ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) 700 500 دکتر علی ناصرحجتی

مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی به معنای استفاده هماهنگ از روش هایی مختلف تبلیغاتی است؛ این روش ها به نحوی مورد استفاده قرار می گیرند که یک دیگر را برای رسیدن به اهداف یک کمپین بازاریابی، تقویت می کنند.

معمولا استفاده از ارتباطات یکپارچه بازاریابی برای شرکت های B2B و B2C، سودبخش است.

همچنین خرده فروشانی که نمی توانند اقدام به برون سپاری نمایند نیز می توانند با استفاده از IMC، اقدام به توسعه کسب و کار خود نمایند.

شرکت هایی که از ارتباطات یکپارچه بازاریابی استفاده می کنند، اقدام به ادغام بسیاری از کانال های ارتباطی خود می‌کنند. هدف آن ها، انتقال پیام های واضح و هماهنگ در ارتباط با محصولات و خود شرکت است.

این برنامه شامل انتقال پیام ارتباطی به مشتری است.

پیام فرستاده شده باید واضح، سازگار و قانع‌کننده باشد. استفاده از ارتباطات یکپارچه بازاریابی اهمیت بسیار زیادی دارد.

در حقیقت، استفاده از IMC باعث می شود تا بتوانید ارتباط بهتری با مخاطبان هدف خود ایجاد نمایید. همچنین برای آن که موقعیت مناسبی در بازار داشته باشید، استفاده از ارتباطات یکپارچه می تواند به شما کمک کند تا از طریق تمایز، به این هدف دست‌یابید.

داشتن یک برنامه‌ریزی مشخص به شرکت ها، جهت مشخصی برای انتقال پیام برند خواهد داد. همچنین انجام این کار باعث می شود تا آژانس های تبلیغاتی و شرکت ها بتوانند تا با استفاده از فرصت های جدید در دسترس، ارزش افزوده ای برای مشتریان خود ایجاد نمایند.

شرکت ها می توانند پیامی را که با استفاده از ارتباطات یکپارچه بازاریابی به مشتریان خود منتقل می‌کنند را در هر مرحله نظارت نمایند.

برای آن که بتوانید بیشترین استفاده را از IMC ببرید نیاز است تا با فرآیند اجرای آن آشنا شوید.

در این مقاله به بررسی ۶ مرحله‌ی فرآیند ارتباطات یکپارچه بازاریابی خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

۱-تحلیل زمینه ‌ای یا موقعیتی

استفاده از ارتباطات یکپارچه بازاریابی، نیازمند داشتن اطلاعات کافی و دقیق درباره عناصری است که قرار است با آن ها سر و کار داشته باشید.

با توجه به این موضوع باید از شیوه های مختلف تجزیه و تحلیل در کار خود بهره ببرید.

برای موفقیت در این زمینه نیاز است تا از تحلیل زمینه ای/موقعیتی استفاده نمایید.

این تحلیل به شما کمک خواهد کرد تا فرآیند مورد نظر را بر اساس داده های علمی و آماری پیش ببرید.

برای انجام چنین تحلیل هایی کارهای مختلفی می توان انجام داد.

به عنوان مثال شما می توانید از تجزیه و تحلیل SWOT و همچنین تحلیل محیطی و خارجی، استفاده نمایید.

این نکته را در نظر داشته باشید که انجام چنین تحلیل هایی باید با دقت بالایی انجام شود تا در زمان اجرای IMC، مشکلی پیش نیاید.

۲-بازارهای هدف

شناخت بازار هدف، یکی دیگر از کارهای مهمی است که باید در این زمینه انجام دهید. در حقیقت، بدون شناخت جامعه ای که قرار است محصول شما به آن ها عرضه شود، نمی توان محصول موفقی را وارد بازار کرد.

درک مخاطب، نیازمند تحلیل دقیق عادات رفتاری او است. در حقیقت شما باید بازار هدف خود را در سطح جامعه شناختی و روان شناختی بررسی نمایید.

زمانی که یک دید کلی در ارتباط با بازار هدف به دست آوردید، باید درباره محصول خود و نحوه اثرگذاری آن بر مصرف کنندگان، تحقیق کنید.

محصول شما، چه مزایایی برای مشتریان دارد؟ چرا آن ها باید از آن استفاده نمایند؟

پاسخ چنین سؤالاتی، علاوه بر آن که دید شما را نسبت به مخاطبان واضح تر خواهد کرد، کارایی محصول را نیز دوباره، ارزیابی می کند.

۳-تعیین هدف

سومین مرحله از فرآیند برنامه ریزی ارتباطات یکپارچه بازاریابی آن است که تعیین کنید چه اهدافی از انجام این کار دارید. بدون داشتن هدف مشخص، تعیین مسیر و کانال های انجام این کار، دشوار است.

از آن جایی که قرار است هزینه هایی صرف انجام چنین کاری شود، نیاز است تا اهداف قانع کننده ای برای اجرای آن داشته باشید.

نمی توان گفت که تمامی شرکت ها، دارای اهداف یکسانی از اجرای ارتباطات یکپارچه بازاریابی هستند.

با این وجود، در زیر، لیستی از مهم ترین اهدافی که شرکت شما می تواند از برقراری ارتباط با مشتریان خود داشته باشد، تهیه کرده ایم:

  • توسعه آگاهی از برند
  • تغییر باورهای مشتری
  • بهبود تصویر برند
  • افزایش فروش
  • تقویت تصمیم خرید

۴-بودجه بندی

برای آن که بتوانید کار خود را به شیوه منظمی پیش ببرید، نیاز است تا برآوردی از قیمت ها داشته باشید. این نکته را در نظر داشته باشد که بدون بودجه بندی برای بخش های مختلف ارتباطات یکپارچه بازاریابی، کار شما دشوار خواهد بود.

دلیل این ادعا آن است که بدون بودجه بندی، از چالش های زیادی که در آینده با آن ها مواجه خواهید شد، بی اطلاع خواهید بود. بودجه ی هر شرکتی نسبت به شرکت دیگر متفاوت است.

در حقیقت، هر شرکتی، استراتژی های خاصی برای شیوه تعیین بودجه و میزان آن دارد. به عنوان مثال، ممکن است که بودجه شرکتی از طریق تعیین درصدی از فروش مشخص شود در حالیکه شرکت دیگری، درصدی از سود را برای این کار، تخصیص می دهد.

همچنین میزان بودجه، به استطاعتت و توانایی مالی یک شرکت مرتبط می شود به همین دلیل، قیمت دقیقی را نمی توان برای تمامی شرکت ها، مشخص کرد.

۵-استراتژی آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی، مطابق با اهداف ارتباطی و با توجه به بودجه تعیین می شود. همانطور که می‌دانید این نوع استراتژی، به 4P نیز معروف است.

دلیل این نام گذاری آن است که شرکت ها در این شیوه بازاریابی با استفاده از ۴ ابزار شامل محصول، قیمت، فعالیت های ترویجی و محل عرضه، به اهداف خود دست یابند.

قرابت این استراتژی با ارتباطات یکپارچه بازاریابی باعث شده تا جزئی از این فرآیند، تلقی شود.

۶-ارزیابی

بدون داشتن نظارت بر کارها و تعیین نقاط ضعف و قوت خود، رسیدن به موفقیت، کار دشواری خواهد بود. آخرین مرحله از فرآیند ارتباطات یکپارچه بازاریابی، ارزیابی نتایج است.

این کار می‌تواند با استفاده از انواع مختلف ابزارهای تجزیه و تحلیل مانند تحلیل ترافیک آنلاین از طریق استفاده از گوگل آنالیتیکس رخ دهد.

توجه به میزان فروش نیز، نوعی ارزیابی تلقی می شود. برای انجام این کار، بسترهایی که برای فروش تعیین کرده‌اید، همگی باید مورد بررسی قرار گیرند.

همچنین استفاده از ابزارهایی از رسانه های اجتماعی که به شما این امکان را می دهند تا میزان تعامل با یک آیتم معین را ردیابی نمایید نیز می تواند کمک به سزایی نماید.

سخن آخر

در این مقاله، به بررسی ۶ مرحله اصلی از فرآیند IMC، پرداختیم. استفاده از ارتباطات یکپارچه بازاریابی به شما این امکان را خواهد داد تا پیام خود را به شیوه بهتری به مشتریان، منتقل نمایید.