپارچه بازاریابی به دنبال آن بود، ایجاد توجه و آگاهی نسبت به برند است.

در حقیقت، آگاه‌سازی، یکی از مهم‌ ترین بخش‌های سفر مشتری به حساب می‌ آید.

زمانی که صدای برند شما صدای ثابت و رسایی باشد، می‌ توانید روابط قوی‌ تر و صمیمانه‌ تری با مشتریان خود ایجاد نمایید.

همانطور که می‌ دانید برای آن که هر کسب و کاری توسعه یابد نیاز است تا به رابطه‌ خود با مشتریان و خریداران فعلی، ادامه دهد و آن‌ ها را وفادار نماید.

داشتن رابطه‌ قوی با مشتری، به وفادارسازی او منجر می‌ شود.

با توجه به این موضوع، می‌ توان گفت که ارتباطات یکپارچه بازاریابی، از ابتدا تا انتهای سفر مشتری، مورد استفاده قرار می‌ گیرد.

از طرف دیگر، IMC به مشتریان کمک خواهد کرد تا برند شما را در رسانه‌ های مختلف، تشخیص دهند.

در ایده‌آل‌ ترین حالت ممکن، مشتریان، یکی از پست‌ های رسانه‌ های اجتماعی را مشاهده می‌ کنند و سریعا تشخیص می‌ دهند که توسط شما نوشته یا طراحی شده‌ است.

همچنین، ارتباطات یکپارچه بازاریابی، برند شما را همواره در معرض دید مشتریان قرار می‌ دهد.

این کار باعث می‌ شود تا مکررا به آن‌ ها یادآوری شود که شما چه کسی هستید و چه کارهایی انجام می‌ دهید.

این نکته را در نظر داشته باشید که رسیدن به توجه و آگاهی مناسب باعث می‌ شود تا ترافیک سایت شما افزایش یابد.

نتیجه‌ این موضوع، افزایش فروش می‌ باشد.

۲. علاقه

برای آن که بتوانید در این بازار رقابتی، زنده بمانید و حتی به موفقیت برسید نیاز است تا ویژگی‌ هایی داشته باشید که شما را نسبت به سایر رقبا، متمایز می‌ کند.

این موضوع باعث شده تا دومین هدف ارتباطات یکپارچه بازاریابی، یعنی علاقه، به وجود آید.

منظور از علاقه، آن است که شما باید با نشان دادن ویژگی‌ ها و مزیت‌ های خود نسبت به رقبا، اقدام به ایجاد علاقه به محصول نمایید.

به جز مقایسه کردن محصول خود با رقبا می‌ توانید از طریق نمایش اطلاعات مرتبط با محصول به مشتریان، این کار را انجام دهید.

بسیاری از کسب و کارها، بسترهایی مانند وبلاگ و سایر محتواها را در رویکرد IMC خود گنجانده‌اند.

این کار باعث می‌ شود تا علاوه بر افزایش ارزش خدمات، تخصص شما نیز به مخاطبان، منتقل شود.

همانطور که ملاحظه کردید، برای افزایش علاقه می‌ توان از شیوه‌ های مختلفی استفاده کرد اما در نهایت شما باید یک هدف را برای انجام چنین کاری دنبال نمایید و آن، افزایش میزان تقاضای محصولات است.

داشتن رویکرد ارتباطات یکپارچه بازاریابی به مشتریان این امکان را می‌ دهد تا شما را بشناسند و بفهمند که شما چه چیزهایی را ارائه می‌ دهید.

البته تمرکز این هدف، بر افزایش میزان فروش نیست.

در حقیقت، ایجاد روابط مناسب و متقاعد کردن مشتریان برای تعامل با برندتان، از مهم‌ ترین اهداف این بخش به حساب می‌ آیند.

۳. میل

اگر توانسته باشید دو مرحله‌ پیشین را با موفقیت انجام دهید باید به فکر ایجاد جرقه‌ هایی برای ایجاد میل به خرید باشید.

در حقیقت هنر شما در این مرحله آن است که بتوانید راه یا راه‌هایی پیدا کنید که مشتریان را از سمت علاقه‌ داشتن به محصول یا خدمات به سمت خرید آن محصول، سوق دهد.

انجام چنین کاری را می‌ توان به عنوان پلی برای فروش در نظر گرفت.

برای آن که بتوانید پل مستحکمی بسازید نیاز است تا از مصالح باکیفیتی نیز استفاده کنید.

مصالح شما برای ایجاد میل به خرید آن است که درک و آگاهی مشتریان نسبت به محصولات را بیشتر کنید.

البته این آگاهی را نباید با آگاهی مرحله‌ اول اشتباه گرفت چرا که در این مرحله، مشتریان نسبت به محصولات شما آگاهی دارند و شما باید این آگاهی را ارتقا بخشید.

به عنوان مثال شما می‌ توانید از راه‌ کارهایی مانند آزمایش رایگان محصول استفاده کنید.

زمانی که مشتریان شما بدانند که محصولاتتان تا چه میزانی می‌توانند ارزش داشته باشند، راحت‌ تر هزینه را پرداخت می‌ کنند.

راه دیگری که می‌توان برای تأثیرگذاری بر مشتریان از طریق IMC امتحان کرد، ایجاد ارتباط عاطفی است.

این کار باعث جلب اعتماد و همچنین اطمینان از فروش بلند مدت می‌شود.

۴. عمل

پس از ایجاد رابطه با مشتریان، جلب اعتماد آن‌ ها و افزایش علاقه نسبت به محصول، آخرین هدف شما باید ترغیب مشتری به انجام خرید باشد.

یکی از مهم‌ ترین کارهایی که می‌ توانید برای این هدف انجام دهید، کاهش ریسک خرید است.

به عنوان مثال شما می‌ توانید با تضمین ۳۰‌روزه‌ محصول خود، این ریسک را به حداقل برسانید.

احتمال خرید در زمانی که مشتری بداند که می‌ تواند محصولی را که از خرید آن پشیمان شده‌ است را پس بدهد، بسیار بالا است.

همچنین این کار، باعث تشویق به انجام دوباره‌ خرید نیز می‌ شود.

هدف IMC در این بخش، ایجاد رابطه‌ قوی و طولانی‌ مدت با مشتریان است و نباید قصدی برای فریب آن‌ها، وجود داشته باشد.

سخن آخر

استفاده از بازاریابی یکپارچه باعث می‌ شود تا هم مشتریان و هم شرکت‌ ها به سود دوطرفه‌ ای دست‌یابند.

در این مقاله، به بررسی مهم‌ ترین اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی پرداختیم.

شناخت این اهداف به شما کمک خواهد کرد تا فرآیند IMC را بهتر اجرا نمایید.